جغرافیای نوابغ

از
اریک واینر

ترجمه گروه بابادک: https://www.youtube.com/watch?v=xN7dlq3Qg6s

آتن باستان و سیلیکون ولی قرن بیست و یکم، هزاران سال و هزاران مایل از هم فاصله دارند ، اما آنها هنوز هم نقاط مشترکی دارند. هر دو مکان، میراثی از نوآوری ، خلاقیت و نبوغ دارند. چرا؟
چه چیزی آنها را برای نبوغ به چنین خاکی حاصلخیز تبدیل کرده است؟
اریک واینر می خواهد بداند که کدام فرهنگ می تواند خلاقیت را رشد بدهد و بیافریند. فرهنگ بیشتر از آن چیزی است که فرهنگ های لغت معنی می کنند. فرهنگ در حقیقت همان اقیانوس خروشانی است که در زیر بستر یک جامعه جریان دارد.
همان که دیده نمی شود اما هم می تواند بیافریند و هم خشک کند.

آیا شما هم جزء افرادی هستید که فکر می کنند نابغه بودن ارثی است؟
آیا نوابغ محصول زمان و مکان خاصی هستند؟
آیا دوست دارید در تاریخ قدم بزنید و ردپای نبوغ را دنبال کنید؟
اریک واینر در کتاب جغرافیای نوابغ از آتن تا Silicon Valley سفر می کند تا از نزدیک اجزا و دستور ساخت سوپ نابغه را بررسی کند.

امروزه نابغه ها و با استعدادها همه جا هستند. همه ی آنهایی که استعداد خارق العاده ایی در سیاست، اقتصاد، ریاضی ، هنر ، موسیقی ، شعر، ارتباطات و حتی طراحی لباس دارند را با هوش ، نابغه و خارق العاده می نامیم.

گویی که زمانه ، زمانه ی تیز هوشان است. حتی بچه ها از همان کودکی چنان رفتار می کنند و حرف می زنند که والدینشان آنها را نابغه های کوچک می نامند.

آیا نابغه بودن به ژن بستگی دارد و از ضریب هوشی بالا می آید؟
ولی بسیاری از مردم با ضریب هوشی بالا به دست آورد های زیادی دست پیدا نکرده اند. و بالعکس بسیاری از مردم با ضریب هوشی متوسط موفق به انجام کارهای بسیار بزرگی شده اند. از نظر Simonton که سالیان سال درباره ی تاریخ شخصیت های دنیا مطالعه میکرد ظهور نابغه بستگی زیادی به زمان و مکان دارد. نوابغ بصورت اتفاقی یکی در بولیوی و دیگری در سیبری، پدیدار نمی شوند. نبوغ مانند یک خوشه به هم پیوسته است. مانند آتن در سال ۴۵۰ قبل از میلاد یا فلورانس در قرن پانزدهم میلادی و “سیلیکون ولی” Silicon Valley ولی امروز.
سوال این است که اگر نبوغ ژنتیک نیست؟
پس چه علتی می تواند داشته باشد؟
آب و هوا
ثروت
شانس
و یا چیز دیگری؟


پژوهشگر معروف مارگارت بودن Margaret Boden نابغه را این گونه تعریف می کند:
کسی که توانایی آن را داشته باشد که یک ایده ی جدید ، خارق العاده و با ارزش را برای جامعه بیاورد.
دانشمندان و پژوهشگران به اثبات رسانده اند که تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد از نابغه بودن بستگی به ژن دارد. نابغه بودن مثل رنگ چشم نیست. نابغه بودن چیزی مثل ساخته شدن است. یا به قول انیشتین نبوغ ۹۹ درصد کار سخت و یک درصد استعداد. و تا بحال پژوهشگران از یک خصیصه ی خلاقانه و یا خصلت هوشی حرفی نزده اند.
پس به جای آنکه بپرسیم خلاقیت چیست؟
باید بپرسیم خلاقیت کجاست؟
اریک واینر به دنبال جغرافیایی است که زمان و مکان با هم خلاقیت می آفرینند.
مثل آتن شهری که ارسطو ،افلاطون و سقراط را تحویل داد و مثل فلورانس که مدیچی میکل آنژ و لئوناردو داوینچی را پروراند.

