مواردی که یک زن باردار باید بداند

باور اینکه تا چند دهه گذشته، نشان دادن زن حامله در برنامه های تلويزیونی، تابو بوده  سخت است. اگر شما  بانويی باردار باشید، مطمئنا بسیار هیجان زده خواهید بود و دوست دارید  این خبر خوش را با دیگران در میان بگذارید، اما به یاد داشته باشید که باید در این مورد با احتیاط رفتار نمایید.

  • هنگام حاملگی – که  از طبیعی ترین اتفاقات  در زندگی زنان است –  بیان جزئیات شروع حاملگی و اضافه وزن، کار مناسبی نیست. وقتي مطمئن می شوید  باردار هستید احتمالا دوست دارید از پشت بام فریاد بزنید! هیجان شما قابل درک است، اما به  یک دلیل مهم در اعلام این خبر عجله نکنید. بیشتر سقط جنین ها قبل از 10 تا 12 هفتگی بارداری اتفاق می افتند. اگر متوجه شدید که باردارید و با این خبر دیگران را غافلگیر کردید، در صورت سقط جنین، نه تنها از این قضیه رنج خواهید برد، که دیگران را نیز ناراحت خواهید كرد. پس، تا پایان 12 هفتگی صبر کنید و بعد این خبر خوش را به دیگران اطلاع دهید.
  • ممکن است که  فکر کنید بیان چگونگی شروع بارداریتان، رومانتیک جلوه خواهد کرد، اما دیگران اینگونه فکر نمی کنند. قبل از آنکه بخواهید تمام جزئیات شروع بارداری را بیان کنید، کمی صبر کنید و تصور کنید اگر شخصی همین جزئیات را برای شما بگويد، چه حسی به شما دست مي دهد. با این روش مطمئنا به این نتیجه مي رسید که بیان این جزئیات، درست نیست.
  • بعد از تست حاملگی، وقتي متوجه شروع بارداری می شوید ممکن است این فکر به ذهن تان خطور کند که تست را برای یادگاری در آلبوم کودک نگه دارید. فكر جالبی است، اما روش بهتر آن است که از تست حاملگی عکس بگيريد و عکس را در آلبوم نگه دارید.
  • اگر با مشکل نازایی دست و پنجه نرم کرده اید و اکنون باردار هستید، بیان مسائل خصوصی درباره تجربه تان به اشخاصی که مشکل شما را دارند، عمل زشتی نيست، و حتی ممکن است شنیدن چگونگی موفقیت شما در بارداری برای کسانی که مشکل نازایی دارند مفید باشد.
  • یکی از نشانه های شروع بارداری، حالت تهوع و استفراغ هنگام است. اما در بعضی بانوان این مشکل در تمام روز ادامه مي يابد. بيشتر دکترها  می گویند که این حالت در سه ماهه اول بارداری است اما این مشکل در بعضی از بانوان حتی در سه ماهه دوم و سوم نیز دیده می شود.
  • اما نکته در این جاست که این حالت و احساس بیماری، نباید باعث شود جزئیات حالت خود را برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. همه مردم از حالت تهوع در دوران بارداری آگاهند،  اما هیچ کس مایل به شنیدن جزئیات نیست.
  • اگر سر کار می روید و دچار تهوع زیاد هستید و ناچارید  دائما از جمع پوزش بخواهید و به سمت دست شویی بدوید، بهتر است  یک بار برای رئیس و همکاران تان مشکل خود را توضیح دهید و بگویید كه عمدا جلسات را ترک نمی کنید. گفتار صادقانه شما باعث خواهد شد مشکلی برایتان پیش نیاید.
  • اگر در محل کار خود با خانم بارداری همکار هستید، بهتر است مشکل او را درک کنید و تاجایی که ممکن است درباره دفعات متعددی که به دستشویی می رود یا در آنجا مي ماند شکیبا باشید. او به اندازه کافی از میزان مزاحمت خود براي  دیگران آگاه است.
  • علاوه بر حالت تهوع، تغییرات دیگری نیز در زنان حامله رخ می دهد،از جمله بزرگ شدن شکم و ورم در و ديگر اعضای بدن. این ها هم جزو همان موارد خصوصی اند که بهتر است از اعلام آن پرهیز کنید و مشکلات خود را به همسر، دکتر و همکلاسی هایتان در کلاس های پیش از زایمان بگویید.
  • متقابلا اگر با زن بارداری روبرو شدید، با دیدن ورم یا بزرگی شکم او ابراز تعجب نکنید. او به خوبی از وضع خود آگاه است و گفتن شما فقط استرس او را زیاد می کند.
  • ممکن است به علت ورم  پا، ديگر کفش هایتان اندازه تان نباشد. به جای غر زدن و شکایت از این وضع، می توانید  صندل راحتی يا کفش کتانی بپوشيد. اگر این نوع کفشها برای محل کارتان مناسب نیست این مشکل را با رئیس و همکارانتان در میان بگذارید. این رفتار، مودبانه تر و بهتر از آن است که به خاطر کفش، بدخلق و ناراحت به نظر بیایید.
  • از چاق شدن در هنگام بارداری نترسید. اگر می خواهید فرزندتان سالم و قوی باشد باید از تغذیه خوبی در این مدت برخوردار باشید.
  • از درمیان گذاشتن جزئیات اضافه وزن خود با دیگران بپرهیزید، زیرا ممکن است آنها معتقد باشند چاقی شما غیر طبیعی است و بی جهت باعث پریشانی و اضطراب در شما گردند.

نکته: خودداری از گفتن جزئیات تغییرات در اندام يك چیز است و نادیده گرفتن دردها و ورم های غیر معمول دست ها و صورت و دردهای شکمی و تب چیز دیگر. به محض دیدن این علائم، دکتر خود را از مشکل تان آگاه کنید. از طرف دیگر اگر دوست تان که باردار است درباره اضافه وزن خود به شما گفت از اظهار تعجب بپرهیزید و با گفتن اینکه مطمئن هستید بعد از زایمان به وزن قبلی خود بر می گردد، او را دلداری دهید.

  • در اواسط بارداری، با تجربه جدیدی رو به رو خواهید شد و آن احساس حرکت بچه است. شما احتمالا می خواهید اقوام و دوستانتان با لمس شکم شما او را حس کنند. این حس قشنگی است، اگر آنها هم واقعا دوست داشته باشند او را لمس کنند. پس به جای اینکه دستشان را بگیرید و روی شکمتان قرار دهید بهتر است اول از خودشان بپرسید که مایلند یا خیر.
  • از طرف دیگر، اگر با زن حامله ای دوست هستید، بدون اجازه او دست خود را روی شکمش نگذاريد تا حرکت جنین را حس كنيد. باید هر دو طرف به حریم شخصی یکدیگر احترام بگذارند.
  • به علت بزرگ شدن شکم در باسن و پاها (ران ها) دردهايي احساس خواهد شد. سینه ها هم بزرگ مي شوند. این تغییرات را نیز فقط  برای دکتر و همسر خود آشکار کنید.
  • اگر تجربه بارداری را پشت سر گذاشته اید و زن حامله ای خواست از لحظات پیش از زایمان برایش بگویید سعی کنید  نکات مهم را حتما با او درمیان بگذارید، اما از گفتن قسمتهای ترسناک پیش از زایمان و اینکه هنگام زایمان نزدیک بوده بمیرید و … پرهیز کنید، حتی اگر واقعا چنين تجربه اي را کرده باشید.
  • اگر باردارید و دوست تان می خواهد از تجربه وحشتناک پیش از زایمان برایتان بگوید، بگویید که نیازی به شنیدن چنین چیزهایی ندارید، حتی اگر آن شخص دوست نزدیک شما باشد، زیرا شنیدن اين گونه خاطرات، استرس و نگرانی شما را زیاد خواهد کرد.

ترجمه از كتاب اتيكت

Like 🙂
9

فلور در فرانسه؟؟؟

دخترم برای ترم زمستانی به لیون فرانسه می رود. من و همسرم قرا شد با او برویم و جابجایش کنیم. این هم از مزاحمت های پدر و مادر های ایرانی برای فرزندانشان است. و بچه ها یاد می گیرند یک جوری با آن کنار بیایند.
روز دوشنبه 16 ژانویه حدود 9 صبح وارد فرودگاه دوگل پاریس شدیم. البته ماشین گرفتیم و مستقیم به سمت لیون حرکت کردیم. قرار است یک هفته ای لیون بمانیم تا دخترم جابجا شود.
اگرچه زمین گرد و اجزای خاک در همه رویه آن تقریبا یکسان است اما گویی بعضی خاک ها پتانسیل بیشتری برا تاریخ سازی دارند. به گمان من خاک فرانسه از این جمله است. بار اولی است که فرانسه و پاریس را می بینم ولی گویی با همه کوی و برزن و مردمان آن آشنا هستم. درد های مشترک آنان را بخیال خود حس می کنم و برای شادمانی هایشان بحقیقت شادم. فرانسه نمی دانم ولی نصف حرف هایی که به زبان مادری یادگرفته ام فرانسه است. خنده دار است اما حتی اسمم فرانسوی است.
وقتی وارد پاریس می شوی به این فکر می افتی که چه تاریخی این سرزمین و بخصوص شهر پاریس داشته است. از منظر تاریخی در این کشور اتفاقاتی افتاده که بر تمام جهان اثر گداشته و باید بگویم هنوز می گذارد. اگر از گذشته های دور آغاز کنیم، ژاندارک در این سرزمین می زیسته. و مرگ معصومانه اش نشان از تسلط و قدرت هیولایی کلیسا و دین بر جهان و کشور فرانسه بوده است. قدرتی که در زمان خود ترسناک ترین قدرت ها بود و تا کنون نیز تاریک ترین ایام زندگی بشر به شمار می آید. قدرتی هیولایی که هول آور ترین شکنجه ها را برای مردمی که کلیسا به سببی با آن ها مخالف بود در آستین داشت. و ایامی که هنوز واتیکان نشینان و همه رهبران دینی جهان آرزوی بازگشتش را دارند.
انقلاب فرانسه در این شهر و سرزمین رخ داده است. انقلابی که نقطه چرخش برجسته ای در اندیشه بشری بود و حاصل آن تئوری هایی بود که هنوز هم دل مشغولان آزادی و برابری را شیفته خود دارند. سنگر های خیابانی با مدافعین آن ها که تقریبا تمامی دانشجویان جوانی بودند که خونشان را اندیشه برابری انسان ها و محو برتری های اشرافی به جوشش وا می داشت. گویی فریادهای آزادیخواهانه آن ها را هنوز می شنوم. آزادی زندانیان باستیل و سرود مارسیز که به هرزبانی که خوانده می شود قلب مرا از هیجان لبریز می سازد:
برخیز ای داغ نکبت خورده دنیای فقر و بردگی. شوریده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی. باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند. وانگه نوین جهانی سازیم هیچ بودگان هرچیز گردند. روز قطعی جدال است آخرین رزم ما. انتر ناسیونال است، نجات انسان ها….
ناپلئون بناپارت قدرت و شهرت خود را در این سرزمین و در این شهر آغاز کرده است. پس از انقلاب فرانسه، پس از آن همه فداکاری و ایثار، نظامی قدرت جو و بلندپروازی بنام ناپلئون که اصلا ایتالیایی بود توانست با زور و استیلای نظامی باردیگر خود را امپراطور فرانسه بخواند و بنام این امپراطوری و به امید پایه گذاری یک میراث مادام العمر برای خود و فرزندانش، تمام اروپا را به خاک و خون کشید. وچه به خاک و خون کشیدنی. در جایی رونوشت نامه ای را می خواندم که در دوران ناپلئون سوم نوشته شده بود. در این نامه از دیکتاتوری امپراطور گله شده و نوشته بود: «روزنامه ها از کاغذ توالت بی ارزش ترند.» فکرش را بکنید چند سال پس از انقلاب فرانسه!!
در جنگ دوم جهانی فرانسه و پاریس هردو اشغال شدند و تا پایان جنگ نازی ها در این شهر و سرزمین هرچه خواستند کردند. گِتو های یهودیان ابتدا در پاریس ایچاد شد و فشار و گرسنگی بر همه مردم و بخصوص بر یهودیان خود تصویر های هول انگیزی از نبرد نژادپرستانه و سلطه جویانه بشر به نمایش می گذارند. مارشال پِتَن فرانسه را دودستی تقدیم رایش سوم کرد به این بهانه که از خرابی ان پیش گیری کند. در تمام کشور جیره بندی غذایی برقرار شد تا سربازان هیتلری خوب بخورند و بیاشامند. و البته برای خوش خدمتی یهودیان منفور نمایانده شده و به گتو ها رانده شدند. پارتیران ها و نیروهای شبه نظامی مخالف نازی ها نیز ایتدا در فرانسه شکل گرفتند و هیچکس نقش این مردان و زنان از جان گذشته را در نابودی فاشیست ها نمی تواند انکار کند. مارشال دوگل بخاطر رهبری و پشتیبانی همین پارتیزان ها بر سر کار آمد.
البته نه اینکه اشغال استعمارگرانه الجزایر، مراکش و بسیاری از کشورهای آفریقایی را توسط دولت فرانسه و همین مارشال دوگل نادیده بگیرم.
ادبیات که همواره وظیفه هدایت بشر را بر عهده داشته، پس از فروپاشی قدرت مطلق کلیسا در فرانسه کار خود را آغاز کرده و بزرگانی چون ولتر، مونتسکیو، رسو، راسل و سیمون دوبوار از این سرزمین برخاسته اند. ویکتور هوگو که بیشترین خوانندگان را در جهان، کتاب های او دارند. فرانسوی است. این ژان والژان، کوزت و تناردیه ها، گوژپشت نتردام و ماجراهایش همه در فرانسه و پاریس رخ داده اند. امیل زولا با زمین و ژرمینالش و رومن رولان با ژان کریستف و جان شیفته با زبان فرانسه و در این سرزمین سخنان زیبای خود را بگوش جهانیان رسانده اند. و لافایت که چطور می شود ندیده اش گرفت، یا آناتول فرانس.
جنبش دانشجویی در سال های دهه هفتاد هنوز بیادمان هست. فرانسوی های روشنفکر و پیشرو.
از منظر هنر، موزه لوور هنوز هم میعادگاه شیفتگان نقاشی و دنیاست.
شکلات، شیرینی های فرانسوی، و کروسانت که تمام خیابان های پاریس و لیون و شاید بقیه شهر های فرانسه مغازه های زیبایی را به فروش آنان اختصاص داده اند در این سرزمین ساخته و مشهور جهان شده اند.
وقتی خوب فکر می کنم می بینم چه سرزمین دیگری را می توان شناخت که تا این اندازه بر تاریخ انسان از ابعاد گوناگون اثر گذاشته باشد؟
اینجا پاریس است. جایی که خیلی وقت ها تاریخ در آن تولد یافته است.
وقتی به مردم نگاه می کنم فکر می کنم چه دلاورانی. چطور تمام این مصایب را تاب آورده و همچنان در تلاش پیشروی هستند.

Like 🙂
6

فضائل فیلسوف

1.      فیلسوف نباید خودشیفته باشد چون خودشیفته می‏گوید هر چیزی چون از آن ِ من است، رجحان بر هر چیزی دیگری دارد.

2.      دوم این که درباره عقاید دیگران پیش‌داوری نکنیم.

3.      سوم این‌که «جزم و جمود» با روحیه فلسفی نمی‌خواند.

4.      چهارم تعصب است که با فلسفه‌ورزی منافات دارد زیرا به عقیده‌ای پاي‌بندیم و به قوت و ضعف شواهدی عقلی درباره آن عقیده، نمی‌اندیشیم.

5.       همچنین باید با هرگونه بی‌مدارایی و بی‌تحملی نسبت به عقاید مخالف، ناسازگار باشیم زیرا از بی‌مدارایی طرف مقابل می‌هراسد و افکارش را بازگو نمی‌کند.

6.       ویژگی ششم این‏که خرافه‌پرست نباشیم زیرا خرافه،‌ پذیرفتن سخن بدون دليل و پايه است.

از

مصطفی ملکیان

متن کامل در

نیلوفر

فایل صوتی

Like 🙂
3

بهانه

بهترین راه برای موفقیت در زندگی اجتناب از عادت ناخوشايند بهانه آوردن است. هر بهانه ای که می آورید نشان دهنده انرژی هدر رفته ای است که می توانست در مسير موفقیت شما و در جهت تلاش برای غلبه بر مشکلات  به کار رود.

جرج واشنگتن می گوید:“نود و نه درصد شکست ها از آن کسانی است که بهانه می آورند.”

شما براي رسيدن به نتيجه اي موفقيت آميزبه اندازه کافی قوی، با هوش، با استعداد، با مهارت ، و لایق هستید. موفق ترین رییس هایی که دیده ام آنهایی هستند که در کمک به دیگران متخصص اند.  ابراز خود، يكي از نيازهاي انسانها است و نيازي به بهانه آوردن نيست.

ردیارد کپلینگ گفته است: ” ما چهل میلیون دلیل برای شکست خوردن داریم، اما نه حتی یک بهانه.”

خوب است به جای فعال  بودن در مرکز یک گروه و استادانه بهانه آوردن،  جرات کنیم و جزو یک درصد از کسانی باشیم که بدون بهانه آوردن , باهوشمندی، لیاقت و اعتماد به نفس به دلایل شکست اشاره می کنند.

Like 🙂
5

only in Iran

 هرچند یکبار ایمیل هایی در باره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را  نشان میدهد و موضوع فقط در ایران یا only in Iran است. این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد اما  در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم. اگر مدتی از ایران  دور باشید این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم. نیمه های راه گروهی زن و  مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی با موهای سپید و صدایی بسیار  زیبا داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو  گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم. وقتی ترانه شادتر  شد جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن. خواستم فیلمی بگیرم فکر  کردیم شاید دوست نداشته باشند. در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت  و جوی را میشود دید؟

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه سفارش املت دادیم. کنار دست فروشنده  نوشته بود ما را در facebook ملاقات کنید. بازفکر کردم در کجای دنیا  میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنه اش هم تا این  حد بروز باشد؟ چون من تا حدی دنیا دیده هستم به تجربه میگویم هیچ کجا.. هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود.  آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که  برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با  وقاری داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید با کلامی تکان دهنده  گفت : بی کس هستم اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند. کجای  دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را در کلام یک گلفروش یافت؟

به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است به  سوپری  نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم  ببخشید پول نیاوردم میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم  کم نبود مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با  کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم  کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم  فروشنده با تعجب گفت آخه چه عجله ای بود؟

شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم یکباره صدای آکاردئون یکی از  ترانه های خاطره انگیز را سر داد. در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و  مهارتی خاص مینواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. یکی آمد و  به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی  که میزنی. حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه
گرفته باشد درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای  سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

میتوان همه رحدادهای بالا را منفی دید. چرا باید خانمی با وقار گل  بفروشد. چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد و از این دست نگاههای  منفی که خیلی ها دارند اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در  کوچه ننوازد چه مشکلی حل خواهد شد و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل  مشکلات دنیا میکند؟ من هر چه را دیدم  مثبت میدیدم.

بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود  ندارند و آنچه را که وجود دارد چشم ما نمیبیند و ذهن ما درک نمیکند. مثلا  آدمها را به باکلاس و بی کلاس تقسیم کرده ایم. ماکسیما و پرادو و بنز با  کلاس و پیکان و پراید بی کلاسند. حالا در جاده گیر کنید حالا به هردلیل  چه تمام شدن بنزین چه خرابی ماشین. امتحان کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و  بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان  دارد یا پراید یا وانت. کدام با کلاس ترند؟

تنها به رخدادهای یکروز عادی از زندگی میتواند فکر کنید در آن تلخ و  شیرین بسیار وجود دارد.

Like 🙂
4

میزبانی

آن‌قدر از میزبان‌هایی که خودشان را به زحمت نمی‌اندازند و همه‌چیز را آسان می‌گیرند خوشم می‌آید. بعضی‌ها هستند که برای یک مهمانی ساده شاید از یک هفته قبل‌تر تدارک می‌بینند و دلشان مثل سیروسرکه می‌جوشد. نه حتا برای مهمانی‌های خیلی رسمی و پرجمعیت. حتا برای جمع‌شدن بچه‌ها یا دوستان یا همکاران دورهم. این جور آدم‌ها از چند روز قبل مواد غذایی را می‌خرند، پاک می‌کنند، می‌شویند، قاچ می‌زنند، سرخ می‌کنند. تند و تند. بی‌اینکه کسی کمکشان کند. یا حتا اگر هم کسی را به کمک بخواهند تمام فشار عصبی خودشان را روی سر آن بنده خدا هم خالی می‌کنند. شب‌ها خوابشان نمی‌برد که نکند فلان غذا کم بیاید یا اگر برنجم شفته شد چه و چه و چه. روز مهمانی هم دیگر یک لحظه آرام و قرار ندارند. همه‌چیز باید سر جاش باشد. چیزی کم‌وکسر نباشد. مبادا فلانی از غذایم ایراد بگیرد. یک سفره می‌چینند به چه تفصیلی! در طول مهمانی بدو بدو! جوش می‌زنند، حرص می‌خورند، سر سایر اعضای خانواده داد و بیداد می‌کنند. مهمان‌ها که سر سفره می‌آیند تا وقتی از پای سفره بلند نشوند خودشان یک لقمه غذا نمی‌خورند. مدام حواسشان به این است که تعارف کنند: بفرمایید تو رو خدا! خونه خودتونه! تعارف نکنید! حاج‌خانم چرا کم کشیدید؟ بدین براتون بکشم. نه، دارین تعارف می‌کنین!

و مهمان‌ها که بروند یک تن خسته و کوفته و یک سر دردناک و اعصاب خرد و قهر و ناراحتی با سایر اعضای خانه! آخر این چه جور مهمانی‌ای است؟ مگر نباید از مهمانی لذت برد؟ مهمانی‌دادن مگر برای تمدید اعصاب و تقویت روحیه نیست؟ نکنید این کارها را.

امید فروتن

Like 🙂
5

عناوین پیشِ رو

فهرستی که پیش رو دارید چند نمونه از مطالبی است که سایت آدابکده در برنامه کار دارد.اگر شما خواننده عزیز وقت و علاقه همکاری دارید با ما تماس بگیرید و روی یک یا چند موضوع مورد علاقه تان کار تالیف یا ترجمه کنید تا برای استفاده همگان در سایت قرار گیرد.  لازم به ذکر است که موضوعات می توانند تکراری باشند وچه بسا نگاه های متفاوت در باره یک موضوع ارائه شود و کپی کردن مطالب دیگر سایت ها در برنامه ما نیست. مهم شنیدن تمام حرف هاست. اگر موضوع مورد علاقه شما در این لیست نیست, آن را پیشنهاد کنید.

آداب تلفن همراه
آداب همسایگی
آداب بلاگ
آداب نگارش
آداب نگاه
آداب خوردن و آشامیدن
آداب مهمانی
آداب لباس پوشیدن
آداب شوخی كردن
آداب صحبت كردن
آداب رانندگی
آداب انتقاد
آداب پند و اندرز
آداب بحث و مناظره
آداب “نه” گفتن
آداب خرید
آداب رفتار با مشتری
نژاد پرستی
بهداشت فردی
سرویسهای بهداشتی
آلودگیهای صوتی
آلودگیهای تصویری
انسان و تكنولوژی
انسان و اشیاء
انسان و گیاهان
انسان و حیوانات
مراسم عروسی
مراسم عزا
در محل سكونت
– مناسبات افراد خانواده با هم
– فرهنگ آپارتمان نشینی
– خوابگاه
– پانسیون
در سفر
– فرودگاه
– ترمینال
– راه آهن
– هتل
در محل كار
– مناسبات همكاران باهم
– مناسبات مدیر و كارمندان
در مراكز فرهنگی و تفریحی
– كتابخانه
– سینما و تئاتر و كنسرت
– پارك
– رستوران و كافه
– دریا و ساحل
– دیدار از آثار باستانی
در مسجد و زیارتگاهها
در محل تحصیل

Like 🙂
3

تو مسئول گُلِتی

روباه گفت: -خدانگه‌دار!… و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:
جز با دل هیچی را چنان که باید نمی‌شود دید. نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمی‌بیند.
شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمی‌بیند.
-ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کرده‌ای.
شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -به قدر عمری است که به پاش صرف کرده‌ام.
روباه گفت: -انسان‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند اما تو نباید فراموشش کنی. تو تا زنده‌ای نسبت به چیزی که اهلی کرده‌ای مسئولی. تو مسئول گُلِتی…

شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -من مسئول گُلمَم.

شازده کوچولو

اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ری

برگردان احمد شاملو

Like 🙂
1

52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

کتابی برای زندگی : 52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

نویسنده: لیو ببوتا

این چیزی است که مدتها بود میخواستم بنویسم , یک کتاب برای زندگی. آیا کتابی وجود دارد که همه بتوانند از آن استفاده کنند؟ البته نه! این فقط لیستی از کارهایی است که میتواند به بسیاری از مردم کمک کند. بعضی از آنها فقط راهنمایی هایی هستند که ما اغلب انها را فراموش میکنیم. فکر کنید این فقط یک یاد آوری است.

چگونه از این کتاب استفاده کنیم؟

این کتاب یک راهنمای مرحله به مرحله نیست و همچنین شما الزاما نباید همه مراحل آنرا انجام دهید. راههای مختلفی برا ی تمرین این لیست وجود دارد:

  • یک راهکار را که از همه به نظرتان مفید تر میرسد انتخاب کنید. از این 52 راهکار ممکن است فقط چند تا به درد شما بخورد. آنها میتوانند فقط یک یادآوری کننده باشند.
  • تمام آنها را یکجا انجام ندهید. در یک زمان فقط بر روی یک چیز تمرکز کنید. خیلی مشکل خواهد بود اگر بخواهید همزمان چند راهکار را با هم تجربه کنید. یکی را آزمایش کنید و اگر کار نکرد تیپ بعدی را انتخاب کنید. فراموش نکنید که زندگی یک تجربه است.
  • همه این راهکارها تضمین نشده اند اما بیشتر آنها خوشحالتان خواهند کرد.
  • راهکار ها به ترتیب نیستند. بعضی از مهمترین ها در آخر آمده اند.

52 راهکار برای زندگی شادتر و سودمند تر

  1. سحر خیز باشید: این ممکن است برای همه کار نکند اما من این را یک تغییر حیرت انگیز در زندگیم یافتم. این باعث شد شروع روزم بسیار مثبت باشد و من وقت بیشتر برای نوشتن , ورزش, و تفکر دارم.
  2. کمتر کار کنید: این کمک به شادی و سودمند تر بودن میکند زیرا باعث میشود زندگیتان گیج کننده و پر از استرس نباشد. شما وقت خواهید داشت کارهایی را که دوست دارید برای کسانی که دوستشان دارید یا برای خود انجام بدهید. همچنین اگر بر روی کارهای ضروری تمرکز کنید مثل کاری که به ازای وقتتان بیشترین برگشت را به شما میدهد بازدهی کار شما بیشتر خواهد بود و شما مفید تر خواهید بود.
  3. آهسته تر زندگی کنید: بسیاری فکر میکنند این مربوط به بازدهی بالاست, ولی اینطور نیست. من به زندگی ساده تر فکر میکنم. در حقیقت من فکر میکنم زندگی خیلی لذت بخش خواهد بود اگر شما آهسته زندگی کنید. با کار کمتر شما در واقع بیشتر بدست میاورید. سعی کنید حتی در موقعی هم که کار نمیکنید به حالت آهسته زمان را بگذرانید. (آهسته رانندگی کنید, آهسته راه بروید و آهسته غذا بخورید)
  4. صبور باشید: اگر شما راحت جوش میاورید این راهکار ممکن است کمکتان کند آرام شوید. وقتی بتوانید این مهارت را بدست آورید ( توجه کنید که این یک مهارت است نه چیزی مادرزادی و غیر قابل تغییر) زندگیتان سالمترو شما خوشحالتر خواهید بود.
  5. غمخواری (شفقت) کنید: اگر قرار بود من یک راهکار را به شما پیشنهاد کنم این را پیشنهاد میکردم. اولین قسمت شفقت, همدلی یا یکدلی است, و این مهارت فهمیدن این است که دیگران چگونه احساس میکنند. با این تمرین شروع کنید. تصور کنید یک نفر را که دوستش دارید ناراحت است, دردشان را بفهمید, احساساتی را که آنها تجربه میکنند, یا چرا آنها عکس العمل این چنینی نشان میدهند. با انجام چند تمرین این مهارت در شما توسعه میابد. برای هر کسی که میبینید سعی کنید بفهمید آنها در چه شرایطی هستند, گذشته اشان چگونه بوده و چرا این طور عمل میکنند. بعد از کسب این مهارت قیمتی, یاد بگیرید به دیگران براساس دانستنیهایتان کمک کنید و با مهربانی از ناراحتیشان بکاهید. این به زندگی شما و اطرافیانتان خوشحالی میاورد.
  6. علاقه مندیهای خود را پیدا کنید: این یکی دیگر از راهکارهای ضروری است. چیزی را که دوست دارید انجام دهید پیدا کنید , زندگیتان فوق العاده بهتر خواهد شد. بنابراین کارتان را دوست خواهید داشت چیزی که 40 ساعت یا بیشتر در هفقته برای آن وقت صرف میکنید و در نهایت بازدهی شما بیشتر, وقت تلف کردن و استرستان کمتر خواهد شد. چیزی را تولید خواهید کرد که به آن افتخار میکنید.
  7. وزن کم کنید: البته این برای کسانی که اضافه وزن دارند کار میکند. وزن کم کردن ( منظور کم کردن چربی است) احتمال از دست دادن سلامتی راکاهش میدهدو کمک میکند ظاهر شما بهتر به نظر برسد و در مجموع رضایت شما را از خودتان افزایش میدهد. در حقیفت من پیشنهاد میکنم که یاد بگیرید با ظاهر خود راحت و خوشحال باشید و احساس بد به خودتان ( حتی اگراضافه وزن دارید) نداشته باشید. با این حال, از دست دادن اضافه وزن یک راه خوب برای داشتن احساس بهتر درمورد بدنتان میباشد. در عین حال وسواس غیر بهداشتی نداشته باشید, آهسته از وزن خود بکاهید و از مراحل آن لذت ببرید.
  8. ورزش کنید: ورزش کردن را به یک عادت روزانه تبدیل کنید. ورزش نه تنها کمک به کم کردن وزن میکند , بلکه کمک میکند احساس بهتری داشته باشید. حتی میتوانید از آن لذت ببرید. برای من این زمانی برای تفکر نیز میباشد و در نهایت احساس خیلی بهتری نسبت به خودم دارم.
  9. غذای سالم بخورید: این به منظور رژیم گرفتن نیست. رژیمهای غذایی خیلی محدودیت دارند و شما انها را رها خواهید کرد. من پیشنهاد میکنم اگر تغییرات غذایی خود را به آهستگی انجام دهید تا پایان عمرتان باقی میمانند. این نه تنها کمک به کم کردن وزن میکند , بلکه وقتی غذای سالم بخورید لذت بیشتری خواهد برد.
  10. مدیتیشن کنید: ممکن است شما هم مثل من مایل به انجام بعضی از کارهای مد روز نباشید , اما مدیتیشن یک روش بسیار ساده برای تمدید اعصاب , آرام شدن و تفکر میباشد.
  11. مرتب باشید: این راهنما الزامی نیست. شما میتوانید شلخته باشید و از جستجو برای یافتن وسایلتان لذت ببرید. اما من بین دو حالت مرتب بودن و غیر مرتب بودن اولی را لذت بخش تر یافتم.
  12. مثبت اندیش باشید: این یکی از راهکارهای خیلی مهم است و از بهترین تغییراتی است که میتوانید در زندگیتان ایجاد کنید که شما را به راهکارهای مثبت بشتر هدایت میکند. یاد گرفتن مثبت فکر کردن یک مهارت است که انجام هر چیز دیگری را امکان پذیر میسازد.
  13. مسایل مالی خود را ساده کنید: تعداد حسابهای بانکی و کارتهای اعتباری خود را کم کنید. کمتر خرج کنید و از پرداختیهای خود بکاهید. مسایل مالی خود را اتوماتیک کنید این به مقدار زیادی از استرس شما خواهد کاست.
  14. ساده زندگی کنید: با ساده زندگی کردن , داشتن وسایل کمتر, کارهای کمتر انجام دادن از زندگی بیشتر لذت خواهید برد.
  15. چیزهایی را که دارید بپذیرید: مشکلی که بسیاری از ما ممکن است داشته باشیم این است که همیشه فکر میکنیم اگر به مقصد یا هدف خاصی برسیم, شغل بخصوصی را بدست آوریم, بازنشست شویم, یا خانه رویایی خود را داشته باشیم خوشحال خواهیم بود. متاسفانه این زمان زیادی میبرد تا به هدفتان برسید و وقتی هم رسیدید ممکن است اهداف دیگری در ذهنتان داشته باشید. بنابراین سعی کنید از جایی که هستید , کسی که هستید, وهر چه دارید لذت ببرید و خوشحال باشید. برای رسیدن به این, به جای مقایسه خود با دیگران, یا با آنچه که خود میخواهید , خودتان را با کسانی که کمتر از شما دارند یا در زندگیشان مصیبت دیده اند مقایسه کنید.سپس درخواهید یافت که شما برکت داده شده اید و این شما را به خوشحالی بیشتر هدایت میکند.
  16. زندگی نها یی خود را پیش بینی کنید: زندگی غایی شما چگونه خواهد بود؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چکار خواهید کرد؟ با روزهایتان چه میکنید؟ یک تصویر واضح از آنچه میخواهید باشید تجسم کنید و آنرا بنویسید و بعد آنرا مرحله به مرحله تحقق بخشید.
  17. یک هدف دراز مدت برای خود تعیین کنید : دیدگاه شما از زندگی غایی کمک میکند که اهداف خود را پیدا کنید. از بین این اهداف یکی را انتخاب کنیید که میخواهید در طول مدت یک سال آنرا بدست آورید و بر روی آن تمرکز کنید. بعد یک هدف میانه را برای چند ماه آینده انتخاب کنید که بتواند کمکتان کند که به هدف دراز مدت خود برسید. بعد تصمیم بگیرید برای این هفته و امروز خود چکار خواهید کرد که شما را به هدف میان ترم خود برساند. در هر زمان فقط یک هدف را انتخاب کنید و بر روی آن تمرکز کنید و آنرا تحقق ببخشید.
  18. اهداف خود را مرور کنید: تعیین هدف مهم است اما کلید موفقیت در رسیدن به آن مرور کردن (هفتگی, ماهیانه,…) و برداشتن قدمهایی برای رسیدن به آنهاست.
  19. هدف خود را زندگی کنید: این در ارتباط با تصور زندگی نهایی ولی با کمی تفاوت است. شما دوست دارید بعد از مرگتان چگونه به یاد آورده شوید؟ پس زندگیی را شروع کنید که به آن سمت میرود. با هدف زندگی کنید و هر صبح با آن هدف در ذهنتان بیدار شوید.
  20. کارهای بزرگ برای هفته و روزتان را برنامه ریزی کنید: با مشخص کردن سه چیز مهم که میتوانید یا میخواهید در روز انجام دهید به روزتان هدف ببخشید و آن سه چیز را در اولویت قرار دهید. برای بازدهی بیشتر همین کار را با هفته خود انجام دهید. کارهای بزرگی را که میخواهید در این هفته انجام دهید در دستور کارتان بگذارید.
  21. تمرکز کنید: یک کلید مهم در بدست آوردن اهداف تمرکز بر آنهاست. پس در هر زمان فقط یک هدف را انتخاب نمایید. این مانع از پراکنندگی افکار و تمرکزتان میشود. همچنین مهم است که دائما به خودتتان اهدافتان را یادآوری کنید یا آنها را پرینت گرفته در محل قابل دیدن قرار دهید یا برای خود ایمیل یاد آوری بفرستید. بهر حال یک راه بیابید که تمرکزتان را بر روی هدف نگهدارد.
  22. از سفر زندگی لذت ببرید: اهداف مهم هستند اما نه به بهای از دست دادن شادی زمان حال. مهم است که بین هدفی که دارید و شاد بودن در راه رسیدن به هدف توازنی برقرار شود. از آنجایی که این توصیه خیلی راحت فراموش میشود, مطمین شوید که همانطور که در راه رسیدن به هدفتان هستید اینرابه خود یاد آوری کنید که از مسیر راه هم لذت ببرید.
  23. یک برنامه منظم برای صبح و شب خود داشته باشید: این راه بسیار خوبی برای شکل دادن به روز , و اطمینان از مرور اهداف, یادداشت کردن پیشرفتها, و یک شروع عالی خواهد بود. یک برنامه منظم شبانه برای مثال میتواند یک راه عالی نه تنها برای پایان یک روز طولانی و مرور روزی که رفت باشد , بلکه میتواند شما را برای روز بعد آماده کند. برنامه منظم صبح یک راه خوب برای خوش آمد گویی به روز, کمی ورزش , مدیتیشن یا تفکر آرام, یا کمی نوشتن و یا انجام کارهای دیگر باشد.
  24. روابط صمیمانه را توسعه دهید: خیلی خوب است که یک فرد بخصوص در زندگی داشته باشید اما رابطه صمیمانه میتواند با هر کسی در اطراف شما باشد.اگر افراد زیادی در اطراف شما هستند مطمئن شوید که با هر یک زمانی را بطور روزانه یا هفتگی برای نگهداری رابطه صرف میکنید. اگر افراد زیادی با شما در رابطه نیستند, مایوس نشوید. رابطه صمیمانه میتواند بین دوستان, افراد خانواده, بچه ها, هم اطاقی , هم کلاسی, و هم کار هم برقرار شود. هر انسانی که ما ملاقات میکنیم , هم نوعی است با آرزوهای مشابه برای شادی , غذا, سر پناه, و یک رابطه صمیمی. آن مورد مشابه را پیدا کنید, صادق و روراست باشید , در مورد هم بیشتر یاد بگیرید , هم را بفهمید , و همدیگر را دوست داشته باشید.این میتواند یکی از مهمترین چیزهایی باشد که شما میتوانید انجام دهید.
  25. بدهی های خود را کم کنید: کاهش بدهی مالی یک راه عظیم برای رفع استرس, و داشتن احساس خوب است. پیشنهاد میکنم کارتهای اعتباری خود را باطل کنید و یک برنامه یکی دو ساله برای کم کردن یا باز پرداخت کامل بدهی هایتان بسازید.
  26. از خوشی های ساده لذت ببرید: اینرا میتوان هر کجا پیدا کرد. غذا, غروب خورشید, شنهای لای انگشتان پا, چمن تازه زده شده, بازی با کودکتان, یک کتاب خوب و یک تخت گرم, رقص در باران,و موزیک مورد علاقه اتان. شما احتمالا میتوانید لیستی از 20 شادی ساده که از آن لذت میبرید و هر روز میتوانید آنها را بیابیید بنویسید. آن خوشی های ساده را در طول روزتان بیابید تا سفر زندگیتان لذت بخش تر شود.
  27. صندوق پستی / ایمیلتان را خالی و میز کارتان را تمیز کنید: این کار ممکن است در ابتدا وقت گیر باشد ولی وقتی یکبار این کار را کردید وقت زیادی برای تمیز نگهداشتنش نمیگیرد. این عادت ساده پاداش بزرگی برایتان خواهد داشت
  28. یک حساب ” کمک اظطراری” درست کنید: هر چند این یک نصیحت معمولی برای مشکلات مالی است اما هنوز خیلی اهمیت دارد. نمیدانم چگونه اهمیت داشتن یک حساب بانکی برای مواقع اظطراری را شرح دهم. غالبا میشنویم که باید هزینه زندگی برای 6 ماه را حداقل پس انداز داشته باشیم ولی نترسید اگر برای 6 ماه پس انداز ندارید. میتوانید با مقدار کم مثلا 100 دلار شروع کنید. بعضی هزینه های اضافی کوچک را متوقف کنید وهر روز مبلغ کوچکی به پس انداز خود بیافزایید. وقتی مثلا 1000 دلار جمع کردید این تاثیر زیادی در زندگیتان خواهد داشت. این مبلغ ممکن است به نظر خیلی نباشد ولی حداقل شما ماه به ماه زندگی نمیکنید. و اگر یک مورد غیر منتظره اتفاق بیافتد شما میتوانید برای آن از این حساب پرداخت کنید به جای اینکه از پرداختی های دیگرتان عقب بیافتید. این یک قدم معمولی ولی خیلی مهم است.
  29. یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید: این ممکن است از راهکارهای خیلی مهم نباشد ولی من گواهی میدهم که این مفید است. برا ی مثال خود من حافظه طولانی مدت بدی دارم و با نوشتن چیزها میتوانم به عقب برگردم و یاد آوری کنم که ماه گذشته چه اتفاقی افتاده است. میتوان دفتر روزانه روی اینترنت داشت و از یک جمله در روز شروع کرد.
  30. از نیروی دیگران استفاده کنید: رسیدن به هد ف ممکن است مشکل باشد, ولی استفاده از نیروی جمعی امکان تحقق آنرا بیشتر میکند. برای مثال میتوانید هدف خود بر روی بلاگ شخصی اتان اعلام کنید , یا به یک انجمن آنلاین یا یک گروه در همسایگی خود ملحق شوید که میتوانید روی کمک انها حساب کنید. نیروی مثبت گروه کمک میکند شما به هدفتان بچسبید تا آنرا به دست بیاورید .
  31. بخوانید , وبه کودکانتان هم کتاب خواندن را یاد بدهید: خواندن یکی از بهترین چیزهایی است که من در جهان دوست دارم. عاشق این هستم که یک کتاب داستان خوب ( و یا حتی نه چندان خوب) دست بگیرم و تمام یک بعد از ظهر را با آن سرگرم باشم. و با خواندن هر روزه کتاب برای کودکانم عشق به کتاب خواندن را به آنها هم سرایت میدهم . دوست دارم به این ترتیب با کودکانم وقت بگذارم و ما همگی از قصه هایی که میخوانیم لذت میبریم.
  32. اطلاعات دریافتیتان را کنترل کنید: در زندگی روزمره , ما اطلاعات زیادی از طریق ایمیل, بلاگ , خواندن وبسایت , روزنامه, مجللات , تلویزیون, رادیو , موبایل و .. دریافت میکنیم. این همه اطلاعات تمام وقت ما را گرفته بعضی اوقات باعث گمراهی میشود و نمیگذارد به کارهای مهم دیگر برسیم. میتوان خیلی سریع سری به رسانه های گروهی زد , میزان اطلاعات دریافتی را کنترل نمود و زندگی را ساده تر کرد .
  33. یک سیستم ساده درست کنید: وقتی شروع به ساده تر کردن زندگی میکنید, یک راه پیدا کنید که کار های روزمره اتان را نیز ساده تر انجام دهید. یک راه موثر برای لباس شستن , نامه ها و کاغذ های اداری, و کارهای دیکر بسازید.
  34. بعد از هر استرس زمانی را به استراحت ( رها کردن استرس) اختصاص دهید: به ناچار زمانهایی در زندگی پیش میاید که هر کس استرس را تجربه میکند, شاید چند بار در هفته این اتفاق بیافتد. برای نگهداشتن سلامتیتان شما باید وقتی را برای رها کردن این استرس اختصاص دهید
  35. در حال زندگی کنید: زمان خیلی سریع میگذرد. قبل از اینکه متوجه شوید زندگی گذشته, بچه ها بزرگ میشوند و میروند. اجازه ندهید زندگی از دستتان برود, از همین لحظه ها لذت ببرید. به جای ماندن در گذشته یا فکر کردن به آینده, تمرین کنید که در زمان حال زندگی کنید.
  36. متانت را در خود توسعه دهید: در تمام مشکلات زندگی سعی کنید عاقل بمانید. مثل برخورد با راننده های بی ادب , همکاران آزار دهنده, نظر دهنده های بد جنس روی بلاگتان, اعضای خانواده بی ملاحظه. این با کمی تمرین بدست میاید فقط باید اجازه دهید این چیزها بلغزند و بروند و اثری بر روی شما نگذارند.
  37. با اعضای خانواده و کسانی که دوستشان دارید وقت بگذارید: این یکی از چیزهایی است که میتواند شما را به بزرگترین خوشحالی برساند . این را اولویت هر روز و هر هفته اتان قرار دهید. هر وقتی را که ممکن است با خانواده و دوستانتان بگذرانید و از بودن با آنها لذت ببرید. وقتی با آنها هستید فقط به آنها فکر کنید و در فکر کار یا مسائل شخصی نباشید.
  38. در مواقع افسرده گی روحیه خود را بالا ببرید: همیشه مواقعی در زندگی هست که روحیه ما ممکن است خراب شود یا حتی افسرده شویم. باید خود را از این رکود در آورد.
  39. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید: اگر چه این کار سخت است ولی بهترین راه برای قبول آنچه که هستیم و آنچه که داریم است. خودتان را با دوست , همکار, یا یک فرد معروف مقایسه نکنید. متوجه باشید که شما متفاوتید با نقاط قوت بسیار. یک دقیقه وقت بگذارید برای قدردانی از همه چیزهای خوبی که دارید و برای این همه برکت در زندگیتان سپاسگذار باشید.
  40. بر مزایا و خوبیها تمرکز کنید نه بر مشکلات: اگر انجام کاری برایتان سخت است یا کارها خوب پیش نمیرود, فکر نکنید که چقدر بعضی کارها سخت هستند یا چرا شما نمیخواهید آنرا انجام دهید, بلکه بر مزایای انجام آن کار تمرکز کنید یا چه موقعیت هایی را این کار ممکن است به وجود بیاورد. با تغییر نگاهتان , میتوانید احساستان را هم نسبت به آن چیز تغییر دهید و انجام آنرا آسانتر کنید.
  41. عاشقانه رفتار کنید: اگر آن شخص مخصوص را در زندگی دارید , راههای کوچکی پیدا کنید که رفتاری عاشقانه داشته باشید. این روابط شما را زنده و سر حال نگه میدارد در حالیکه لازم نیست پول زیادی هم خرج کنید.
  42. بحث را ببازید: شخصی را می شناسم که به تازگی پنجاهمین سالگرد ازدواجش را جشن گرفته , از او رمز موفقیت در ازدواج طولانی اش را پرسیدم. او گقت هر وقت با همسرم وارد بحثی میشدم , بلافاصله دهانم را میبستم. آنچه من فهمیدم این است که نباید سعی کرد درتمام بحث ها برنده بود. من فکر میکنم این یاد آوری فقط مخصوص افراد متاهل نیست و همه جا به درد میخورد. بیایید به جای از دست دادن بحث یا ثابت کردن این که حق با ماست , همدیگر را درک کنیم و چیزها را از نگاه شخض دیگر ببینیم. این راهکار کوچک میتواند منجر به شادی فراوان شود.
  43. وارد جریان شوید: این کمک به شاد زیستن و سودمندی بیشتر میکند. جریان مدتی است که ما کاملا تمرکز میکنیم بر روی کار ی که باید انجام دهیم. در واقع در آن غوطه ور هستیم و زمان را گم میکنیم. داشتن کار و اوقات فراغت که شما را در جریان قرار میدهد بدون شک به شادکامی ختم میشود. مردم بیشترین خوشی ها را وقتی غرق چالشهای متفکرانه هستند بدست می آورند نه وقتی که منفعلانه بدون درگیری های فکری هستند. با انجام کارهایی که خیلی دوست دارید و با کم کردن چیزهای منحرف کننده و تمرکز روی آن کار وارد جریان شوید.
  44. در هر زمان بر روی یک کار تمرکز کنید: من به انجام وظایف چند گانه همزمان معتقد نیستم حداقل نه برای زندگی روزمره. در هر زمان فقط بر روی یک کار تمرکز کنید. این شما را به سودمندی بیشترو استرس کمتر هدایت میکنید.
  45. صرفه جو باشید: این یک عادت است نه یک هدف. یک روش زندگی با طرز تفکر متقاوت است و بهترین راه بر اساس معنی و طرز تفکر شما از زندگی است. این به معنی خسیس بودن یا ترک لذت های دنیا نیست, بلکه به معنی پیدا کردن راه های ارزان تر برای انجام چیزها , یادگرفتن زندگی کردن با چیزهای کمتر ( و خوشحال بودن در مسیر ) , و کنترل کردن هزینه های اضافی است.
  46. با چیزهای کوچک و قدم های آهسته شروع کنید: من همواره مدافع انجام کارها به صورت آهسته و انتخاب اهداف کوچک هستم. زیرا شما مطمئن هستید که آنرا به دست خواهید آورد و وقتی به هدف خود رسیدید از این موفقیت برای رسیدن به قدمهای بعدی استفاده خواهید کرد. این یک تکنیک ساده و کار آمد است. مثلا برای ورزش آهسته شروع کنید لازم نیست در شروع عجله به خرج دهید شما بقیه عمرتان را برای ادامه این کار در پیش رو دارید.
  47. یاد بگیرید با مخالفانتان کنار بیایید: همه ما در زندگی مخالفانی داشته ایم.این ها کسانی هستند که ممکن است نیت خوب داشته باشند اما همیشه مخالفند و باعث میشوند ما احساس بی ارزشی کنیم یا نتوانیم به اهدافمان برسیم. آنها ممکن است شما را دست بیاندازند یا منفی باشند.برای رسیدن به اهدافتان باید یاد بگیرید که با مخالفانتان کنار بیایید بر این مانع غلبه نمایید.
  48. بیرون بروید: در این زمانه بسیاری از ما اوقات زیادی را در داخل ساختمانها میگذرانیم , به خصوص اگر شغل ما یا نحوه سرگرمیمان با کامپیوتر باشد. کودکانمان اغلب پای تلویزیون , اینترنت, و بازی های ویدیویی هستند. آنها و خودتان را به طبیعت ببرید , به دیدن زیبایی های اطرافتان و تجربه شادی مربوط به فعالیت های بدنی را تجربه کنید.
  49. زود بازنشسته شوید: این یک راه خیلی مطمئن برای شاد شدن نیست. ممکن است با بازنشستگی حوصله اتان سر رود و بیشتر ناراحت شوید. اما این یک هدف جالب خواهد بود و اگر شما درزندگی خود چیزی معنی دار داشته باشید مثل کار داوطلبانه , یا کمک به دیگران , این راه شما را خیلی خوشحال میکند. این یک هدف راحت نیست , اما میتوان با کم کردن هزینه های زندگی , افزایش درامد, و سرمایه گذاری زودتر بازنشست شد. هر چه بیشتر این سه کار را انجام دهید زودتر به آزادی میرسید.
  50. از چیزهای کوچک لذت ببرید: درست است که شادی های بزرگ حاصل چیزهای بزرگ است , اما خوشی های کوچک زیادی نیز در زندگی ما وجود داردند. اگر موقعیتش دست داد از آنها لذت ببرید. این یک راه برای در حال زندگی کردن نیز هست. بایستید و دقت کنید که در حال انجام چه کاری هستید, چه چیزی در اطراف شماست , و برای لذت بردن از آن وقت بگذارید.
  51. کمی هم تنبلی کنید: زمانی هست که باید سودمند و مفید بود و زمانی هم باید تنبل و بی خیال بود. من دومی را دوست دارم و اگر فرصتی دست دهد بی خیال میشوم. آیا این مرا تنبل میکند؟ احتمالا نه, ولی اگر حتی اینطور باشد من اهمیتی نمیدهم. این من و کودکانم را شاد میکند.
  52. به دیگران کمک کنید: وقتی که پیدا کردن راههای لذت بردن از زندگی خوشحالی میاورد , انجام کارهایی مثل کمک برای شاد کردن دیگران , یا دردی از دردهایشان کم کردن میتواند خیلی بیشتر شما را در زندگی راضی کند. پیشنهاد میکنم یک یا دو جایی را که دوست دارید برای انجام کارهای داوطلبانه انتخاب کنید. حتما نباید وقت زیادی به اینکار اختصاص دهید , یکی دو ساعت در هفته یا در ماه کافی است. همه ما میتوانیم چند ساعتی وقت اضافه برای اینکار پیدا کنیم. کار داوطلبانه باعث خوشی خیلی عظیمی خواهد شد که ممکن است شما را به انجام آن معتاد کند.

 

 

Like 🙂
11

4 اثر از فلورانس اسكاول شين

بيشتر مردم زندگي را جنگ مي‌انگارند، اما زندگي جنگ نيست، بازي است.

هر چند بدون آگاهي از قانون معنويت نمي‌توان در اين بازي برنده شد. هر چه كه آدمي در خيال خود تصور مي‌كند ـ دير يا زود ـ در زندگي‌اش نمايان مي‌شود.

براي پيروزي در بازي زندگي بايد نيروي خيالمان را آموزش دهيم. كسي كه به قوه تخيل خود آموخته باشد كه تنها نيكي را تصور كند و ببيند مي‌تواند به تمام خواسته‌هايش خواه سلامت، ثروت، دوستي و محبت يا هر خواسته بزرگ ديگر برسد.

هر آنچه كه آدمي عميقاً اخساس يا به روشتي مجسم كند بر ذهن نيمه هشيارش تأثير مي‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگي‌اش ظاهر مي‌شود.

همچنين در بازي زندگي كلام نقشي تعيين كننده دارد. چه بسيارند كساني كه با كلام كاهلانه خود مصيبت را به زندگي‌شان فرا خوانده‌اند. ذهن نيمه هشيار شوخي ندارد و اغلب مردم با شوخي‌هايشان تجربه‌هايي ناخوشايند را براي خودشان مي‌آفرينند. اما خوشبختانه اين قانون در هر دو جهت كار مي‌كند. يعني مي‌توان هر فكر ناخوشايند را به فكري خوشايند و تجربه‌اي دلپذير تبديل كرد.

وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طريق آرزو، ايمان يا كلام به زبان آمده مي‌تواند نمايان شود.

ترس تنها دشمن آدمي است، ترس از تنگدستي، ترس از تاريكي، ترس از بيماري، ترس از شكست، ترسِ از دست دادن و احساس عدم امنيت براي هر مسئله. جز ترديد و هراس هيچ چيز نمي‌تواند ميان انسان و بزرگترين آرزوهايش فاصله ايجاد كند. به محض اينكه انسان بتواند بي هيچ دلهره‌اي آرزو كند، بي‌درنگ برآورده مي‌شود.

هدف از بازي زندگي اين است كه آدمي به روشني خير و صلاح خود را ببنيد و تمام تصاوير شر را از ذهن خود پاك كند.

برگرفته از كتاب 4 اثر از فلورانس اسكاول شين/ چاپ شصتم / ترجمه گيتي خوشدل / انتشارات پيكان

Like 🙂
7

راستی

ای مزدا

آن خوشبختی درخشان را که در پرتو راستی به هردو گروه نوید داده ای

و آن آئینی را که برای فرزانگان به هستی آورده ای

با گفتار خود برای رهروان راهت آشکار کن

تا من همه مردمان را به سوی آن فراخوانم

Like 🙂
3

سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!

 

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
…2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

Like 🙂
3

ایمیل تازه چی داریم ؟؟ ؟ (4)

 ایمیل یکم

با دریافت ایمیلی که یکی از برنامه های طنز آقای محمد رضا عالی پیام (متخلص به هالو ) را دربرداشت به کوچه باغهای یوتیوب هدایت می شویم ،جائیکه برنامه های بسیاری ازطنز دلنشین ایشان را می توان در آن یافت .گویا از راه ماهواره و انتشار کتاب هم مخاطبان فراوانی دارد .

کاش در کنار ریزبینی که د ر فرم و ریخت  طنزش بکار می برد ، در درون مایه آن ها هم درنگ بیشتری بکند .

برای نمونه گرچه می خواهد کم ارزش شدن پول ما ویا مهریه زن و اندازه آن را به زیر سوال ببرد ولی ناپسندیدگی خشونت نهفته در سخنش حتی با آراستن آن به شیوه طنز هم کاهش نمی یابد :

هر که داد زن خویش طلاق               به خدائی خداوند خر است

چونکه با قیمت سکه امروز              دیه از مهریه با صرفه تر است

شرکت کنندگان دوست داشتنی در گردهمآئی هم شوربختانه خنده به هر بهانه و بها را روامی دانند و می بینیم که “مستمع صاحب سخن رابرسر ذوق آورد “.

سروده هائی هم به بازگوئی از گذ شتگان در زیانهای رسیدن حمال به وکیلی و وزیری و امیری( ویا امروزه آشغالی به ریاست جمهوری) دارد .آیا برای کنایه زدن به احمدی نژاد شایسته است پیشه رفتگری و یا باربری را د ستاویز قرارداده و آنرا  کوچک وخوارشمرد ؟ اگر هنوز بالاد ستان (وگاه فرود ستان) واژه حمال را برای فحش و ناسزاگوئی بکار می گیرند ، بر دوش چه کسانی است که رویکرد به کرامت انسانی را به درون جامعه ببرند ویا یادآوری کنند؟

در برنامه ای دیگر برای توجیه سروده هائی که در آنها اعراب را برهنه پا و سوسمار خور و.. نامیده است یورشهای هزار و سیصد سال پیش نیاکان آنها به ایران را به رخ  می کشد و دشنام گوئی خود را زیر پوشش عذرخواهی نکردن آنها پنهان می کند.

 لحن گفتار وتاکید او براینکه ( خوزستانیها از نژاد عرب نیستند بلکه ازنژاد خالص ایرانی بوده و فقط به عربی تکلم می کنند ) بشکلی است که انگار عرب بودن ننگ است و خوشبختانه اعراب خوزستانی از چنین ننگی بدورند.

ازما می خواهد که این وقایع را ردیابی کنیم تا به تائید ایشان برسیم،

 در باره درمیان گذاشتن بی جا و بی هنگام این گفتمان (بویژه باابهام در نقش وعملکرد حکام و مردم ساده و عادی  و کلا به شکل دشنام گوئی )به بازگوئی سخنی ازبزرگی بسنده  می کنم : (تنها زمانی حرفی را با دیگران درمیان بگذار که بر درستی آن مطمئن باشی ودیگر اینکه  سودمند است ).

 ایمیل دوم

هرماه چندین ایمیل دربردارنده سخنان بزرگان را دریافت می کنیم .هرچند مانند میوه های (درهم ) در میوه فروشی اند! ولی ازآنجا که از دهان بزرگان درآمده اند وبما یاد داده اند که سخن آنها را”دربست” ! بپذیریم گویا هیچ کدام جای پرسش وگفتگو ندارند، اما یک پند کوچک به ناپلئون بزرگ! :

(تسخیریک کشوربزرگ ازتسخیر قلب کوچک یک زن آسانترا ست . ناپلئون ).

البته که برای مردانی مانند شما همینطور است .اگر سری به فرهنگ عمید زمان خود ت ! میزدی این معانی را برای تسخیر میدیدی(رام کردن ،فرمانبردارکردن ،مغلوب کردن ،به کار بی مزد واداشتن ).

تا زمانی که قلب زن را (کوچک ) ببینی و بجای پیشکش  قلب خودت به او در فکر تسخیر آن باشی ، همین آش است و همین کاسه !.

مینا

Like 🙂
8

والدین و سوءرفتارهای کودکان 4

والدین و سوءرفتارهای کودکان

سه پیمان موفق

سه پیمان موفقیت آمیز وجود دارد که هر پدر و مادری برای اینکه در تربیت فرزندان بیشتر موفق شوند،  به آنها نیاز دارند:

1-   داشتن شجاعت برای تغییر و پذیرش ایده های نو. اگر آنچه که شما انجام می دهید اثربخش باشد ، آن را ادامه دهید وگرنه شجاعت داشته باشید که کار دیگری بکنید.

2-   داشتن صبر.اگر فرزند شما  دوازده ساله است، او دوازده سال  زمان داشته که الگوهای رفتاری خودش را بسازد و بهبود بخشد. به فرزندتان برای تغییر کردن زمان بدهید .این همان موردی است که بسیاری از والدین در آن اشتباه می کنند. دنیای کنونی والدین را کم طاقت کرده است ، ما همه کارهای خود را با سرعت انجام می دهیم ، از پخت غذا در مایکروفر گرفته تا عکاسی یک ساعته ، خشکشویی یک ساعته ؛ در واقع فناوری کم طاقتی را به ما آموخته است .

3-   تمرین کردن.هر پدر و مادری(حتی من) باید تمرین کند. فرزندان من ذره ای به این نکته که من روانشناس هستم توجه نمی کنند . وقتی در منزل هستم، یک پدر هستم . مثل شما. من هم باید تمرین کنم . اگر شما بخواهید فقط درباره ایده های جدید مطالعه کنید، ولی آنها را در عمل نشان ندهید ، این کتاب را به شخص دیگری بدهید و یک عصای سحرآمیز بخرید.

لینک نوشته های پیشین

ترجمه از کتاب How to behave  ، نوشته Sal Severe

Like 🙂
1

بی تعارف

از آنجا که ما ایرانیان به دلیل ضعف قدرت نمی توانیم  ارتباط سالم و مشخصی با دیگران داشته با شیم به تعارف پناه می بر یم وتعارف گاهی  زندگی‌ما را از خط  خود خارج می‌کند.

چند سال پیش با خانمی درباره تعارف صحبت می‌کردم. می گفت به دوستی‌ که سالها بود ایشان را ندیده بودم تعارف آمدن به کانادا کردم. این دوست ازسفارت کانادا در ایران درخواست ویزا کرد و موفق به گرفتن آن شد. پس از آمدن به کانادا, توقعات دوستی‌ که به خیال خود به مهمانی چند ماهه آماده بود و نداشتن حد و مرز مشخص بین این افراد، معرکه‌ای درست کرده بود که حتی روابط این خانم با همسر و فرزندان دچارمشکل کرد. شاید وقت آن رسیده که آداب معاشرت خود و آداب روابط اجتماعی خود را بازبینی کنیم. ولی‌ چه باید کرد؟ چگونه می شود این کار را انجام داد؟

در مقام پیشنهاد کننده نکات زیر را در نظر بگیریم:

  • یاد بگیریم که حرف خود را صریح و شفاف بزنیم که جایی برای تعارف و مسائل پس از آن نگذاریم.
  • فکر کنیم که اینکه آنچه می گوییم چگونه شنیده می شود.
  • می توانیم یک مکالمه را با گفتن به امید دیدار تمام کنیم بدون اینکه وارد مکالمات تعارف آمیز شویم.
  • وقتی‌ کسی‌ را دعوت کنیم که به راستی‌ وقت برای این مصاحبت داریم.
  • در صورتی‌ این کار را انجام دهیم که امکانات خود را به خطر نمی‌‌اندازیم.
  • راحت باشیم و جملاتی را بگوییم که واقعا معنی‌ دارند و نیاز مکالمه ما در زمان و مکان مشخص است.
  • فقط وقتی پیشنهاد لطفی را بکنیم که از صمیم دل علاقه به آن کار را  داشته باشیم.
  • و اگر می خواهید لطف بزرگی بکنید, برای پیشنهاد زمان کافی به خود بدهید.

در مقام دریافت کننده لطف

  • مطمئن شوید پیشنهاد از بی رو دربایستی است.
  • پس از یک بار انتظار دائمی شدن آن را نداشته باشیم. (درصورت ناخورده شدن دشمن صد ساله نشویم)
  • گاهی خود را به جای پیشنهاد دهنده قرار دهیم.
  • کاری کنیم که از لطف به ما لذت ببرند نه محنت.
  • ارزش لطف را بدانیم و نگوییم از روی زیادی وقت, پول و یا حوصله این کار را کرد و کار مهمی نبود.

البته که هزاران نکات ریز است که در این مورد می شود بیان کرد. ولی‌ از حوصله این مقاله کوتاه بدون تعارف بدور است. اگر شما نیز نکاتی برای اضافه کردن دارید برای استفاده همگان بفرستید.

Like 🙂
2

اخلاق بیماری بخش دوم

اخلاق بیماری

 

لینک بخش اول

برای دوره ای که شیمی درمانی داشتم و انرژی لازم برای جواب دادن به تلفن ها در من وجود نداشت همسرم به تلفن ها پاسخ می داد و در مواقعی که هیچ کداممان قادر به پاسخ دادن به تلفن ها نبودیم پیغام گیر را تنظیم کرده بود به این نحو که از تماس گیرنده برای تماس تشکر می شد و مودبانه از اینکه امکان دارد که به این تماسها جوابی داده نشود عذر خواهی شده و ازتوجه و حمایت همه ی تماس گیرنده گان تشکر می شد. تلفنهای زیادی می شد که بسیار تاثیر گذار بود اما من هیچ گاه قادر نبودم به همه ی انها پاسخ دهم و این گاهی بسیار دردناک بود.

فرستادن کارت

روش بسیار خوب و مفید دیگری برای ایجاد ارتباط با دوست بیمار فرستادن کارت است . کارت فرستادن مزایای فراوانی دارد برای اینکه بیمار می تواند آن را بارها و بارها بخواند و به تصویرش که مطمئنا شما با دقت انتخاب کرده اید نگاه کند و همچنین نیازی به پاسخ ندارد. کارت فرستادن یک روش بسیار خوب و مفید برای نشان دادن حس مراقبت و توجه شما به دوستتان است. دوست بیمار شما می تواند آن را بر روی میز کنار تخت خود بگذاردو حضور شما را پیوسته در کنار خود احساس کند. اگر کلمه ی مناسبی را برای دوست خود پیدا نمی کنید شاید این جملات کمک کننده باشد.

من نمی توانم به تو فکر نکنم.

من همیشه و در همه حال به تو فکر می کنم.

تو همیشه در دعاهای من هستی.

من همیشه به یاد می آورم آن روزی را که…..

من منتظر روزی هستم که دوباره با هم ……

هر زمانی که این کارت ها خوانده شوند نویسنده ی کارت حاضر خواهد بود. بارها و بارها.

اما به یاد داشته باشید که صمیمیت کلمات شما شفا دهنده خواهند بود و بهترین هدیه برای سخت ترین ساعتها و روزها.

2

چند ماه قبل وقتی که مارتین برای یک پروژه دور از خا نه به سر می برد شوهر بهترین دوستش از دنیا رفت . او از قبل می دانست که وقتی برای این سفر کاری می رود این اتفاق خواهد افتاد. برای همین به طور مرتب در تماس تلفنی با دوستش پائولا بود و زمانی که این اتفاق ناخوشایند روی داد مارتین خیلی سریع یک ایمیل برای پائولا نوشت ودر آن ابراز تاسف و همدردی خود را ابراز کرد. و همچنین احساس تاسف خود را از این که نمی تواند در این لحظات سخت در کنار او باشد بیان نمود.

این اولین باری بود که مارتین چنین نامه ای به یک دوست می نوشت و نگران بود که آیا این ایمیل را بفرستد یا نه؟ چرا مارتین باید نیاز به بیان احساسات غم و اندوه خود داشته باشد در حالی که دوست او در شرایط سخت تری به سر می برد. این پائولای سوگوار بود که باید نیاز به حرف زدن داشته باشد. مارتین بسیار نگران شد که آیا واقعا صلاح است که در این شرایط از ناراحتی و اندوه خود اول حرف بزند.

مطمئنا پائولای سوگوار نیازی به شنیدن بیشتر نداشت. آیا واقعا فرستادن این ایمیل کار درستی بود آیا برای پائولا کمک کننده بود؟به نظر من این کار بسیار خوبی بود. و این تنها چیزی بود که پائولا نیاز داشت تا بداند. بداند که دوستش در این لحظات چه احساسی دارد. ما بعضی از اوقات فراموش می کنیم که عشقهای واقعی خود را بیان کنیم و این یک توجه یاری دهنده می باشد برای کسی که عزیزی را از دست داده است.

چه چیزی را در وجود دوست خود دوست دارید آنها را بیاد بیاورید و سعی کنید که آنها رابنویسید. آنها ارزشهایی هستند که مسلما برای دوست شما هم با ارزش اند و میتوانند بهترین هدیه ای باشند که از شما به دوست سوگوارتان می رسد. مهم نیست که چقدر در نوشتن و صحبت کردن مهارت دارید مهم این است که به چیزهایی که در دوست خود دوست دارید با صداقت و صمیمیت نگاه کنید. و چیزهایی را که او را برای شما از بقیه متفاوت کرده است را با حساسیت بیان کنید و مطمئن باشید که صمیمیت مفیدترین هدیه و بهترین توجه در سخت ترین شرایط می باشد. ما همیشه دوست داریم تا بدانیم که دیگران چگونه به ما نگاه می کنند. این توجه و رفتار حمایت گرانه ی شما بهترین احساسات ترمیم کننده را در دوست شما ایجاد خواهد کرد که می توانند بهترین پل ها برای گذشتن از شرایط ناگوار برای آدمی باشند. با رسایی ,صفاتی نظیر : شجاعت , سر سختی , شوخ طبعی , خون گرمی , دست ودلبازی , مهربانی ,قدرت ,نشاط ,سر زندگی , خوش مشربی ,خوش طبعی ,مثبت اندیشی, ریسک پذیری, نیروی حیات ,ملایمت و روحیه ی حمایت گرانه ی والدینی و بسیاری از صفات خوب دیگری که در هر فردی وجود دارد را نام ببرید. هر انسانی صفات بارز خوبی دارد که شخصی کردن آنها در شرایط ناگوار معجزه آفرینند.

به یاد می آورم روزی را که برای اولین بار با پسر جوانی برای شام بیرون می رفتم. آن شب دچار وسواس و دلهره ی زیادی بودم. تمام روز به این فکر می کردم که من حرفی برای گفتن ندارم و بسیار کسل کننده خواهم بود. برای همین با نگرانی از مادرم در این مورد سوال کردم و مادرم در پاسخ گفت: فقط خودت باش. در آن زمان درک واقعی این جمله برای من آسان نبود. من که هستم. من همانی هستم که سر کلاس درس می نشیند,من تابستانی من , یا همان منی که با دوست بسیار نزدیکم جوآنی (Jonnie (هستم , یا حتی من با کتابهای مورد علاقه ام زیر پتوی دوست داشتنی ام در اتاق تاریک. کدامیک از اینها من است. سالها سعی و خطا بر من گذشت با خیال آن خودی که گاه الگویش این و آن بود به خیال این و آنی که حقیقت من است تا بتوانم با حقیقت واقعی خودم صادقانه روبرو شوم.

یک روز دوست داشتم آدمی جدی باشم و روز دیگرآدمی خوش مشرب و و روز دیگر حمایتگر و مراقب . آن قدر دور و نزدیک شدم از خودم تا یک روز کشف کردم که من به سادگی همانی هستم که در لحظه ی حال زندگی می کند. راههای فیزیکی مختلفی هستند که به ما کمک می کنند تا خودمان را زندگی کنیم و در حال بمانیم. معلمی داشتم که تمرین ساده ایی را آموزش میداد. او می گفت روزی چند بار دست راست خود را بر روی سینه ی خود بگذارید و به آرامی تنفس خود را احساس کنید در این حال اگر به دنبال حقیقتی باشید آن را خواهید یافت. من سعی می کنم چشم درونم را به شبکه ی درونی وعمق مرکز وجودی و احساسهای عمیق درونی بچرخانم و به آنها نگاه کنم تا تشخیص دهم که چه اتفاقی دارد در درون من می افتد که نیاز به توجه مخصوص دارد.

Like 🙂
8

ای آرامش

ای آرامش.

مگزار که

فرمانروایان بد خو وستمگر بر ما چیره شوند

چون نیاز ما به فرمانروایانی است

که با خرد و دانش و کردار نیک

رهنمای مردم گردند.

پاکیزگی برای مردم

و آبادی برای جهان بهترین است.

چون جهان را باید به درستی پرورش داد

و آن را به سوی روشنایی برد.

 

گاتها سروده 13 بند 5

Like 🙂
15

اخـلاق در دوران جـدیـد

ما در روزگاری به‌سر می‌بریم که احتیاج بشر به اخلاقی زیستن، به‌عللی که خواهم گفت، به‌مراتب بیش از روزگاران قبل است. در همه‌ی طول تاریخ، بشر نیازمند به اخلاقی زیستن بوده است. هیچگاه نهاد اخلاق و اخلاقی زیستن برای بشر امری زائد و یا تجمّلی نبوده است ولی در روزگار جدید، یعنی روزگار بعد از جنگ جهانی دوم، احتیاج بشر به اخلاقی‌زیستن به‌مراتب بیشتر از گذشته شده است. یعنی امروز ما فقط نیاز عمومی همه‌ی طول تاریخ را به اخلاق نداریم، بلکه به‌جهاتی که خواهم گفت نیاز ما مبرِم‌تر و موکدتر شده است.
اما از سوی دیگری اخلاقی زیستن که امروزه بدان احتیاج بیشتری داریم، نسبت به همه‌ی روزگاران قبل دشوارتر شده است؛ خوب بودن دشوار شده است، دشوارتر از روزگاران گذشته.
حال که در روزگاری به‌سر می‌بریم که حاجت ما به اخلاقی زیستن بسیار مبرِم‌تر و موکدتر شده و از سوی دیگری اخلاقی زیستن به‌مراتب از روزگاران سابق دشوارتر و پرسنگلاخ‌تر شده است، هم رجوع به اخلاق و هم ژرف‌کاوی در اخلاق هر دو باید در این روزگار به‌مراتب بیشتر مورد تأکید متفکران و مصلحان و دلسوزان وضع بشری باشد.
متن کامل در سایت معنویت و عقلانیت
Like 🙂
6

نيش عقرب

هندويي عقربي را ديد كه در آب براي نجات خويش دست و پا ميزد. هندو به قصد كمك انگشتش را به طرف عقرب دراز كرد اما عقرب نيشش زد، با اين وجود مرد هنوز تلاش ميكرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد اما عقرب دوباره او را نيش زد. مردي در آن نزديكي به او گفت: «چرا از نجات عقربي كه مدام نيش ميزند دست نميكشي؟ هندو گفت: «عقرب به اقتضاي طبيعتش نيش ميزند، طبيعت عقرب نيش زدن است و طبيعت من عشق ورزيدن. چرا بايد از طبيعت خود كه عشق ورزيدن است، فقط به علت اينكه طبيعت عقرب نيش زدن است، دست بكشم.» هيچگاه از عشق ورزيدن دست نكش.

Like 🙂
6