قصه ی جهان تنها داستان جام و انقلاب نیست. قصه ی کلیدی است که گم شده و قهوه ایی که سوخته و کودکی که در آغوش خوابیده. تاریخ مجموعه ایی از ارتباط میلیونها لحظه است.

وقتی که من بگویم نابغه، اولین اسمی که به ذهنتان خطور می کند چیست؟
من خواهم گفت: آلبرت انیشتن.
البته من نمی توانم این سوال را از شما بکنم. وقتی ما از نابغه حرف میزنیم معمولا این مفهوم را برای توصیف شخصی بکار می بریم که بسیار درخشان است و ایده های بسیار خوبی دارد و همیشه حرفهای درستی می زند. اما نوابغ فراوانی در جهان وجود دارند که اصلا شناخته شده نیستند و کسی آنها را نمی شناسد ، مانند زنبورهای داخل یک کندوی عسل درست مثل هنرهای خیابانی ناشناس.

نبوغ بیش از آنکه به عظمت ذاتی یا ترکیب ژنتیکی فرد وابسته باشد ، نتیجه زمان و مکان است.
آتن مادربزرگ نوابغ دنیا است. و توجه و دقت کردن اولین قدم در راه نبوغ است.
همیشه دیدن مکانهایی که زمانی عظمتی داشته اند و حال از آن شکوه افتاده اند و چیزی از آن گذشته ی پرافتخار باقی نمانده، غم انگیز است.
آتن مطمئنا یکی از آن مکانها است. یونان سالهاست که بدهی وحشتناکی دارد، فقر و بیکاری بسیار زیاد است و پاسپورت آنها اعتبار سابق را ندارد.

2000 سال پیش ، آتن مرز پیشرفت بشر بود. دولتمردان ، نمایشنامه نویسان ، و فیلسوفانی مانند سقراط ، از بزرگترین ذهن ها در همه دوران ها بودند.
۱- آتنی ها شهروندان مغروری بودند. از آنجا که آنها آتن را بسیار دوست داشتند ، همیشه در این رقابت شرکت می کردند که چه کسی می تواند بیشترین کمک را به جامعه محلی خود داشته باشد.
۲- مردم محلی ثروتمند برای هنر و سرگرمی سرمایه گذاری می کردند و مطمئن میشدند که فرهنگ پیشرفت می کند و زمینه ای عظیم برای خلاقیت ایجاد می کند.
۳- آنها از اتخاذ ایده های خارجی ، مانند معماری مصر ، الفبای فنیقی یا سیستم اعداد بابلی ، ترس نداشتند.
۴- مردم همه جا راه می رفتند. 10 هزار قدم در روز فقط برای سلامتی شما مفید نیست ، بلکه توانایی شناختی و خلاقیت شما را نیز افزایش می دهد.

این چهار عامل آتن را به مادربزرگ واقعی نبوغ تبدیل کرد. این صفات مشترک دیگر مراکز خلاق نیز هستند.

اریک واینر در سفرش از یونانی که برای ما دموکراسی ، سیستم رای، آزادی عقیده ، فلسفه و حتی سرمایه گذاری را به ارمغان آورد حرف میزند. او می نویسد:
می گویند که جنگ است که مادر خلاقیت و اختراع است اما من این را قبول ندارم. این نوع خلاقیت منفی است مثل اختراع رادار، وسایل جاسوسی و از این گونه اختراعات اما من به دنبال
خلاقیتی هستم که از صلح می آید
از آن نوع یونانی آن
که هیچ موضوعی خارج از دستور نیست
و باید آنقدر تحصیل کرده باشی که در آتن جلوی ۷۰۰۰ نفر بایستی و حرف بزنی.
از آن میدانی حرف می زنم که آتنی ها دور هم جمع می شدند و حرف می زدند.
و این همه از آزادی می آید.
همان نبوغی که نیاز را می بیند چالش ها اذیتش می کند،
و همیشه می خواهد که دنیا را جای بهتری برای فکر کردن و زندگی کردن کند .
هیچ وقت راضی نمی شود
من خلاقیت را از نوع مثبت آن می خواهم
یک چالش درونی
و نه یک فشار بیرونی
فشارهای بیرونی ویرانگر و منفی هستند که گفتگو ها را به خشونت و و رنج می کشاند.
آتنی ها لذتی عمیق از فکر کردن ، راه رفتن و حرف زدن درباره ی نیازهای شهرشان احساس می کردند. آنها عادت داشتند تا به راحتی در ملاء عام حرف بزنند و در این کار بسیار خوب و عالی عمل می کردند.
آیا این دموکراسی بود که برای آنها خلاقیت می آورد؟ یا این خلاقیت بود که دموکراسی را ایجاد کرد؟

اما نه شاید این آزادی بود
که این همه را به ارمغان آورد

نابغه کسی است که گام بزرگی در راه تفکر و هنر بردارد. ولی چه کسانی تصمیم می گیرند که برای برداشتن آن گام بزرگ چه چیزهایی لازم است. پذیرفته شدن در کلوپ نوابغ به فرد نابغه بستگی ندارد بلکه به جامعه او بستگی دارد.
به عنوان مثال باخ در تمام طول زندگی خودش شناخته نشد و هفتاد و پنج سال بعد از مرگش به عنوان نابغه ی موسیقی به دنیا معرفی شد.
برگردیم به سوال اساسی ، چه چیزی باعث درخشیدن یونان شد؟
شاید زمین سنگی و سنگلاخی اش، و یا لباسهایی که جریان هوا به خوبی از آن عبور می کرد؟
طبق قانون دانلسکی Danilevsky


همه ی مردم زمانی به تمام قوت خلاقیت خود پی می برند که به فرهنگی تعلق داشته باشند. که در شهر آتن، کسانی مانند ارسطو و سقراط را در خود پروراند. آتن شهر کوچکی بود با جمعیتی کم. ولی شهر های دیگر یونان که هم بزرگتر بودند ، هم ثروتمند تر و هم قدرتمندتر هیچ کدام شکوفا نشدند.
چرا؟
فلاسفه ی یونانی علاقه ی خاصی به راه رفتن و بحث کردن داشتند مثل ارسطو. گویی راه رفتن بر سرعت افکار و تحلیل هایشان می افزود.
آنها هم خوب راه می رفتند و هم خوب حرف می زدند و بحث می کردند.
پژوهشگران دانشگاه استنفورد
Marily Oppezzo مریلی اوپززو
و Daniel Schwarts


در یک پژوهش به نام
Guilford’s Alternative Uses Test
ثابت کرده اند که تنوع فکری که جزء غیر قابل انکاری از خلاقیت است در گروهی که راه می رفتند به طرز قابل توجهی بیشتر از کسانی که پیوسته می نشستند بود.
یکی از بزرگترین برداشتهای غلط برای نبوغ این است که مردم تصور می کنند که آن مکانها مثل بهشت هستند. در صورتی که این گونه نیست.
بهشت متضاد خلاقیت است.
در بهشت هیچ گونه خواسته ایی نیست.
نبوغ خلاق ریشه در دیدن تقاضا و خواسته ی ما و تصور راههای جدید به آن دارد
خلاقیت یک واکنش به محیط اطراف ما است. آتنی ها به خاطر تمام چالشهایی که از تمام جهات با آن مواجه بودند کامل شده اند.

شما چه فکر می کنید؟
مرکز بزرگ بعدی نوابغ کجاست؟

لینک ویدیوی کم حجم

Like 🙂
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *