جغرافیای خوشبختی

ترجمه فرشته فراهانی

آیا درسی از مولدوا برای چیدن هست؟ چیزی که باید تحت هر شرایطی از آن پرهیز کنیم تا مولدوایی نشویم؟ بله هست.

درس اول: ” مشکل من نیست”. یک “فلسفه ” نیست. یک بیماری روحی و مغزی است. “مشکل من نیست ” مثل یک بدبینی در یک سطح قرار دارد. مشکل مردمان دیگر مشکل ماست. اگر همسایه ی شما کارش را از دست بدهد, شما شاید احساس کنید که خطر را رد کرده ایدو خطر از بیخ گوش شما گذشته است. اما نه , خطر در کمین شماست. شما هنوز مشکل را درک نکرده اید. یا همان طور که رئیس پژوهش های خوشبختی در جهان , روت وین هاون به من گفت: کیفیت یک جامعه از موقعییت شخصی شما در آن جامعه مهم تر است. یا به عبارتی بهتر: ماهی کوچکی در برکه ایی تمیز باشید تا ماهی چاقی در دریاچه ایی بزرگ و آلوده.

درس دوم: فقر دوست فقر است. و تنها یک بهانه برای غم. بله مولدوایی ها فقیرند. اما دانه ی ناشادی آنها در نداشتن فرهنگ است. فرهنگی که در آن اعتماد و دوستی ارزشی ندارد. فرهنگی که در آن به فریب و زرنگی جایزه می دهند. فرهنگی که جایی ,,برای محبت بدون تلافی , باز نشده است. هیچ جایی برای امید نیست. همان که St Augstine آن را شادی امید نامید. ما به یک هوییت واقعی نیاز داریم. قومییت, ملییت, زبان, سرود, آواز , رقص, غذا. فکر می کنم که به فرهنگ بر می گردد.فرهنگ دریایی است که ما در آن شنا می کنیم. اما در مولدوا این دریا خشک شده., و مردم نمی توانند نفس بکشند. طاقت خود را و سازگاری خود را در این دایره ی کوچک از دست می دهند. مردمی که روی زندگی خود کنترلی ندارند نمی توانند احساس خوشبختی کنند. این یک احساس انتزاعی و جغرافیای نیست. این یک امر واقعی است. مولدواییی ها در یک دور باطل گیر کرده اند . نا شادی مولدوایی ها بدبختی می آورد و بدبختی تولید ناشادی بیشتر می کند. و ناشادی بدبختی های بزرگ تری بر سرشان می آورد. یا همان که مهاباراتا ی هند باستان گفت: “”امید, لنگر و نقطه ی اتکای هر مردی است. وقتی که امید نابود شود, بزرگترین غم ها به دنبال آن می آیند. که با مرگ برابری می کند””.

Like 🙂
1

آداب ارائه

چگونه می توانید یک ارائه خوب را موثرتر کنید؟
این صفحه توصیه های منتشر شده از ارائه دهندگان خبره در سراسر جهان را برای شما جمع کرده است و فارق از این که شما یک مجری با تجربه هستید یا تازه کار کمک می کند تا ارائه های خود را از «خوب» به «عالی» تبدیل کنید.

  1. شور و اشتیاق خود را نشان داده و با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید
    وقتی نگران هستید ،سخت است که آرامش خودتان را حفظ کنید
    اما بارها و بارها ، مجریان بزرگ می گویند مهمترین کار ارتباط با مخاطبان است و بهترین راه برای انجام این کار این است که اجازه دهید شور و اشتیاق شما در مورد موضوع مورد بحث بدرخشد.
    در مورد آنچه برای شما مهم است و چرا اهمیت دارد با مخاطبان صادق باشید.
    مشتاق و صادق باشید و مخاطب پاسخ خواهد داد.
  2. به نیازهای مخاطبان خود تمرکز توجه کنید
    ارائه شما باید پیرامون آنچه مخاطبان شما با آن از جلسه خارج می شوند ساخته شود.
    در هنگام تهیه ارائه ، همیشه باید آنچه را که مخاطب به آن نیاز دارد و می خواهد بداند را به خودتان یادآوری کنید ، نه آنچه می توانید به آنها بگویید.
    در حالی که ارائه ارائه می دهید ، باید همچنان روی پاسخ مخاطبان خود نیز متمرکز شوید و نسبت به آن واکنش نشان دهید.
    شما باید درک و پاسخ آن را برای مخاطبان خود آسان کنید.
  3. ساده نگه دارید: بر روی پیام اصلی خود تمرکز کنید
    هنگام برنامه ریزی ارائه خود ، همیشه باید این سؤال را در نظر داشته باشید:
    پیام کلیدی (یا سه نکته مهم) برای از بین بردن مخاطب من چیست؟
    شما باید بتوانید آن پیام کلیدی را بسیار مختصر برقرار کنید.
    برخی از متخصصان یک خلاصه آسانسور 30 ثانیه ای را توصیه می کنند ، برخی دیگرمی گویند که باید بتوانید آن را در پشت کارت ویزیت بنویسید (یا بیش از 15 کلمه بیان نکنید.)
    هر کدام را که انتخاب کنید ، مهم این است که پیام اصلی خود را متمرکز و مختصر نگه دارید.
    و اگر آنچه می خواهید بگویید به آن پیام اصلی کمک نمی کند ، را نگویید.
  4. لبخند بزنید و با مخاطب خود ارتباط چشمی برقرار کنید
    این بسیار آسان به نظر می رسد ، اما تعداد زیادی از مجریان موفق به انجام آن نمی شوند.
    اگر لبخند می زنید و ارتباط چشمی برقرار می کنید ، در حال ساختن تماسی هستید که به مخاطب کمک می کند تا با شما و موضوع شما ارتباط برقرار کند. همچنین به شما کمک می کند آرام تر باشید ، زیرا با افراد صحبت می کنید ، نه با توده بزرگی از افراد ناشناس.
    برای کمک به این کار ، مطمئن شوید که تمام چراغ ها را خاموش نکنید تا فقط صفحه نمایش اسلاید قابل مشاهده باشد. مخاطبان شما باید شما را هم در کنار اسلایدها یتان را ببینند.
  5. با قدرت شروع کنید
    آغاز ارائه شما بسیار مهم است. شما باید توجه مخاطبان خود را جلب کرده و آن را نگه دارید.
    این به شما کمک می کند که قبل از شروع شنونده را چند دقیقه سرگرم کنید. بنابراین برای توضیح اینکه شما چه کسی هستید این را هدر ندهید و با سرگرم کردن آنها شروع کنید.
  6. قانون 10-20-30 را برای نمایش پرده ای به یاد داشته باشید
    این نکته از گای کاوازاکی ازشرکت اپل است. وی پیشنهاد می کند که نمایش اسلایدها باید:
    • حاوی بیش از 10 اسلاید نباشند
    • بیش از 20 دقیقه طول نکشند
    • از فونت هایی با فاصله کمتر از 30 نقطه استفاده نکنند
    آخرین مورد از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مانع می شود شما اطلاعات بیش از حد بر روی هر اسلاید قرار بدهید.
    به عنوان یک قاعده کلی ، اسلایدها باید مکمل شما باشند. ، به بیان ساده تر,مجموعه خوبی از اسلایدها نباید بدون مجری فایده ای داشته باشند، و قطعاً باید حاوی اطلاعات کمتری باشند ، نه بیشتر.
    اگر نیاز به ارائه اطلاعات بیشتر دارید ، یک دفترچه راهنما درست کنید و پس از ارائه خود آن را پخش کنید.
  7. داستان بگویید
    ذهن بشر برای ارتباط با داستان برنامه ریزی شده است.
    داستان به ما کمک می کند تا توجه کنیم ، و چیزها را به خاطر بیاوریم. اگر بتوانید از داستانهای شخصی در ارائه استفاده کنید ، مخاطبان شما احتمالاً جذب آن میشوند و بعد نکات آن را به خاطر خواهند آورد. این ایده خوبی است که ارائه با یک داستان شروع شود.
    به این فکر کنید که چه داستانی را می خواهید برای مخاطب خود بگویید و ارائه خود را برای گفتن آن صرف کنید.
  8. از صدای خود به طور مؤثر استفاده کنید
    گفتار در واقع وسیله ای بسیار ناکارآمد برای برقراری ارتباط است ، زیرا فقط از یکی از حواس پنج گانه مخاطب استفاده می کند. به همین دلیل است که مجریان تمایل به استفاده از وسایل دیداری نیز دارند. ولی حداقل می توانید با استفاده از صدای خود به بهتر کردن کلمه گفتاری کمک کنید.
    متفاوت بودن سرعتی که صحبت می کنید و تغییر در لحن به جالب تر شدن صدا کمک می کند و توجه مخاطبانتان را نیز جلب می کند.
  9. از بدن خود بیش از حد استفاده کنید
    تخمین زده شده است که بیش از سه چهارم ارتباطات غیر کلامی است.
    این بدان معنی است که در کنار صدای شما ، زبان بدن برای دستیابی به پیام شما بسیار مهم است. اطمینان حاصل کنید که پیام های صحیحی را ارائه می دهید: از این زبان بدن ها اجتناب کنید: بازوهای متقاطع ، دستهایی در پشت یا در جیب ، و قدم زدن سریع در روی صحنه.
    حرکات خود را باز و با اعتماد به نفس انجام دهید , به طور طبیعی به صحنه بروید و در صورت امکان بین مخاطبان نیز راه بروید.
  10. آرام باشید، نفس بکشید و لذت ببرید
    اگر ارائه شما سخت است ، ممکن آرام بودن درارئه نیز دشوار بشود.
    یک گزینه این است که با تمرکز بر تنفس خود شروع کنید. آهسته تنفس کنید و مطمئن شوید که تنفس کامل دارید. اطمینان حاصل کنید که در حین ارائه خود ، گاه به گاه مکث می کنید و نفس می کشید.
    اگر بتوانید آرام باشید, مطمئناً بهتر ظاهر خواهید شد. اگر واقعاً بتوانید ازکار خود لذت ببرید ، مخاطبان شما به آن پاسخ خواهند داد و بیشتر جذب می شوند.
    با این نکات ارائه های شما به مرور بهبود می یابد و اعتماد به نفس شما نیز بیشترمی شود.
    خوب است که امتحان کنید

گود لاک

Like 🙂
2

انقلاب سوم صنعتی: یک اقتصاد جدید

در جامعه دیجیتال محور، جرمی ریفکین (Jeremy Rifkin) ، نظریه پرداز اجتماعی و اقتصادی ، تولد یک سیستم اقتصادی جدید را توصیف می کند که می تواند تغییرات اقلیمی را برطرف کند و جهانی عادلانه تر و همدلانه تر ایجاد کند.
اقتصاد جهانی در بحران است. فرسودگی منابع طبیعی ، کاهش بهره وری ، افزایش بیکاری و نابرابری شدید ، ما را مجبور می کند تا در مدل های اقتصادی خود تجدید نظر کنیم. از اینجا به کجا می رویم؟ در این فیلم مستند بلند ، جرمی ریفکین ، نظریه پرداز اجتماعی و اقتصادی نقشه راه را برای ساختن یک سیستم اقتصادی جدید ترسیم می کند. انقلاب صنعتی سوم با همگرایی سه فناوری محوری در حال آشکار شدن است: یک اینترنت ارتباطی سریع 5G، دو اینترنت با انرژی تجدید پذیر( (renewable energy و سه اینترنت تحرک بدون راننده و اینترنت اشیا (Internet of Things). این زیرساخت های دیجیتالی هوشمند قرن بیست و یکم باعث ایجاد اقتصاد اشتراکی (sharing economy) جدیدی است که در حال تغییر شیوه مدیریت ، قدرت و حرکت زندگی اقتصادی است.
با استفاده از زیرساخت های اینترنت اشیاء ، از ابر داده ها (Big Data) وتجزیه و تحلیل (Analytics) می توان برای تولید الگوریتم هایی استفاده کرد که بهره وری را افزایش می دهد و به طور چشمگیر هزینه حاشیه ای تولید و توزیع کالا و خدمات را کاهش می دهد. امروزه ، میلیون ها انسان در سراسر جهان چیزهایی مانند فیلم ، موسیقی ، کمک به ویکی پدیا ، انرژی تجدید پذیر ، خانه ها و اتومبیل ها را تولید و به اشتراک می گذارند.
در اقتصاد اشتراكی ، مالكیت جای خود را به استفاده می دهد ، فروشندگان و خریداران به ارائه دهندگان و كاربران جایگزین می شوند ، سرمایه اجتماعی به اندازه سرمایه بازار مهم می شود ، مصرف گرایی جایگزین توسعه پایدار می شود و شاخص های كیفیت زندگی از تولید ناخالص ملی مهم تر می شوند. اقتصاد اشتراكی می تواند به اقتصاد دایره ای تبدیل شود كه در آن كالاها و خدمات در بین چندین کاربر توزیع می شود و تاثیر مخرب مصرف بر محیط زیست بطور چشمگیری كاهش می دهد.
اما با تغییرات اقلیمی که در حال ویران کردن کره زمین است، انتقال سریع به یک دوره جدید اقتصادی باید سریع اتفاق بیفتد.این تغییر بزرگ نیاز به اراده سیاسی و تحول عمیق ایدئولوژیک دارد.
فیلم زیر به طور مشروح مفاهیم بالا را توضیح می دهد.

Like 🙂
1

ویروس را گسترش ندهید!

کار مودبانه‌ای که باید انجام داد:
ویروس را گسترش ندهید!


کووید 19، که غالباً ویروس کرونا خوانده می‌شود، همه را به وحشت انداخته است. این شرایط جدید قوانین جدید قوانین اخلاقی را می‌طلبد که ممکن است در دیگر اوقات چندان حیاتی به نظر نمی‌رسیدند. شما نمی‌خواهید بی‌ادب باشید، نمی‌خواهید امنیت خود را به خطر بیاندازید، یا بالقوه به دیگران آسیب بزنید. بنابراین، ما با چند متخصص آداب معاشرت مشورت کردیم تا دقیقاً آنچه را که در حال حاضر باید و نباید انجام داد، برای شما توصیف کنند. در اینجا برای شما از نحوه‌ی استقبال درست از مردم تا خودداری از نگهداری از نوزاد دیگران، خواهیم گفت تا دریابید چگونه می‌توانید فاصله فیزیکی خود را با جدیت رعایت کنید.
به یاد داشته باشید که دستان خود را مرتباً و به شیوه‌ای صحیح بشویید. این عمل ساده‌ی بهداشتی می‌تواند شما را از ویروس کرونا و بسیاری از بیماری‌های دیگر محافظت کند.

  1. دست دادن
    چه کسی تصور می‌کرد که دست دادن ممکن است خطرناک باشد؟ CDC (مرکز مهار و کاهش بیماری‌های آمریکا) کاهش تماس بدنی با دیگران را توصیه کرده است. گال لیزا گروتز، متخصص آداب معاشرت و قوانین طلایی، می‌گوید: قبلاً دست دادن بهترین راه معرفی خود دانسته می‌شد ولی اکنون به سبب اینکه ممکن است ویروس کشنده را منتقل کند، از چشم افتاده است. او می‌گوید: منع دست دادن ممکن است تا مدتی نامعلوم ادامه یابد، در نتیجه، دست دادن جای خود را به حرکات و آداب جدید دیگری داده است. این موارد شامل گزینه‌های گوناگونی مانند تحیت هندی، دست تکان دادن سلطنتی و بوسه‌ی هوایی است.
  2. اشتراک در غذا
    از روزهایی که می‌شد سیب‌زمینی سرخ‌شده‌ی دیگران را پنهانی خورد یا دسر خود را با دیگران به اشتراک گذاشت، بسیار گذشته است. زمانه‌ی بحران اقدامات جدی را الزامی می‌کند و این یکی از آنهاست. زین پس باید فقط از بشقاب خود غذا بخورید و از هر نوع اشتراک با دیگری در خوردن و نوشیدن بپرهیزید. گروتز درباره‌ی سفارش غذا پیشنهاد می‌کند که برای هر وعده‌ی غذا از بشقاب جداگانه استفاده کنید. حتی عاقلانه است که از نمکدان و فلفلدان عمومی هم استفاده نکنید.
  3. برگزاری جلسات حضوری
    پیش از شیوع ویروس کرونا، جلسات حضوری برای روابط مهم تجاری ضروری و نشان‌دهنده‌ی تعهد کاری و حرفه‌ای شما بودند و فرصت خوبی برای دیدار چهره به چهره‌ی تصمیم‌گیرندگان فراهم می‌کردند. اکنون، فقط برای امنیت خود و دیگران به این جلسات «نه» بگویید. در حقیقت، گفتن «نه» مهم‌ترین کاری است که انجام می‌دهید. یک مشاور تصویری و مربی می‌گوید: کلیه‌ی جلسات حضوری خود را لغو کنید و به جای آن تماس‌ها یا کنفرانس‌های ویدیویی ترتیب دهید. این گزینه‌ها امکان خوبی برای به اشتراک گذاشتن ایده‌ها در اختیار شما قرار می‌دهند، بدون آنکه کسی را در معرض خطر قرار دهند.
  4. به هم‌زدن جام‌های نوشیدنی
    گفتن «به سلامتی» هنگام به هم‌زدن جام‌های نوشیدنی دلچسب‌ترین و معمول‌ترین کاری بود که می‌توانستید در مهمانی‌ها انجام دهید. دیگر اینطور نیست. ملانیا موسون، نویسنده‌ی سبک زندگی و آداب معاشرت برای سایت بیمه‌ی عمر می‌گوید: «جام‌هایتان را نزد خود نگهدارید». موسون می‌گوید: «در طول دوره‌ی شیوع ویروس کرونا فقط بالا بردن جام باید به اندازه کافی در نظر گرفته شود».
  5. سلام با بوسه
    بوسه بر گونه تبریکی متداول برای بسیاری از مردم است، به خصوص برای اروپایی‌ها وقتی برای اولین با کسی ملاقات می‌کنند. موسون توضیح می‌دهد: «اگرچه در سراسر ایالات متحده این رفتار متداول نیست، اما مناطقی هستند که بوسه بر گونه، معارفه‌ای مودبانه و متداول است. شما با اجتناب از بوسه بر گونه و حداکثر بوسیدن هوا از دور، خودتان و دیگران را ایمن نگهدارید».
  6. تبادل کارت ویزیت
    آداب و معیارهای متداول تجاری مبادله‌ی کارت ویزیت را به هنگام معارفه یا در پایان جلسات الزامی می‌کند. ساموئل جانسز، متخصص منابع انسانی، به علت همه‌گیری بیماری کووید 19 قانون آداب معاشرت را تغییر داده است: «از آنجا که هنوز مشخص نیست ویروس کرونا تا چه مدت بر سطوح مختلف، از جمله کاغذ و کارت، فعال می‌ماند، دیگر لازم نیست هنگام ملاقات با مشتری یا طرف تجاری جدید، کارت‌های ویزیت را مبادله کنید». در عوض، آن اطلاعات را به سادگی از طریق ایمیل ارسال یا اطلاعات تماس خود را از طریق بلوتوث منتقل کنید.
  7. درخواست فاصله
    تا کون، درخواست برای حفظ فاصله یا یادآوری فضای شخصی ممکن بود کاری زشت یا دور از ادب تلقی شود، یا دست کم احساس بدی ایجاد کند. دیم لوسیا روکو، متخصص سبک زندگی انگلیسی، می‌گوید: «تا به حال بی‌ادبی بود که از دیگران بخواهید فاصله‌ی خود را با شما حفظ کنند، اکنون کاملاً مودبانه است که از آنها بخواهید حداقل 2 متر بین خود و شما فاصله نگهدارند».
  8. نگه داشتن نوزادان و کودکان
    دیدن نوزادان همیشه لذت‌بخش است، اما ممکن عوارض متعددی به دنبال داشته باشد. از بعضی جهات، این امر تازگی ندارد؛ مثلا، پیش از این ممکن بود والدین نوزادان تمایل نداشته باشند که فرد دیگری نوزادشان را در آغوش بگیرد، ولی با اکراه موافقت می‌کردند. دیگر نیازی به نگرانی نیست! از طرف دیگر، ممکن است بعضی از والدین مشتاقانه بخواهند دیگران نوزادشان را نگهدارند تا بتوانند کمی استراحت کنند. مشکل این است که به نظر می‌رسد کودکان بی آنکه علائمی داشته باشند، می‌توانند حامل ویروس باشند؛ به این معنی که ممکن است نوزادان و کودکان ناخواسته ویروس را به دیگران منتقل کنند. میگوئل سورو می‌گوید: لازم نیست که کودکان و نوزادان دیگران را در دوره‌ی همه‌گیری ویروس کرونا نگهدارید یا در آغوش بگیرید. آداب و رسوم قدیمی اعمال نمی‌شود و شما می‌توانید درخواست والدین را مودبانه رد کنید.
Like 🙂
0

جهان پس از ویروس کرونا

یوال نوح هراری
این طوفان خواهد گذشت، اما انتخاب امروزمان ممکن است زندگی‌مان را برای همیشه تغییر دهد.

این روزها، بشر درگیر بحرانی جهانی است که شاید بزرگ‌ترین بحران نسل ما باشد. تصمیماتی که مردم و دولت‌ها در هفته‌های آتی خواهند گرفت برای سال‌ها جهان را تغییر خواهد داد. آن تصمیمات نه فقط بهداشت که اقتصاد، سیاست و فرهنگ‌مان را هم دگرگون خواهند کرد. ما باید به سرعت و با قاطعیت تصمیم بگیریم. همچنین باید اثرات دراز‌مدت تصمیم امروز‌مان را در نظر بگیریم. در تصمیم گیریها افزون بر ملاحظه‌ی اثرات کوتاه‌مدت، باید به فکر جهانی باشیم که بعد از گذشت این طوفان سر بر خواهد آورد و در آن خواهیم زیست. بله طوفان خواهد گذشت، بشر باقی خواهد ماند، اکثریت ما زنده خواهیم ماند، ولی در دنیای دیگری خواهیم زیست.
بسیاری از راهکارهای اضطراری کوتاه‌مدت برای یک عمر استمرار خواهند یافت. این خصیصه‌ی اضطرار است. آن راهکارها پروسه‌ها ی تاریخی را سرعت می‌بخشند. تصمیماتی که در شرایط عادی سال‌ها سنجش و تحقیق می‌طلبند، در ساعتی به اجرا در می‌آیند. فناوری‌‌های تکامل‌نیافته، یا حتی خطرناک، تحت فشار به خدمت گرفته می‌شوند؛ زیرا، خطر تعلل و اتلاف زمان بیشتر است. همه کشورها همچون موشی آزمایشگاهی در آزمایشی اجتماعی با مقیاسی بزرگ وارد می شوند. چه خواهد شد اگر همه دور کاری (کار از خانه) کنند و فقط از دور با هم تماس بگیرند؟ چه خواهد شد اگر کل مدارس و دانشگاه‌ها آنلاین شوند؟ در شرایط معمولی دولت‌ها، شرکت‌ها و بردهای تحصیلی هیچ وقت تن به این آزمایش نخواهند داد. ولی شرایط حاضر عادی نیست.
در این شرایط بحرانی، ما میان دو تصمیم بزرگ قرار گرفته‌ایم؛ نخست، میان نظارت دولت بر مردم و حقوق شهروندی و دوم بین انزوای ملی و همبستگی جهانی.


زیر پوست نظارت
برای متوقف کردن همه‌گیری، تمامی مردم باید دستورالعمل‌های خاصی را رعایت کنند. برای دستیابی به این هدف دو راه هست. یکی، نظارت دولت بر مردم و مجازات کسانی است که قوانین را نقض می‌کنند. امروزه، برای نخستین بار در تاریخ بشر، فناوری امکان نظارت بر همه‌ی افراد را فراهم کرده است. پنجاه سال پیش، کا گ ب نه می‌توانست 240 میلیون شهروند اتحاد جماهیر شوروی را 24 ساعته زیر نظر داشته باشد، و نه می‌توانست اطلاعات جمع‌آوری شده را پردازش کند. کا گ ب به جاسوسان و تحلیلگران انسانی متکی بود، از این‌رو، نمی‌توانست برای هر شهروند یک جاسوس بگمارد. اما اکنون دولت‌ها می‌توانند از حس‌گرهای فراگیر و الگوریتم‌های قدرتمند استفاده کنند.
در نبرد با همه‌گیری ویروس کرونا، چندین دولت از ابزارهای جدید نظارت استفاده کرده‌اند. درخور توجه‌ترین آنها چین است. مقامات چینی با نظارت دقیق بر تلفن‌های هوشمند مردم، استفاده از صدها میلیون دوربین شناسایی چهره، و واداشتن مردم به بررسی و گزارش دمای بدن و وضعیت پزشکی خود، نه فقط می‌توانند به سرعت ناقل مظنون به کروناویروس را شناسایی کنند و حرکاتشان را ردیابی کنند، حتی همه‌ی افراد مرتبط با ناقلان را نیز شناسایی کنند. طیف وسیعی از برنامه‌های تلفن همراه به شهروندان درباره‌ی نزدیکی به بیماران آلوده هشدار می‌دهند.
این نوع فناوری محدود به شرق آسیا نیست. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اخیراً به آژانس امنیت اسرائیل اجازه داد كه فناوری نظارت را، كه معمولاً برای نبرد با تروریست‌هاست، برای ردیابی بیماران مبتلا به ویروس كرونا به كار گیرند. هنگامی‌که کمیته‌ی پارلمانی از صدور مجوز خودداری کرد، نتانیاهو با «فرمان اضطراری» آن را تصویب کرد.
ممکن است استدلال کنید که هیچ چیز جدیدی در راه نیست؛ در سال‌های اخیر، هم دولت‌ها و هم شرکت‌ها از فناوری‌های پیشرفته‌ای برای ردیابی، نظارت مردم استفاده کرده‌اند. با وجود این، اگر مراقب نباشیم، ممکن است این همه‌گیری فاجعه‌ای بزرگ در تاریخ نظارت به بار آورد. نه فقط به این علت که ممکن است استقرار ابزارهای نظارت جمعی را در کشورهایی عادی سازد که تاکنون آنها را رد کرده‌اند، بلکه حتی بیش از این، موجب انتقال آنها از «روی پوست» به «زیر پوست» می‌شود. تا پیش از این، هنگامی‌که صفحه‌ی نمایش تلفن هوشمندتان را لمس و روی پیوند کلیک می‌کردید، دولت تمایل داشت بداند دقیقاً روی چه چیزی انگشت می‌فشارید. اما با وجود ویروس کرونا، تمرکز علاقه‌ها تغییر می‌کند. اکنون دولت می‌خواهد درجه‌ی حرارت انگشتتان و فشار خون زیر پوستتان را بداند.


پودینگ اضطراری
از مشكلاتی که ما در زمینه‌ی ردیابی و نظارت با آن مواجهیم این است كه هیچ‌یك از ما دقیقاً نمی‌داند كه چگونه ردیابی و نظارت می‌شود. فناوری نظارت با سرعت در حال پیشرفت است و آنچه 10 سال پیش علمی-تخیلی دانسته می‌شد، امروز قدیمی است. به عنوان یک آزمایش فکری، دولتی فرضی را در نظر بگیرید که می‌خواهد همه‌ی شهروندان از دستبندی بیومتریک استفاده کنند که شبانه‌روز دمای بدن و ضربان قلب را اندازه بگیرد. الگوریتم‌های دولت داده‌های حاصل را جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل می‌کنند. این الگوریتم‌ها حتی قبل از شما می‌دانند که بیمار شده‌اید، همچنین می‌دانند که کجا بوده‌اید و چه کسانی را ملاقات کرده‌اید. در این‌صورت، ممکن است زنجیره‌های عفونت به شدت کاهش یابد یا حتی به کل قطع شود. چنین فرآیندی می‌تواند ظرف چند روز همه‌گیری را متوقف کند. عالی است، نه؟
البته نکته منفی این است که این امر در نظر شما به سیستم جدید چنین نظارت فراگیری مشروعیت می‌بخشد. برای مثال اگر بدانید که من به جای CNN روی Fox News کلیک کردم، این اطلاع ممکن است داده‌هایی درباره‌ی نظرات سیاسی و شاید حتی شخصیت من به شما بدهد. اما اگر با کمک حس‌گرهایی برای اندازه‌گیری دمای بدن، فشار خون و ضربان قلب بتوانید اثرات تماشای یک کلیپ ویدیویی را بررسی کنید، خواهید دانست که چه چیزی باعث خنده‌ام می‌شود، چه چیزی به گریه‌ام می‌اندازد و چه چیزی واقعاً عصبانی‌ام می‌کند.
یادآوری این نکته ضروری است که عصبانیت، شادی، کسالت و عشق پدیده‌های بیولوژیک درست مانند تب و سرفه هستند. همان فناوری که سرفه را شناسایی می‌کند، قادر است خنده را نیز شناسایی کند. اگر شرکت‌ها و دولت‌ها شروع به جمع‌آوری گسترده داده‌های بیومتریک ما بکنند، می‌توانند با ما آشنا شوند، خیلی بهتر از خودمان ما را بشناسند، و نه فقط احساسات ما را پیش‌بینی کنند، بلکه حتی احساسات ما را نیز دست‌کاری کنند و هر آنچه که می‌خواهند به ما بفروشند، چه یک محصول باشد چه یک سیاستمدار. نظارت بیومتریک باعث می‌شود روش‌های هک‌کردن داده‌های کمبریج Analytica مانند روشی از عصر حجر به نظر برسد. کره شمالی را در سال 2030 تصور کنید که هر شهروند ناگزیر است 24 ساعت در شبانه‌روز دستبند بیومتریک بپوشد. اگر هنگامی که به سخنان مقام معظم رهبری گوش فرا می‌دهید و دستبند بیومتریک‌تان علائم عصبانیت را نشان دهد، دخلتان آمده است.
مطمئناً شما می‌توانید نظارت بیومتریک را همچون اقدامی موقت در مواقع اضطراری در نظر آورید که با پایان بیماری وضعیت اضطراری نیز پایان می‌یابد. اما اقدامات موقت در شرایط اضطراری عادات ناخوشایند ماندگاری ایجاد می‌کنند؛ به ویژه آنکه همیشه اضطرابی جدید در کمین است. برای مثال، کشور من، اسرائیل، در جنگ استقلال در سال 1948 وضعیت اضطراری اعلام کرد، که مجموعه‌ای از اقدامات موقت از سانسور مطبوعات و مصادره‌ی زمین تا مقررات ویژه برای تهیه‌ی پودینگ را توجیه می کرد (شوخی نمی‌کنم). جنگ استقلال مدت‌هاست با پیروزی پایان یافته است، اما اسرائیل هرگز نتوانست بسیاری از اقدامات «موقت» سال 1948 را لغو کند (حکم پودینگ اضطراری در سال 2011 ملغی شد).
به این ترتیب، حتی هنگامی‌که عفونت‌های ناشی از ویروس کرونا به صفر برسد، برخی دولت‌های تشنه‌ی اطلاعات ممکن است ادعا کنند که سیستم‌های نظارت بیومتریک برای پیشگیری از موج دوم ویروس کرونا یا مقابله با نوع جدیدی از ابولا که در مرکز آفریقا شیوع دارد، مورد نیاز است. در سال‌های اخیر نبرد بزرگی بر سر حفظ حریم خصوصی در جریان بوده است؛ بحران ویروس کرونا می‌تواند نقطه‌ی عطف این نبرد باشد. زیرا وقتی باید میان حریم خصوصی و سلامتی یکی را انتخاب کرد، همه معمولاً سلامتی را انتخاب می‌کنند.


پلیس صابون
در حقیقت، پرسش از مردم برای انتخاب میان حریم خصوصی و سلامت، ریشه‌ی اصلی مشکل است. زیرا این یک انتخاب غلط است. ما می‌توانیم و باید هم از حریم خصوصی و هم سلامتی بهره‌مند باشیم. ما می‌توانیم نه از طریق ایجاد شیوه‌های نظارتی توتالیتاری، بلکه با توانمند‌سازی شهروندان، از سلامت خود محافظت کنیم. در هفته‌های اخیر، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور برخی از موفق‌ترین تلاش‌ها برای مهار همه‌گیری ویروس کرونا را به انجام رساندند؛ در حالتی که از برنامه‌های ردیابی و نظارت استفاده‌ی حداقلی کرده‌اند، همچنین آنها از آزمایش‌های گسترده، گزارش‌های صادقانه و آگاه‌سازی عمومی بسیار استفاده کرده‌اند.
نظارت متمرکز و مجازات‌های شدید تنها راه برای واداشتن مردم به رعایت دستورالعمل‌های مفید نیست. هنگامی‌که به مردم حقایق علمی گفته می‌شود و مردم به مقامات دولتی اعتماد می‌کنند تا این حقایق را به آنها بگویند، ممکن است شهروندان بدون اینکه آقا بالاسری داشته باشند، کارهای صحیح را انجام دهند. جمعیت با انگیزه و آگاه معمولاً به مراتب قدرتمندتر و مؤثرتر از جمعیت ناآگاه تحت مراقبت است.
برای مثال در نظر بگیرید که امروزه ما دستان خود را با صابون می‌شوییم. این یکی از بزرگترین پیشرفت‌های بهداشتی بشر بوده است. این اقدام ساده هر ساله میلیون‌ها انسان را نجات می‌دهد، در حالی که ما آن را پیش پا افتاده تصور می‌کنیم. در قرن نوزدهم دانشمندان اهمیت شستن دست‌ها با صابون را کشف کردند. پیش از آن، حتی پزشکان و پرستاران بی‌آنکه دستان خود را بشویند از یک عمل جراحی به عملی دیگر مبادرت می‌کردند. امروز میلیاردها انسان روزانه دست‌های خود را می‌شویند، نه به این علت که از پلیس صابون می‌ترسند، بلکه به این سبب که واقعیت‌ها را درک می‌کنند. من دستانم را با صابون می‌شویم، زیرا درباره‌ی ویروس‌ها و باکتری‌ها شنیده‌ام، می‌فهمم که این موجودات میکروسکوپی باعث بیماری می‌شوند و می‌دانم که صابون می‌تواند آنها را از بین ببرد.
اما برای دستیابی به چنین سطح سازگاری و همکاری، نیاز به اعتماد است. مردم باید به علم، به مقامات دولتی و به رسانه اعتماد کنند. طی چند سال گذشته، سیاست‌مداران غیرمسئول عمداً اعتماد به علم، مقامات دولتی و رسانه‌ها را تضعیف كرده‌اند. حال ممکن است همین سیاست‌مداران غیرمسئول وسوسه شوند که جاده‌ی اقتدارگرایی را طی کنند، با این استدلال که نمی‌توان به مردم اعتماد کرد که کارها را درست انجام دهند.
معمولاً، اعتمادی را که سال‌ها از بین رفته است، نمی‌توان یک‌شبه بازسازی کرد. اما این شرایط عادی نیست. در لحظه‌ی بحران، ذهن نیز به سرعت تغییر می‌کند. ممکن است شما سال‌ها با خواهران و برادران خود نزاع‌های تلخی داشته باشید، اما به هنگام رخداد شرایط اضطراری ناگهان مخزنی پنهان از اعتماد و دوستی را کشف می‌کنید و به کمک یکدیگر می‌شتابید.
بازسازی اعتماد مردم به علم، به جای ایجاد شیوه‌ای نظارتی در مقامات دولتی و رسانه‌ها، خیلی دسترس‌ناپدیر نیست. ما قطعاً باید از فناوری‌های جدید نیز استفاده کنیم، اما این فناوری‌ها باید شهروندان را توانمند سازد. من طرفدار نظارت بر دمای بدن و فشار خون هستم، اما از این داده‌ها نباید برای ایجاد دولتی قدرتمند استفاده شود. در عوض، این داده‌ها باید به من امکان دهد تا بتوانم انتخاب شخصی بیشتری داشته باشم و همچنین دولت را نسبت به تصمیماتش پاسخگو بدانم.
اگر می‌توانستم 24 ساعت شبانه‌روز بر وضعیت پزشکی خود نظارت داشته باشم، نه تنها می‌آموختم که آیا برای سلامتی سایر افراد خطرناک هستم، بلکه می‌فهمیدم که چه عاداتی به سلامتی‌ام کمک می‌کنند. اگر من بتوانم به آمارهای موثق درباره‌ی گسترش ویروس کرونا دسترسی پیدا و آنها را پردازش کنم، می‌توانم قضاوت کنم که آیا دولت حقیقت را می‌گوید و سیاست‌های صحیحی را برای مقابله با اپیدمی اتخاذ کرده است. هر گاه مردم درباره‌ی نظارت صحبت می‌کنند، به یاد داشته باشید که همان فناوری نظارت نه فقط ممکن است ابزار نظارتی دولت‌ها بر مردم باشد، بلکه برای نظارت مردم بر دولت‌ها نیز به کار می‌آید.
از این‌رو، همه‌گیری ویروس کرونا آزمایشی عمده برای شهروندی است. در روزگار پیش رو، هر یک از ما باید اعتماد به داده های علمی و متخصصان درمانی را بر نظریه های توطئه آمیز ناشناخته و سیاستمدارانی که در خدمت خود هستند ارجح بدانیم. اگر نتوانیم درست انتخاب کنیم، ممکن است خود را به همراه ارزشمندترین آزادی‌های خود نابود کنیم. فکر می‌کنم این تنها راه حراست از سلامتی ماست.


ما به برنامه‌ای جهانی نیاز داریم
دومین انتخاب مهم ما انتخاب میان انزوای ملی و همبستگی جهانی است. همه‌گیری و بحران اقتصادی ناشی از آن مشکلات جهانی هستند، که فقط با همکاری جهانی حل می‌شوند.
قبل از هر چیز، برای شکست ویروس باید اطلاعات را به صورت همگانی به اشتراک بگذاریم. این مزیت بزرگ انسان‌ها نسبت به ویروس‌هاست. یک ویروس کرونا در چین و یک ویروس کرونا در ایالات متحده نمی‌توانند اطلاعاتی درباره‌ی نحوه‌ی آلوده کردن انسان‌ها به دست آورند. اما چین می‌تواند بسیاری از درس‌های ارزشمند را درباره‌ی ویروس کرونا و چگونگی مقابله با آن را به آمریكا بیاموزد. آنچه پزشک ایتالیایی در ابتدای صبح در میلان کشف می‌کند، ممکن است تا عصر جان بسیاری از بیماران را در تهران نجات دهد. وقتی دولت انگلستان بین چندین سیاست تردید کند، می‌تواند از کره‌ای‌هایی که یک ماه پیش با معضل مشابه روبرو بوئه‌اند، مشاوره بگیرد. اما برای دستیابی به این هدف ما نیاز به روحیه‌ی همکاری و اعتماد جهانی داریم.
کشورها باید بخواهند اطلاعات را علنی و فروتنانه به اشتراک بگذارند و مشاوره بخواهند، و باید بتوانند به داده‌ها و بینش‌های دریافتی اعتماد کنند. ما همچنین برای تولید و توزیع تجهیزات پزشکی به تلاشی جهانی احتیاج داریم که مهم‌ترین آنها تست کیت‌ها و دستگاه‌های تنفسی است. به جای آنکه هر کشوری سعی کند این کار را در مقیاس محلی و ملی انجام دهد، می‌تواند تجهیزات دیگری را در اختیار داشته باشد. تلاشی هماهنگ و جهانی می‌تواند تولید را بسیار تسریع و اطمینان حاصل کند که تجهیزات نجات جان با توزیع عادلانه‌تری در دسترس قرار می‌گیرد. درست همان‌طور که کشورها صنایع کلیدی را در طول جنگ ملی می‌کنند، جنگ انسان بر ضد ویروس کرونا ممکن است ما را ملزم به «انسانی سازی» خطوط تولید کند. کشوری ثروتمند که تعداد کمی مبتلا به ویروس کرونا دارد، باید بسیاری از تجهیزات پزشکی گرانبها را به کشوری فقیر بفرستد، با این اعتماد که اگر بعدها به کمک نیاز داشته باشد، سایر کشورها به کمک او خواهند آمد.
ممکن است تلاشی مشابه و در سطح جهانی را برای به خدمت گرفتن کادر پزشکی در نظر بگیریم. کشورهایی که در حال حاضر کمتر دچار همه‌گیری ویروس کرونا هستند، می‌توانند کادر پزشکی خود را برای کمک و نیز برای کسب تجربه‌ای ارزشمند، به مناطق آسیب‌دیده و دچار همه‌گیری شدید اعزام کنند. اگر کشورهای کمک‌کننده بعداً در کانون تغییرات همه‌گیری قرار گیرند، کمک‌های مشابه در جهت مخالف انجام می‌گیرد.
همکاری جهانی در جبهه‌ی اقتصادی نیز بسیار حیاتی است. با توجه به ماهیت جهانی اقتصاد و زنجیره‌های تأمین، اگر هر دولتی کار خود را با بی‌اعتنایی کامل به دیگران انجام دهد، نتیجه هرج و مرج و بحرانی عمیق‌تر خواهد بود. ما سریعاً به برنامه‌ای عملی و جهانی نیاز داریم.
شرط دیگر دستیابی به توافق جهانی در سفر است. تعلیق همه‌ی سفرهای بین‌المللی برای ماه‌ها، مشکلات بزرگی را به همراه خواهد داشت و مانع جنگ بر ضد ویروس کرونا خواهد شد. کشورها باید همکاری کنند تا حداقل برخی افراد بتوانند از مرزها عبور کنند: دانشمندان، پزشکان، روزنامه‌نگاران، سیاست‌مداران و بازرگانان. این امر با دستیابی به توافق جهانی و با اقدام موثر کشورها در پیش غربالگری مسافران ممکن می‌شود. اگر بدانید که فقط مسافران خاص اجازه‌ی ورود به هواپیما را داشته‌اند، قطعاً آنها را در کشور خود خواهید پذیرفت.
متأسفانه، در حال حاضر كشورها به سختی این كارها را انجام می‌دهند. فلج جمعی جامعه‌ی جهانی را درگیر کرده است. به نظر می‌رسد اولیا در اتاق حاضر نیستند. انتظار می‌رفت هفته‌ها پیش جلسه‌ی اضطراری رهبران جهان برای تهیه‌ی برنامه‌‌ی عملی مشترک برگزار شود. رهبران گروه جی هفت فقط این هفته توانستند ویدئو کنفرانسی ترتیب دهند که به هیچ نتیجه‌ای نرسید.
در بحران‌های جهانی قبلی، مانند بحران مالی 2008 و همه‌گیری ابولا 2014، ایالات متحده نقش رهبر جهان را بر عهده گرفت. اما دولت فعلی ایالات متحده از رهبری استعفا داده و این نکته را بسیار روشن بیان کرده است که به عظمت آمریکا بیشتر از آینده‌ی بشر اهمیت می‌دهد.
این دولت حتی نزدیک‌ترین متحدان خود را رها کرده است؛ وقتی همه‌ی سفرها از اتحادیه‌ی اروپا ممنوع شد، حتی به خود زحمت نداد که پیش‌تر به اتحادیه‌ی اروپا در قالب اعلامیه‌ای اطلاع دهد، چه رسد به اینکه با اتحادیه‌ی اروپا درباره‌ی این اقدام مهم مشورت کند. دولت ایالات متحده با انتشار خبر اعطای مبلغ یک میلیارد دلار به یک شرکت دارویی آلمانی برای خرید حقوق انحصاری واکسن جدید کووید 19، آلمان را رسوا کرده است. حتی اگر این دولت سرانجام با انجام تغییراتی برنامه‌ی جهانی و عملی ایجاد کند، کمتر کسی از رهبری‌ پیروی می‌کند که هرگز مسئولیتی را به عهده نمی‌گیرد و هرگز اعتراف نمی‌کند که مرتباً تمامی اعتبار را برای خود می‌خواهد و همه‌ی سرزنش‌ها را متوجه دیگران می‌داند.
اگر جای خالی ایالات متحده را سایر کشورها پر نکنند، نه فقط متوقف کردن همه‌گیری فعلی ممکن نیست، بلکه میراث آن همچنان روابط بین‌المللی را برای سالهای آینده مسموم خواهد کرد. با وجود این، هر بحران یک فرصت است. ما باید امیدوار باشیم که بیماری همه‌گیر فعلی به بشر در تحقق اتحاد جهانی کمک کند.
بشر باید انتخاب کند. آیا ما به راه افتراق و تشتت خواهیم رفت یا راه همبستگی جهانی را خواهیم پیمود؟ اگر تشتت و اختلاف نظر را برگزینیم، نه فقط بحران طولانی‌تر می‌شود، كه احتمالاً به فجایع بدتری در آینده منجر خواهد شد. اگر همبستگی جهانی را انتخاب کنیم، پیروزی خواهد بود، نه تنها در مقابل ویروس کرونا، بلکه در برابر همه‌ی بیماری‌های همه‌گیر و بحران‌های آینده که ممکن است در قرن 21 به انسان حمله کند.


20 مارس 2020
یووال نوح هراری

Like 🙂
6

خلاصه ای از فصل 16 ام انسان خردمند “حرص کاپیتالیست”

در بسیاری فرهنگ ها انباشتن پول گناه است. چنانکه مسیح گفته ورود مرد ثروتمند به بهشت از ورود شتر به سوراخ سوزن سخت تر است (متی 19:24). اگر کیک ثابت باشد و من قسمتی بزرگ از آن را برای خود داشته باشم یعنی من از سهم دیگران برداشته ام. پس ثروتمند موظف است با دادن به خیریه از کار شیطانی اش توبه کند.
اگر کیک جهان ثابت باشد دیگر جایی برای اعتبار (credit)نیست. اعتبار تفاوت بین کیک امروز و فرداست. اگر مقدار کیک ثابت باشد چرا اعتبار را زیاد کنیم؟ دادن اعتبار به قناد یا پادشاه ریسک بزرگی برای شما خواهد داشت مگر باور داشته باشید که قنادی که به او پول قرض می دهید توان دزدیدن مشتریان رقیبانش را دارد. برای همین قرض گرفتن در اعصار قبل بسیار سخت بود. و اگر قرضی می گرفتید معمولا بسیار کم, کوتاه مدت و با بهره بالا بود. تاسیس قنادی جدید سخت بود و پادشاهانی که می خواستند کشور گشایی کنند چاره ای جز افزایش مالیات نداشتند. این برای شاهان تا وقتی مردم آرام بودند ممکن بود ولی برای کارمندی که ایده تاسیس یک قنادی را داشت معمولا از آرزو فراتر نمی رفت.
وام گیرنده و وام دهنده هردو در این شرایط ضرر می کردند. و چون گرفتن وام سخت بود کارهای جدید هم ایجاد نمی شد. اقتصاد رشد نمی کرد و چون اقتصاد رشد نمی کرد مردم تصور می کردند هرگز رشد نخواهد کرد. و کسانی که سرمایه داشتند هرگز به فکر افزایش اعتبار نبودند.
انقلاب علمی که شکوفا شد ایده پیشرفت را به همراه آورد. ایده پیشرفت بر این اساس ساخته شده که اگر ما آگاه به نادانی مان باشیم و در تحقیق سرمایه گذاری کنیم همه چیز بهبود خواهد یافت. این ایده به سرعت به واژه های اقتصادی ترجمه شد. هرکسی که به پیشرفت اعتقاد دارد به بر این باور است که افزایش اکتشاف های جغرافیای, اختراعات تکنولوژیک, و توسعه سازمانی می تواند مقدار کل تولید, تجارت و ثروت بشر را افزایش دهد. راه های جدیدی برای تجارت در اقیانوس اطلس شکوفا شد بدون اینکه به راه های قدیمی اقیانوس هند ضرری بزند. مثلا کسی می توانست قنادی برای تولید شیرینی تاسیس کند بدون اینکه قنادی تولید کننده نان قندی را ورشکست کند. همه بیشتر می خورند. من می توانم ثروتمند باشم بدون اینکه شما فقیر بشوید. من می توانم اضافه وزن داشته باشم بدون اینکه شما گرسنه بمانید. تمام دنیا می تواند رشد کند.
طی 500 سال گذشته ایده پیشرفت مردم را مجاب کرده که به آینده اعتماد کنند. این اعتماد اعتبار ایجاد کرده و اعتبار رشد اقتصادی به همراه آورده و رشد باعث ایجاد اعتماد بیشتر شده. این تغییر اتفاقی یک شبه نبود وخیلی افت و خیز داشت ولی در دراز مدت از نوسان ها کم شد و جهت کلی خطا نا پذیر شد. امروز اعتبار به قدر زیاد شده که دولت ها, شرکت ها, و اشخاص به راحتی می توانند وام های بزرگ بلند مدت با کم بهره را بسیار بیشتر از درآمدشان بگیرند.
ایده رشد جهانی نهایتا انقلابی شد. در سال 1776 اقتصاد دان اسکاتلندی آدام اسمیت “سرمایه ملل”(The Wealth of Nations) را که احتمالا مهمترین مانیفست اقتصادی تمام اعصار است را منتشر کرد. در فصل هشتم جلد اول این کتاب می گوید: وقتی یک مالک, یک نساج, یا یک کفاش درآمدش از خرج خودش و خانواده اش بیشتر بشود, از اضافه درآمد برای استخدام کمک کار استفاده می کند که درآمد خود را بیشتر کند. هرچه درآمدش بیشتر می شود افراد بیشتری را استخدام می کند. نتیجه افزایش سود خصوصی افزایش سود و سعادت عمومی است.
ممکن است چون ما د دنیای کاپیتالیسم زندگی می کنیم, این مطلب برای مان پیش پا افتاده به نظر برسد. ما هر روز ویرایشی از این بحث را در اخبار می شنویم. با این حال ادعای اسمیت که حرص خودخواهانه انسان برای افزایش سود شخصی مبنای سرمایه اجتماعی است یکی از انقلابی ترین ایده ها در تاریخ بشر نه تنها در بعد اقتصادی بلکه در ابعاد اخلاقی و سیاسی است. در حقیقت اسمیت می گوید حرص خوب است و من با ثروتمند شدنم به همه سود می رسانم. خود دوستی دگر دوستی است.
اسمیت به مردم آموخت که به اقتصاد به عنوان سود دو جانبه نگاه کنند. که سود من سود تو هم هست. نه تنها کل کیک قابل بزرگ شدن است بلکه بزرگ تر شدن سهم من از کیک بسته به بزرگ شدن سهم شماست. اگر من فقیر باشم تو هم فقیر خواهی بود چون من پول نخواهم داشت که محصول شما را بخرم. اگر من غنی باشم تو هم غنی خواهی شد چون یک چیزی به من خواهی فروخت. اسمیت تضاد سنتی بین ثروت و اخلاق را شکست دروازه های بهشت را برای ثروتمندان باز کرد. ثروت مند بود یعنی اخلاقی بودن. در داستان اسمیت مردم با بهره کشی از دیگران ثروتمند نمی شوند بلکه با بزرگ کردن اندازه کیک. و وقتی کیک بزرگ شد همه نفع می برند. پس چون ثروتمندان چرخ رشد را به نفع همه به حرکت در می آورند, مفید ترین و خیر ترین افراد جامعه اند.

Like 🙂
1

ای آرامش

ای آرامش

مگزار که

فرمانروایان بد خو وستمگر بر ما چیره شوند

چون نیاز ما به فرمانروایانی است

که با خرد و دانش و کردار نیک

رهنمای مردم گردند.

پاکیزگی برای مردم

و آبادی برای جهان بهترین است.

چون جهان را باید به درستی پرورش داد

و آن را به سوی روشنایی برد.

گاتها سروده 13 بند 5

Like 🙂
0

فصل 13 خدا

مختصری از کتاب 21 درس برای قرن 21 اثر یووال نوح هراری

دو تعریف برای خدا وجود دارد, خدای دور آتش که مردم وقتی درباره هستی و پیدایش اش فکر می کنند به آن اشاره می کنند. خدایی ناشناخته, رمز آلود, و فلسفی. ما چیز زیادی درباره او نمی دانیم و به ندانستن مان نام باشکوه خدا را می نهیم.
خدای دیگر خدایی است که مردم مذهبی به او دعا می کنند. او مالک اخلاق است, او به ازدواج و جنسیت کار دارد, او به اینکه شما چه می خورید و چه می نوشید و در چه وقت, کار دارد. ولی این خدا در همه مذاهب یکی نیست.
با این وجود ما می دانیم هیچ مذهبی دنبال ساختن انسان اخلاقی نیست. یک فرد بی اعتقاد می تواند راستگو باشد, یک مسلمان می تواند قداست مسیح را انکار کند و همچنان فرد مفیدی برای جامعه اش باشد. حیوان ها که خیلی از انسان ساده ترند از کد های اخلاقی پیروی می کنند. چرا ما همین کار را نکنیم؟ انسان برای اخلاق زیستن نیازی به وساطت الهی ندارد.
ما برای نفع خودمان باید خودمان را حفظ کنیم. در این راستا و اجتناب از ساخت آینده ای که در آن تنها, جدا شده و بی پناه هستیم باید در جهت نفع جامعه مان کار کنیم. شادی ما به عشق, دوستی, و جامعه نیازمند است. برای درک این, نیازی به استوره و داستان نداریم فقط باید رنج را درک کنیم. ما دنبال کاهش رنج خودمان هستیم و رنج ما بسته به رنج جامعه مان است. بنا براین سلامت جامعه مان باید برای ما مهم باشد.
یکی از دستور های خدا این بود که نامش را بی مناسبت به زبان نیاوریم. این یعنی به نام او وارد جنگ نشویم ویا از نام او برای سود جویی شخصی استفاده نکنیم. با این حال امروزه می بینیم پیروان مذاهب ادعا می کنند که نظر خدا را در نابسامانی های اجتماعی می دانند. بیش از کمک به پیش بردن انسانیت, اعتقاد های مذهبی مردم را به توهم حل مسایلی انداخته که می بایست در قالب غیر مذهبی بررسی گردند.

Like 🙂
0

رواقی زیستن در دنیای امروز

معرفی کتاب
فلسفه ایی برای زندگی
رواقی زیستن در دنیای امروز
نویسنده : ویلیام اروین
ترجمه : محمود مقدسی

رواقی زیستن
قسمتهایی از کتاب
اصلا چرا داشتن فلسفه ی زندگی مهم است؟ چون بدون چنین فلسفه ایی ممکن است بد زندگی کنید. یعنی علی رغم همه ی تلاشهایی که می کنید و باتمام وجود تمام سرگرمی های لذت بخشی که در زندگی تان دارید ممکن است در اخر کار زندگی را با تلخ کامی به پایان برید.
مثلا اپیکور عقیده داشت : فیلسوفی که رنجی از انسانی نمی زداید هر چه می گوید مهمل است دارویی که درمان نکند به هیچ دردی نمی خورد.
اگر بخواهیم برای جلوگیری از هدر رفتن ثروتمان کاری کنیم به راحتی متخصصانی را پیدا می کنیم که در این راه کمک مان کنند . اما فرض کنید هدفمان جلوگیری از هدر رفتن عمرمان باشد. در این صورت چه خواهیم کرد؟
این کتاب توصیه هایی برای چگونه زیستن ارائه می کند به بیان دقیق تر من در این کتاب پیکی هستم که توصیه های فیلسوفان رواقی  دو هزار سال پیش را برای شما بازگو می کنم .
شاید وقت آن است که به زندگی مان نگاه کنیم و خودمان را در دل فعالیت های هر روزه امان به دقت مشاهده کنیم و همچنین در یابیم که دیگران به چه راحتی می توانند آرامش ما را بر هم بزنند و در نتیجه سعی کنیم با به کار گرفتن استراتژی های رواقی نگذاریم دیگران ناراحتمان کنند.
ویلیام اروین با کاوش در فلسفه ی رواقیون باستان و با استفاده از تجربه های شخصی اش در مسیر رواقی زیستن نشان می دهد چطور بینش ها و توصیه های عملی رواقیون می تواند به ما آدم های دنیای امروز کمک کند بهتر زندگی کنیم.
قسمت کوتاهی از متن کتاب
رواقیون معتقد بودند کسب فضیلت به آرامش می انجامد و هم کسب آرامش را یاریگر انسان در رسیدن به فضیلت می دانستند . کسی که آرام نیست و احساساتی منفی چون اندوه و خشم درونش را آشفته می کند به سختی می تواند به فرمان عقلش عمل کند. در وجود چنین کسی عواطف بر عقل چیره می شوند و او کم کم توان تشخیص خوبی های حقیقی را از دست می دهد و از جستجوی خوبی ها باز می ماند و در نهایت در کسب فضیلت ناکام می شود. به نظر رواقیون  رومی جستجوی فضیلت و طلب آرامش اجزای چرخه ای فضیلت مندانه هستند. در این چرخه جستجوی فضیلت به میزانی از آرامش منتهی می شود و آرامش بدست آمده هم به نوبه ی خود راه کسب فضیلت را هموارتر می کند.
************
یکی از رواقیون به نام سنکا معتقد است: آنکه بر اساس اصول رواقی زندگی می کند چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی همیشگی بر خاسته از اعماق وجودش بهره مند می شود چرا که او شادمانی را در منابع درونی خودش می یابد و در جستجوی هیچ لذتی بالاتر از لذت های درونی اش نیست. در قیاس با این لذت ها لذت تن ناچیز بی ارزش و گذراست.
***********
در آغاز هر روز با خودت بگو: “امروز با مزاحمت و بی احترامی و قدرنشناسی و خیانت و کینه توزی و خودخواهی دیگران روبرو می شوم و همه ی اینها ریشه در جهل آدمها نسبت به خوب وبد دارد ” این کلمات نوشته های برده ای چون اپیکتتوس نیست که قاعدتا با بد خواهی مواجه بوده است اینها را کسی نوشته که در زمان خودش قدرتمندترین فرد جهان بوده : مارکوس آورلیوس  امپراطور روم.

Like 🙂
9

نامه ی آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهيد، او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت… خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود . به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند . به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند . ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد . به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست . به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد . در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد . به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد .
پســــرم كـــــودك كـــم ســـال بسيــــار خــــوبي است …….

Like 🙂
22

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

نقد و انتقاد: سازنده ویا مخرب؟

1. تعریف نقد و انتقاد

درفرهنگ عمید نقد را(سره کردن . ظاهرساختن عیوب یا محاسن کلام )و انتقاد را (سره کردن .آشکارکردن عیب شعروبحث کردن درباره مقاله، کتاب بطوریکه خوبیها و بدیهایش آشکار شوند )معنی شده اند. نقد را (مطرح کردن نا رسائیها با دلیل و استدلال ) نیز تعریف کرده اند.

انتقاد از نقد می آید و (ارزیابی ایده ، روش و یا رفتار دیگران و گفتن آن ) است .عموما و بویژه در فرهنگ ما بار منفی دارد و آن بیشتربه سبب خاطرات بدی است که هریک ازما از کنترل های مستبدانه ، تکیه بر بخش منفی هر رفتار (و از آن بدتر خود شخص )،سرزنش ها ، برچسب ها ،تحقیرها ،پندهای تکراری و خارج از توان و نیاز فرد ،نکوهش احساسات و… تحت پوشش و عنوان انتقاد داریم .

در رابطه افراد با یکدیگر نقد و انتقاد سازنده اهمیت دارد و حافظ حقوق فردی افراد است و به نگهداری حدود و مرزها در روابط بین دو نفر کمک میکند .

در رابطه فرد با جامعه ، نهاد ها و سیستم هم که اهمیت آن روشن است. جامعه دموکرات شهروند مسئول می طلبد و در آن هرکس حق دارد قوانین ، سیاست و عملکرد مسئولان ،ایده های مطرح در هر زمینه( هنر و روابط اجتماعی ، خلقیات و سنت ها و..) را نقد کند.البته بشرط حفظ حریم خصوصی و پرهیر ازتمسخر نقائص مادرزادی .

در تربیت نوین کودک (پرسشگر ، منتقد و منطقی ) ببار می آید .خلقیات و سنت ها یک مرتبه عوض نمی شوند و بخشی از آنها که در جهت رشد تغییر میکنند ، به همت افراد مسئول است که فرهنگ عامه را زیر سئوال برده و باورها و رفتارها را مورد نقد و انتقاد قرار میدهند .

 

2. آیا انتقاد ضروری و سودمند است ویا غیرآن؟ آیا با انتقاد کردن، از حد و مرز متعارف بین ما گذر نمی کنیم ؟ با مثبت نگری در تعارض نیست ؟ در چه مواردی جایز و سودمند است ؟

بودا :اگر از گفتن حقیقت ، طرف تو در رنج می افتد حقیقت را نگو .

پیامبر :حقیقت را بگو و طرف تو گرچه رنج میبرد ولی تحمل کرده و رشد خواهد کرد .

شما چه میگوئید؟ آیا ما میخواهیم طرف را تغییر دهیم؟ آیا این پیام برخی از روانشناسان که میگویند (شما نمیتوانید هیچکس را تغییر دهید ، تنها میتوانید خودتان را تغییر دهید ) صد در صد درست است ؟ آیا ما میتوانیم در حالیکه کل شخصیت دیگری را تغییر نمیدهیم او را واداریم که رفتار تهاجمی و تعرض آورش با ما را تغییر دهد ؟

برای پاسخ این سئوالات سه دیدگاه را بررسی کنیم :

دیدگاه اول :

درین دیدگاه افراد انتقاد کردن را نه تنها ضروری میدانند ، بلکه آنرا رسالتی برای خود می شمارند .شاید ریشه های آن در باورهای سنتی از مذهب باشد و یا از فرهنگ اقتدار گرا که هدایت و کنترل دیگران ازراس هرم شروع و تا پایه های آن ادامه دارد .در بخشی از فرهنگ عامه ،ازسوئی ما را از عیب جوئی منع کرده اند ولی از سوی دیگررسالت دانایان را راهنمائی نادانان دانسته اند .حال کیست که خود را از دسته دانایان نداند ؟!. چرا که تنها چیزی که هیچکدام از ما به آن اعتراض نداریم و آنرا عادلانه میدانیم “تقسیم عقل و دانائی ” است چون معتقدیم به اندازه کافی به ما رسیده است !

دیدگاه دوم :

درین دیدگاه فقط خدا را کامل میدانندواز همو ستارالعیوب بودن را یاد می گیرند . نکوهش غیبت (که برپایه قضاوت و انتقاد بنا شده )در فرهنگ عامه ما قابل توجه است . ضرب المثل هائی ازین دست زیاد دار یم: درعیب نظر مکن که بی عیب خداست . هرکه بی هنر افتد نظر به عیب کند .

نظامی :در همه چیز هنر وعیب هست عیب مبین تا هنر آری بدست

فردوسی :چوعیب تن خویش داند کسی زعیب کسان برنگوید بسی

مولوی :غیب ندانند مگر اهل غیب عیب نبینند بجز اهل عیب

سعدی :همه حمال عیب خویشتنیم طعنه بر عیب دیگران چه زنیم

ودر جائی دیگر : گرهنری داری و هفتاد عیب دوست نبیند بجز آن یک هنر

ویا : تو خاموش اگر من بهم یا بدم که حمال شود و زیان خودم

چو ظاهر به عفت بیاراستم درشتی مکن برکم و کاستم

مثبت اندیشان امروزی هم در باب خودداری از قضاوت کردن رفتار دیگران و ابراز آن بسیار گفته اند . (بگذار همسایه ات باغچه اش را به سبک خود باغبانی کند ) از پیامهای مشهور وین دایر است .

دیدگاه سوم :

درین دیدگاه پنج مورد را برای نقد وانتقاد کردن جایز و حتی سودمند می دانند :

a) برخی از افراد برای خودشناسی از فردی که خود انتخاب میکنند و به درایت ،انصاف ،صداقت ،واقع گرائی اش باور دارند می خواهند که رفتار آنها را نقد کند .در چنین مواردی که طرف خودش قبلا از ما خواسته هر رفتارش که از نظر ما نیاز به بازنگری ، تصحیح ویا توقف دارد را با او درمیان بگذاریم، انتقاد جایز است

b) اگر کسی به حقوق ویا حریم شخصی ما تجاوز میکند ، اجحاف میکند،خشونت می ورزد ، کنترل و تحقیرمان میکند ویا… لازم است که ازین رفتارش انتقادکنیم تا آنرا اصلاح ویا اگر لازمست متوقف کند.

c) نقد خود( البته با روش های سازنده ) و یا گروهی که به آن تعلق داریم ، رشد و بالندگی را در پی خواهد داشت .

d) در مورد کودکانمان ، نحوه( آموزش وانتقال ارزشها، دادن اطلاعات،قانون گذاری جمعی و پیروی و یا تمرد از آن و نتایج آن و.. )با استفاده از روش آزمون و خطای آنها و کشف آن توسط خودشان و گاه با کمک ما ، میتوانند در میدان بحث نقد رفتار خودشان هم بررسی شوند . این روشها گرچه از سوئی مواردی حساس و تخصصی هستند ولی از سوی دیگرخوشبختانه امکان فراگیری اشان برای والدین وجود دارد .

e) نقد و انتقاد از حوزه عمومی ( سیاست ، هنر ،روابط اجتماعی، سیستم و..) ضروری است .

هانا آرنت که از متفکران بزرگ دوره ماست ، در بحث (مسئولیت فردی )به (جسارت داوری) پرداخته است . بنظر اوکسی که میگوید : من که هستم که قضاوت کنم ، نوعی فروتنی کاذب دارد . در پس اکراه از داوری این گمان می خزد که هیچکس مختار نیست و در نتیجه این تردید بوجود می آید که که هیچکس مسئول نیست .فروپاشی اخلاقی ، پیش درآمد از هم پاشیدن جامعه آلمان بود که طی سالهای جنگ بوقوع پیوست . آلمانی هائی که در ایجاد نازیسم سهمی نداشتند ولی تحت تاثیر موفقیت نازی ها قرار گرفته و جرات داوری نداشتند و از دوستان خود بریدند، به سقوط اخلاقی دامن ردند .

بررسی انگیز ه های ما از انتقاد :

یک شیوه برای تشخیص ضرورت طرح انتقاد یا عدم آن اینست که هر کس قبل از نقد به انگیزه هایش توجه کند :آیا واقعا جنبه مثبت وسازنده دارند ؟

با کمی خودشناسی هرکس قادر خواهد بود از انگیزه های شخصی و یا منفی خود آگاه شود . برای نمونه :

• آیا از دیگران انتقاد میکند چون خود( وحتی سلیقه خود) را ازآنها بهتر میداند؟

• ریشه اینکار ش در کامل خواهی و انتظارات زیاد از دیگران نیست ؟ اگر دیگری را بصورت مجموعه ای از خوبی و کمبودش ببیند(عسل در باغ هست و غوره هم هست) وتوقع خود را کم کند آیا هنوز ضرورتی برای طرح آن می بیند؟

• آیا برای شنیدن پنجره با در حرف میزند ؟!( ازکودک مظلوم انتقاد میکند تا آن یکی حساب کار دستش بیاید؟. )

• آیا تحت پوشش نقد نمیخواهد از طرف افشاگری کند و در جمع آبرویش را ببرد ؟

• آیا نمیخواهدبا اینکار کنترل دیگری را در دست گیرد و یا ادامه دهد ؟

 

3. اهمیت هنر انتقاد از خود (یا گروه خود)وچگونگی نگهداری حد و مرز آن ؟

در خودشناسی و طی مسیر رشد ، بازبینی و بررسی اینکه در کجای کاریم ؟ به چه می اند یشیم وچه میکنیم ضرورت دارد .

سعدی : همه از دست غیر می نالند سعدی از دست خویشتن فریاد

اگر هنر را (بیرون رفتن از محدوده ممکن وگشودن فضائی بر روی خود و دیگران ) تعریف کنیم ،انتقاد از خود ،بویژه در وجه اجتماعی آن را میتوان هنر نامید . مرزهای انتقاد از خود چه در خلوت و چه در جمع تا حدی است که به تحقیر و احساس گناه و.. کشیده نشود .

هر جمع و گروهی که در آن نقد اندیشه ها و رفتارها(ونه خود افراد ) باشد پویندگی را در پیش خواهد داشت.

 

4. انواع انتقاد ( سازنده و مخرب )؟

انتفاد سازنده :

• رابطه را تصحیح کرده و بهبود می بخشد .

• رو به آینده دارد. راه را باز میگذارد .

• از جنبه های مثبت شروع کرده و سپس به منفی ها میرسد و برای آنها هم راه حل دارد .

انتقاد مخرب :

• گفته اند زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است .

• به اعتماد به نفس فرد لطمه میزند . کلی گوئی میکند . کل شخصیت او را زیر سئوال میبرد و میخواهد کل او را عوض کند.در مورد کودکان چون تلقین هم به آن اضافه میشود لطمات بسیاری میزند .

• رو به گذشته دارد و راه حلی نمیدهد و فقط طرف را محکوم میکند .

• گاه حتی دیرتر از موعد است و در مورد کاریست که دیگر تکرار هم نخواهد شد .پس چرا ابراز میشود ؟

• این نوع انتقادها میتوانند به (فضولی .سرزنش .ایرادو عیب جوئی. زخم ربان. کنایه. متلک و تمسخر. مقایسه کردن. غرغر. آبرو بردن. تحقیر و حتی تهمت) آلوده شوند.

 

)ناگفته نماند واژه فضولی “به معنی کارزیادی” که ورود به حریم شخصی دیگران است ، با واژه فضله هم خانواده است !(

 

5. با چه شیوه هائی میتوان انتقاد را سازنده و موثر کرد ؟

a) مهمترین روش اینست که انتقاد رابه شکل مبادله اطلاعات کنیم ،بشکل یک گفتگوی دوطرفه که در آن با مشکلات و احساسات او همدلی داشته باشیم

b) با استفاده از جملات سئوالی به او کمک کنیم خودش مشکل را پیدا کند .و از اول رای بر محکومیت او ندهیم، فرصت گفتگو بدهیم .شاید ما اشتباه کرده ایم . در اینصورت آنرا بپذیریم

c) گاهی ما در حالیکه فرزندانمان ، فرزند دارند ! هنور میخواهیم به آنها راه و چاه را نشان دهیم . در خرد سالی آنها معلمشان بودیم وحالا اگر ما را بعنوان مشاور بپذیرند ، ضمن خوشحالی و انداختن کلاهمان به هوا ! بکوشیم که مثل مشاورها رفتار کنیم(البته بی جیره و مواجب! ).یعنی کمکشان کنیم که خودشان راه درست را پیدا کنند .

دادن اطلاعات ( بی طرفانه و بصورت عمومی و بدون مخاطب و بصورتی که برداشت آزاد و حق انتخاب داشته باشند) موجه است .

d) نکته مهم : از زدن برچسب ( کسی را به صفتی نامیدن ) به او خودداری کنیم . در انتقاد فقط وفقط (یک رفتار) طرف مورد بازبینی قرار میگیرد نه اینکه با دادن صفت به او راه تغییر را ببندیم و خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال بریم ( مثلا اگر بد قولی کرده وما را یکساعت در خیابان منتظر گذاشته در باره این رفتارش که امروز انجام داده، انتقاد می کنیم تا تکرار نشود ، نه اینکه بگوئیم تو اصلا بدقولی و درست نمیشوی .)

بااستفاده از واژه های (همیشه .هیچوقت . اصلا . ذاتا . هرگز و… ) خود شخص و شخصیت اصلی او را زیر سئوال می بریم که نادرست است مثلا ( تو همیشه اینکار را میکنی . تو هرگز یاد نمیگیری عذرخواهی کنی . تو اصلا پرخاشگری . تو بی ملاحظه ای . شلخته ای . زورگوئی. بی انصافی . نامهربانی .دیکتاتوری . و…)

e) همواره بیاد داشته باشیم که هدف : حل مسئله است . نه اثبات حق به جانب بودن ما . در دادگاه نیستیم و کسی محاکمه نمیشود . بجای تمرکز روی رفتار طرف ، به خواسته ها و معیار مشترک توجه کنیم .(مثلا هدف و خواسته مشترک میتواند نظافت خانه باشد . بنابراین روی تنبلی و کم کاری او تمرکز نکنیم )

 

f) گوینده خوبی باشیم : چطوری ؟ اینطوری :

 

• انتقاد ما بهتر است روشن ،صریح وساده باشد و روی رفتار ی خاص تمرکز کنیم از کلی گوئی و سخنرانی پرهیز کنیم .

• به فیلترهای دریافت کننده توجه کنیم ( طبیعی است که دختر ما از عروسمان راحت تر انتقاد ما را می پذیرد(

• با ابراز کردن نکات مثبت شروع و به کمبود برسیم .

• گله از انتقاد موثرتراست .او را زیر سئوال نبریم ، بلکه مسئله را از دید خود مطرح کنیم و جمله را همیشه با (من ) شروع کنیم .و جملات (راه حل) را هم میشود با سئوال شروع کرد. بجای اینکه بگوئیم (تو تلویزیون را با صدای بلند گوش میکنی و من نمیتونم بخوابم ) بگوئیم ( من با صدای بلند تلویزیون نمیتوانم بخوابم ،میتونی صداشو کم کنی؟(

• از جملات مثبت استفاده کنیم . ؟) بجای ( شلخته خانم . پالتوات که باز روی مبله ) بگوئیم (اگر پالتوهایمان روی جارختی باشند ،خانه مرتب تر و آرامش بیشتری خواهیم داشت (.

• جملات را میشود با دعوت شروع کرد (.بیائید از این به بعد کفشهایمان را بجای راهرو در توی جاکفشی بگذاریم(

• به او شانس انتخاب بدهیم . . بجای(تو هیچوقت نمیذاری دوستام بیان و همیشه اطاق نشیمن را اشغال کرده ای )بگوئیم( من نیاز دارم بعضی روزها دوستامومهمون کنم .چه روزهائی مناسبه ؟)

• مسئله را (عمومی ) کرده و شخص او را از تیر رس خارج کنیم.گاه میتوان انتقاد از او را با انتقاد از خودمان شروع کرد .

• بر آنچه که میخواهیم تکیه کنیم ، نه آنچه که نمی خواهیم .

• با زبان او حرف بزنیم ، به دنیای او وارد شویم و ارتباط را آسانتر کنیم .

• برخورد از بالا نکنیم . بصورت امرو دستور خواسته خود را نگوئیم . یکی از دلایلی که ما به بهترین ایده های بزرگان فرهنگ و ادب عمل نمی کنیم همین است که لحن آنان اغلب بشکل خطاب و پند به ما بوده است .

• بررسی ها نشان داده که حرفهای چند دقیقه اول وآخر در هر گفتگو موثرترین هستند . ( توجه کنیم که در مقاله نویسی هم پاراگراف اول و آخر باید اصل پیام ما را برسانند) .بنابراین در رابطه با تین ایجرها که کم حوصله تر هستند در آخر گفتگو در یک جمله میتوان پیام را تکرار کرد .

• در آخر انتقاد از او بپرسیم که آیامنظور ما روشن بوده است ؟ابهامی نداشته ؟و توجه کنیم که همان وقت از او قول نگیریم که دیگر اینکار را نکند ، بلکه به او زمان بدهیم که روی حرف ما فکر کند .

• هرگز در انتقاد او را با دیگری مقایسه نکنیم

• برای اینکه از تندی انتقاد کم شود :

• گاه میتوان با کمی شوخی زهرانتقاد را گرفت .معمولا مردم با طنز مطلب را بهتر می پذیرند. البته کاربرد طنز بسیار ظریف است و ممکن است طرف فکر کند مسخره میکنیم ، ولی با توجه به طنز پذیری او میتوان از آن استفاده کرد . به کسی که دیر به جلسه می آید و حواس دیگران را پرت میکند میتوان گفت : آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ؟

• من زمانی که مربی کودک بودم در دفترچه یادداشت مادری که شلوارهای گران، شیک وتنگ تن پسربچه اش میکرد که گاه بخاطر تنگی ، دیر میشد و خیس میکرد ، نوشتم : بنظر من برای پسر بچه ها و تازه دامادها ، شلوارهائی که سریع پائین بیایند مناسب تر است! .

• هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد:

• مطرح کردن انتقاد بهتر است در زمان و مکان مناسب صورت گیرد :

• میتوانیم برای پیدا کردن زمان مناسبی که آمادگی دارد، از خود او کمک بگیریم ._دراغلب مواقع اگر بلافاصله بعد از رفتاراو انتقاد کنیم ،

• زمانی باشد که طرف هیجانی نباشد چرا که منطق او پائین می آید .

• درست در زمانی که طرف خودش در نتیجه کار نادرستش در مخمصه است، ما هم نمک برزخمش نپاشیم .

• در خلوت از او انتقاد کنیم نه در جمع .مگراز افرادی که در مجامع عمومی فعال و آماده شنیدن نقد هستند .

• از زبان بدنی استفاده بهینه کنیم ، بطوری که احساس راحتی کند . ارتباط چشمی برقرار کنیم ، با مهر حرف بزنیم، برخی حتی پیشنهاد میدهند بجای روبروی او ، در کنارش بنشینیم .

 

6. روشهای سالم و درست برای مواقعی که از ما انتقاد میشود چیستند ؟

چرا بیشتر ما از شنیدن انتقاد ناراحت میشویم ؟

a) بسیاری از ما فکر میکنیم که لزوما مخرب است چرا که خاطرات بدی درین مورد داریم .گاه حتی تهمت را در قالب انتقاد تجربه کرده ایم .فرهنگ انتقاد سالم نبوده و خودمان هم برای تغییر کم کوشیده ایم.

b) بیشتر ما از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستیم و اگر کسی یکی از ایده ها و یا رفتار ما را نقد میکند ، نگران و مضطرب شده و فکر می کنیم کل شخصیت ما قابل پذیرش برای دیگران نیست و یا او میکوشد چنین کند ( به اصطلاح مسئله را شخصی میکنیم . در حالیکه او فقط یک رفتار ما را زیر سئوال برده است )

c) بسیاری از ما کامل گرا هستیم واز اینکه حتی یک مورد نقص داشته باشیم ناراحت می شویم .

 

انتقاد برای ما آسانتر میشود اگر : باور داشته باشیم که :

از قدیم هم گفته اند گل بی عیب خداست .NOBODY IS PERFECT _

_ توجه به گوینده نداشته باشیم که مادرشوهر و یا مادر من است ، به آنچه می شنویم بیندیشیم.

رفتار مناسب در شنیدن انتقاد اینست که :

_بیشتر افراد انتقاد را با انتقاد جواب میدهند (اگر شاعر گفته: زدی ضربتی ضربتی نوش کن. برای میدان جنگ بوده ، نه گفتگو ونقد ). بهتر است بجای اینکه بگوئیم (توخودت اینطوری و.. )شنونده خوبی باشیم .

آینه گر عیب تو بنمود درشت خود شکن ، آینه شکستن خطاست

_ از یکی بدو کردن بپرهیزیم و عذر و بهانه نیاوریم و دیوار سنگی هم نباشیم .

_ به دلیل و منطق ارائه شده فکر کنیم. پذیرش سطحی نکنیم .اگر انتقاد را پذیرفتیم ، عذر خواهی کنیم . بعد از مدتی با طرف چک کنیم که درست رفتار کرده ایم یا نه ؟

————————————————————————–

مسئله : پسر 20 ساله ما در اطاق نشیمن سیگار می کشد . با او چه کنیم ؟

• مثبت نگر باشیم و بیاد بیاوریم که چقدر با نمک و مهربان است ، خوب درس می خواند و ورزشکارست؟

• ما که عاشق اوئیم ، اصلا بوی سیگارش چه اهمیتی دارد ؟

• کار او را تعرض به حقوق دیگران (حقوق ما و حتی مهمانها ئی که به این اطاق می آیند و چون عاشق او نیستند بوی سیگار آزارشان میدهد )دانسته و از او انتقاد کنیم ؟ چگونه ؟

 

مینا

—————————————————————————–

پی نوشت :

بخشی از آنچه که خواندید گرد آوری و تنظیم مطالبی بود که در کارگاههای آموزشی گوناگون ارائه شدند . بیشتر این کارگاههازیر پوشش

Child Care Support & Outreach Consultant

قراردارند

Child Care Support & Outreach Consultant

Suite #201, 935 Marine Dr. N

North Vancouver, BC. V7P 1S3

 

Like 🙂
8

چگونگی برخورد با کودکان دستفروش خیابانی:

 

1- چیزی نخرید!
بیشتر این بچه ها رو خونواده هاشون روزانه اجاره میدن. پولی که به اونها میدین و تموم کردن چیزایی که دستشونه باعث نمیشه اونا رو زودتر بفرستن خونه. به محض تموم شدن یه بسته چسب یکی دیگه میدن که بفروشه
2- بهشون بی اعتنایی نکنین!
نادیده نگیرینشون. بی اعتنا نباشین. راتونو نکشین و نرین. شیشه ماشین رو ندین بالا. این کارا باعث میشه اون بچه با تنفر از اجتماع برگ بشه. صبور باشین و توضیح بدین که اون وسیله رو لازم ندارن. خشونت به خرج ندین. اون بچه بزرگ میشه و این خشونت رو به جامعه برمیگردونه.
3- براشون دلسوزی الکی نکنین.
اگه کاری از دستتون بر نمیاد الکی بچه رو گیج نکنین. سوال الکی نپرسین که مجبور بشه دروغ بگه. اونها خانواده دارن اما مجبورن دروغ بگن. نگین دوست داری بچه من بشی؟ این جور حرفها آزار دادن روانیه بچه هاست.

چه کاری از دستمون بر میاد

1- بهشون خوراکی بدین
اکثر این بچه ها سو تغذیه دارن براشون خوراکی های مقوی بخرین و بهشون بدین و مطمئن بشین که میخورن. مثلا بسته کوچیک شیر یا موز، ساندویچ گوشت یا مرغ. نارنگی یا پرتقال. اگه بهشون پول بدین ازشون میگیرن. چیزی بدین که باعث بشه بدنشون تو این سرما مقاومت بیشتری داشته باشه و مریض نشن. لباس بهشون ندین چون ازشون میگیرن و وادارشون میکنن با لباس کم تو خیابون باشن که مردم دلشون بسوزه.
2- مثل یک فروشنده باهاشون برخورد کنین.
نذارین ازتون گدایی کنن. اگه داره التماس میکنه توضیح بدین که باید جنسش رو ببینین که آیا لازم دارین یا نه. یادتون باشه که شما مددکار اجتماعی نیستین و کاری هم از دستتون در همون لحظه بر نمیاد پس صبور باشین و سعی کنید لااقل مثل یک انسان با اون بچه برخورد کنید.
3- از کلمات مودبانه استفاده کنین. این بچه ها چیزی غیر از فحش و کلمات زشت و جمله هایی که مناسب سنشون نیست نمیشنون. باهاشون با احترام برخورد کنین تا همیشه تو ذهنشون بمونه که اجتماع دشمن اونها نیست.
4- به نزدیکترین کیوسک پلیس برید.
نگید که فایده ای نداره چون داره! اگر میزان گزارشات مردمی از جایی تعدادش بالا باشه اونها از بهزیستی تقاضای واحد جمع آوری متکدیان میکنن. در حال حاضر بهزیستی این امکان رو داره که بتونه بعضی از این بچه ها رو به عنوان بد سرپرستی از خونواده هاشون بگیره. ( میتونید توی گزارشتون بگین که میترسید از این بچه ها سواستفاده جنسی بشه) اونها وظیفه دارن که گزارش شما رو ثبت کنن.

به بنیاد کودک کمک کنید یا بنیادها و موسسات مشابه.
اونها سالانه از هزاران کودک کار حمایت میکنن

Like 🙂
7

قانون کامیون حمل زباله

کامیون حمل زباله

روزی من با تاکسی عازم فرودگاه بودم.ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین از محل پارک پرید وسط جاده درست جلوی ما .رانندهء تاکسی من محکم ترمز گرفت ، طوریکه سرش با فرمون برخورد کرد.ماشین سُر خورد ، ولی نهایتاً به فاصله چند سانتیمتراز اون ماشین متوقف شد!ناگهان راننده اون ماشین سرش رو بيرون آورد و شروع کرد به فحاشی و فریادزدن به طرف ما.امـّا راننده تاکسی من ، فقط لبخند زد و برای اون شخص دست تکون داد وخیلی دوستانه برخورد کرد.با تعجب ازش پرسیدم : چرا شما اين رفتار رو کردین؟!مرتیکه نزدیک بود ماشین رو از بین ببره و ما رابه کشتن بده !اینجا بود که راننده تاکسی درسی رو به من آموخت که هرگز فراموش نکرده ونخواهم کرد :(( قانون کامیون حمل زباله ))اون توضیح داد که : خیلی از آدما مثل کامیون های حمل زباله هستن .وجود اونا ، سرشار از آشغال ، ناکامی و خشم ، و پُرازنا اُمیدیه ؛وقتی آشغال در اعماق وجودشون تلنبار می شه ، دنبال جایی میگردن تا اونرو تخلیه کنن و گاهی اوقات ممکنه روی شما خالی کنن .به خودتون نگیرین . فقط لبخند بزنین ، دست تکون بدین ، و براشون آرزویخیر کنین ، و برین !آشغال های اونا رو نگیرین تا مجبور بشید روی بقیه اطرافیانتون تو منزل ،سرکار، یا توی خیابون پخش کنيد.حرف آخر اینه که افراد موفق اجازه نمی دن که کامیون های آشغال دیگران ،روز قشنگشون رو خراب کـُـنه و باعث ناراحتی اونها بشه.زندگی خیلی کوتاهتر از اونه که صبح با تأسف از خواب بیدار شین ، و شب با حسرت به رختخواب برین!از این رو ؛ افرادی رو که با شما خوب رفتار می کنن دوست داشته باشین وبرای اونهایی که رفتار نامناسبی دارن دُعا کنین .” زندگی ده درصدش چیزیه که شما می سازین و نود درصدش ، نحوه  برداشت شماست! “

Like 🙂
6

نمی گذارم کسی دکمه اعصابم را فشار دهد

در مسیر زندگی فشارها، استرس‏ها و نگرانی‏هایی وجود دارد که به‏طور بالقوه می‏توانند شما را به شدت عصبانی کنند و کفرتان را در آورند.

این کتاب روش‏های واقع‏بینانه‏ای در اختیارتان قرار می‏دهد که از فشار افراد و مصائب زندگی بر دکمه‏های اعصابتان جلوگیری کنید و با استفاده از مهارت‏های کسب شده از آن، بتوانید با کاهش چشمگیری از شدت ناراحتی‏ها، زندگی لذت‏بخشی داشته باشید.

ناشر: رسا

Like 🙂
32

مديريت خشم

توضیحات: موضوع نوشتار حاضر، مديريت و كنترل تعارض، فشار رواني و خشم است. نويسنده در بخش اوّل، خواننده را با بعضي از حقايق بنيادي مربوط به خشم و تعيين كميت آن آشنا مي كند. در بخش هاي بعد، چگونگي اداره كردن خشم در لحظه اي كه احساس مي شود، و همچنين راه هاي برخورد با خشم قبل از بروز آن را نشان مي دهد. وي سپس، دربارة روش هاي كنترل پيامدهاي خشم و خشمگين شدن راهكارهايي ارائه مي دهد. در بخش هاي پاياني چگونگي تغيير در شيوه زندگي و مديريت خشم در روابط كليدي، از جمله محل كار، روابط صميمي خانواده، خشم فرزندان و هنگام رانندگي توضيح داده شده است.

Like 🙂
14

آداب معاشرت به زبان خودماني

اثر حاضر، دربردارندة نکات آموزشي ساده پيرامون آداب معاشرت است. در جامعة امروز، بشر نيازمند برقراري ارتباط مؤثر و سودمند براي بهره‌مندي از بهترين فرصت‌هاي شغلي، دوست‌يابي، همسرگزيني، ترتيب فرزند و… است. کليد دست‌يابي به اين موفقيت‌ها داشتن ارتباطي بهينه و در واقع وقوف به آداب معاشرت است. هدف نهايي اثر حاضر، دست‌يابي به درک متقابل و در نهايت ايجاد خانواده، جامعه و جهاني انساني است. مطالب کتاب در شش بخش تدوين شده و طي آن اصول آداب معاشرت، ارتباطات مؤدبانه، آداب مکالمات، غذا خوردن، ميهماني رفتن، مواجهه با موقعيت‌هاي خاص، مسافرت، جشن‌ها و انعام دادن بررسي و نکاتی در اين باره يادآوری شده است.

Like 🙂
59

اندر آداب نوشتار

«اندر آداب نوشتار» کتابی‌ست که همان طور که از اسمش پیداست قصد دارد گره از آداب نوشتار زبان فارسی، که بحث درباره آن سال‌هاست که به درازا کشیده باز کند. این کتاب در 206 صفحه به مباحث گوناگونی پرداخته و سعی کرده با درنظر گرفتن آرای گوناگون و بحث درباره آن‌ها به نتیجه‌ای نهایی و راه‌حلی که مورد قبول اکثریت بوده و قابل اجرا نیز هست برسد.
بحث پیرامون اصول نگارش زبان فارسی قرن‌هاست که آغاز شده و ریشه در دیروز و امروز ندارد. خیلی وقت است که از صاحب‌نظران و استادان ادبیات می‌شنویم که رسم‌الخط ما ایراد دارد و باید اصلاحاتی در آن انجام داد. دامنه این اصلاحان گاهی اوقات آنقدر زیاد بوده که منجر به پیچیدگی‌های افراط‌گرایانه شده و یا محقق را به این نتیجه رسانده که الفبای فارسی باید از ریشه عوض شود و الفبایی جدید و مدرن جایگزین آن گردد.
جعفر مدرس‌صادقی از چند سال پیش در روزنامه‌ها و مجلات مختلف شروع به ارائه نظرات خود در این‌باره کرده بود و از همان زمان نیز اصل را بر رسیدن به اجماع و تعیین قانونی که همه آن را قبول داشته باشند گذاشته بود. او نتیجه تحقیقات چند ساله خود را در این کتاب آورده و سعی کرده با در نظر گرفتن تمامی جوانب و بررسی علمی و دقیق به این قائله خاتمه دهد.
او بحث را با بررسی نسخ خطی آغاز می‌کند. نسخی که بدون شک در دسترس عموم قرار ندارند و همین موضوع به جذابیت این فصول را افزوده. سپس اصل یکدستی نوشتار و اصل فاصله را مطرح می‌شود. او در ابتدای اصل یکدستی می‌گوید:
اختلاف نظرها بسیارند، اما آیا اصلی هم وجود دارد که همه‌ی صاحبنظران معاصر بر سر آن توافق داشته باشند؟…برای اینکه نشان بدهیم اصلن سردعوا نداریم و نمی‌خواهیم سلیقه‌ی خودمان را تحمیل کنیم و بر سر آنیم که همه‌ی اختلاف نظرها را از میان برداریم، از اتفاق نظرها شروع می‌کنیم و از اصولی که همه یا دست کم اغلب غریب به اتفاق صاحبنظران بر سر آن توافق دارند…»            صفحه34
او سپس با مطرح با نظرات گوناگون از استادان گوناگون سعی در باز کردن این مبحث می‌کند. در فصل بعدی مبحث فاصله مورد برسی قرار می‌گیرد و نظرات کسانی چون سعید نفیسی، ذبیح‌الله صفا, عبدالحسین زرین‌کوب، محمد معین، صادق کیا و… را درباره پیوسته‌نویسی و جدانویسی حرف “به” مطرح می‌کند.
در مبحث پیوسته‌نویسی و جدانویسی، مبحث نیم‌فاصله مطرح می‌شود و چگونگی استفاده از نیم فاصله به تفصیل توضیح داده خواهد شد. در مبحث بعدی، اصل هم‌خوانی و ناهم‌خوانی مطرح می‌شود و در توضیح آن گفته می‌شود: «رعایت اصل همخوانی یعنی تلاش در جهت همخوانی هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و برداشتن گامی در جهت وضوح هر چه بیشتر متن و هر چه خواناتر شدن متن.»    صفحه71
او درباره مبحث سادگی می‌گوید: «شیوه‌ی خط به مرور و به طور طبیعی و بدون هیچ بخشنامه‌ و دستورالعملی و فقط بنا به ضرورت زمانه، رو به وضوح و شفافیت و خوانایی و سادگی می‌رود… سادگی یعنی سازگاری هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و در عین حال خلاصی از علامت‌های غیر ضروری…»        صفحه76
او در این فصل از داریوش آشوری، مسعود خیام و ایرج کابلی نام می‌برد و پیشنهاد‌های جالب و گاه عجیب آن‌ها برای برطرف شدن مشکلات زبان فارسی را مطرح می‌کند. در این میان پیشنهاد مسعود خیام از همه جالب‌تر است. او که مشکل عظیم خط فارسی را پیوسته‌نویسی و شکسته شدن حروف می‌داند پیشنهاد می‌کند حروف را منفصل از هم بنویسیم و در ادامه پیشنهاد می‌کند که مصوت‌های کوتاه به حروف الفبا اضافه شوند و برای فتحه فلش رو به بالا، کسره فلش رو به پایین و ضمه دایره‌ای کوچک را پیشنهاد می‌کند!!     صفحه‌های 77، 78 و 79
او در فصول بعدی به بررسی الف مقصوره، ت‌ی گرد، همزه‌ی جانشین ی، تنوین می‌پردازد و با درنظر گرفتن نظرات گوناگون به نتیجه‌ای نهایی می‌رسد و قانونی کلی را مطرح می‌کند.     صفحه‌های 80 تا 107
مبحث بعدی درباره مسئله ورود کلمات بیگانه به زبان فارسی است. او ابتدا کلمات گوناگونی را که از فارسی به دیگر زبان ها رفته‌اند را مطرح می‌کند و سپس به کلماتی می‌پردازد که از دیگر زبان‌ها به زبان فرسی آمده‌اند و بر اثر مرور زمان شکلی فارسی به خود گرفته‌اند و جور دیگری نوشته و خوانده می‌شوند. او سپس به بحث تعریب‌زدایی می‌پردازد و کلماتی را مثال می‌آورد که ریشه فارسی داشته و دارند ولی به صورت عربی‌شان نوشته و خوانده می‌شوند.
او در بررسی مبحث وام گرفتن کلمات بیگانه می‌گوید:
در جهت اجرای اصل همسازی سخن کشید به تحمیل املای فارسی به صورت‌های معرب و املای عربی. و این قاعده‌ی دیگری در جهت اجرای  همان اصل – که تعمیم همان قاعده‌است به زبان‌های بیگانه‌ی دیگر:
تحمیل املای فارسی به همه‌ی برگرفته‌ها!         صفحه 119
او در ادامه و در باب اصلاحات زبانی می‌نویسد:
«جنبش اصلاحات زبانی همیشه از دو جانب در معرض بی‌مهری بوده‌ است: یکی از جانب چب‌روانی که خط فارسی را اصلاح‌ناپذیر و با ضرورت‌های زمانه ناسازگار می‌دانند (طرفداران تغییر خط) و دیگری از جانب محافظه‌کارانی که هرگونه اصلاح و ترمیم و دستکاری و صیقل زدنی را در صورت متعارف نوشتار و در جهت نزدیک کردن صورت نوشتار به زبان گفتار نوآوری و سنت‌شکنی تلقی می‌کنند و مردود می‌دانند»     صفحه 113
در انتها و برای جمع‌بندی مطالب، نویسنده هفت اصل کلی نوشتار را که در کتاب به تفصیل آن‌ها را توضیح داده مطرح می‌کند:
1.    اصل یکدستی: یک شیوه در سراسر متن!
2.    اصل فاصله: کلمه‌های مستقل با فاصله از یکدیگر!
3.    اصل خوانایی: ترکیبات همه خوانا و قابل تشخیص!
4.    اصل همخوانی: نوشتار مطابق گفتار! یا: همان طور بنویسیم که ادا می‌کنیم!
5.    اصل سادگی: پرهیز از علامت‌های اضافی و غیر ضروری!
6.    اصل همسازی: املای فارسی در همه ی بر گرفته‌ها!
7.    اصل اعتدال: اصلاحات به جای انقلاب و افراط!
در فصول بعدی به بررسی نقطه، واوک-ویرگول- ، نقطه واوک، تیرک، کمان، قلاب، سه نقطه، نقل‌قول، نشانه‌ی پرسش و نشانه‌ی ندا، بند-پاراگراف- پرداخته می‌شود. این توضیحات بسیار کاربردی و جامع هستند و مانند باقی فصول به بررسی تمام نظرات و دیدگاه‌ها می‌پردازند.
در انتها هفت اصل ویلیام استرانک –دکتر زبان‌شناس و استاد معروف دانشگاه- معرفی و بررسی می‌گردد. این هفا اصل عبارتند از:
1.    یک چهارچوب به‌دردبخور پیدا کن و دودستی به آن بچسب!
2.    بند -پاراگراف- واحد پیشروی در متن است و هر «بند» مرحله‌ی تازه‌ای و نفس تازه کردنی‌ست در ادامه‌ی روند نوشتن.
3.    صیغه‌ی معلوم به جای صیغه‌ی مجهول!
4.    مثبت به جای منفی! (استفاده از فعل مثبت به جای فعل منفی.)
5.    واضح و مشخص و ملموس بنویس!
6.    همه‌ی کلمه‌های اضافی را بریز دور!
7.    خلاصه‌نویسی با التزام به یک زمان مشخص!

چهارده اصل ئو بی وایت (شاگرد ویلیم استرانک)
1.    خودت را کنار بکش!
2.    جوری بنویس که هر چه طبیعی‌تر باشد!
3.    با نقشه کار کن!
4.    با اسم و فعل کار کن! (نه صفت و قید)
5.    بازنگری کن و بازنویسی کن!
6.    انشا ننویس!
7.    مُبالغه نکن!
8.    شلخته نباش!
9.    توضیح اضافی نده!
10.    همیشه باید معلوم باشد که کی دارد حرف می‌زند.
11.    روشن و شفاف بنویس!
12.    اظهار نظر نکن!
13.    تشبیه و استعاره فقط گاه‌گداری و خیلی کم!
14.    به زبان مادری بنویس!

Like 🙂
11

ایرانی لیاقت بهترین بودن را دارد

این متن را با ایمیل گرفتیم و نویسنده فعلا ناشناس است

عزیزان بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم. چرا مثلاً اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند؟ خوب می شویم. به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم.

  1. قبل از پرتاب فحش به بیرون، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند. به خصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
  2.  هر خانواده‌ هر روز یک روزنامه بگیرد، اگر شده یالثارات!
  3.  هر فرد تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند… حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
  4. رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه یلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
  5. همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
  6. بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست  بلكه، رعایت حقوق دیگران، رسیدن به حقوق خودمان است؛ هر کس به اندازه ما حق دارد و وقتش با ارزش است
  7. بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است. نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم. به شغلمان احترام بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
  8. مردها یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
  9. مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
  10. ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند (مثل ژاپنی‌ها) و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند. خلاصه این که ظرفیت برد دیگران و شکست خودمان را به دست بیاوریم؛ سعی کنیم جدا از برد یا باخت، باارزش بشویم!
  11. به جای تمسخر شکل ظاهری و نوع حرف زدن سیاستمداران، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
  12. به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند. به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
  13. تمرین کنیم که میانبری که ممکن است ذره‌ای کسی را دلخور کند، مصداق بارز دزدی است؛ حتی‌المقدور میانبر نزنیم
  14. در هنگام رانندگی، بین خطوط حرکت کنیم و خطی را انتخاب کنیم که متناسب با سرعت ماست – در عین سادگی، از همه سخت تره!
  15. از همه سختتر اینكه دروغ نگوییم .
  16. همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم  ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه  شده است درواقع یك بیماری اجتماعی و از آسیب شناسی بسیار جدی برخوردار  است.

عزیزان، کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم.

بپذیریم ایران می تواند بهترین باشد و ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.

Like 🙂
3

فراوانی در بسندگی است

پرسشی که کتاب “فراوانی در بسندگی است” در میان می‌گذارد، پرسشی
عمومی، وجودی و هم‌زمان اقتصادی در باره‌ی همه‌ی زندگی است: چگونه
کارکنیم، چگونه مصرف کنیم و در عین حال به رویاهای‌مان هر چه بیشتر
نزدیک‌تر بمانیم؟

مخاطب این کتاب، همگان‌اند، بویژه جوانان. جوانانی که در آستانه‌ی
انتخاب چگونه زیستن خود هستند. اما مسائلی که متن حاضر مطرح می کند، تنها
به انتخاب شغل و زیست فردی محدود نمی‌شود، بلکه فرهنگ سرمایه‌داری و
مصرف‌زدگی‌ای را نشانه می‌گیرد که همه‌ی زیست ساکنان کره زمین را تحت
تاثیر قرار داده‌است، تاثیری که اگر هر چه زودتر چاره نشود، همگان، از
انسان گرفته تا حیوان را به ورطه‌ی نابودی خواهد کشاند.

در کنار نقد این دو فرهنگ ِ پیوسته به‌هم، کتاب به رشد انسان مستقل
تفردیافته  و وجدان و اخلاق او نیز می‌پردازد. نویسنده‌ی کتاب بیشتر
امیدوار بوده که پرسش‌‌هایی در برابر خواننده بگذارد تا نقطه شروع
بحث‌های بیشتری در مورد چگونه زیستن بشر بر روی این کره ی خاکی باشند.
خواننده‌‌ی کتاب می‌تواند در حدّ وسع و موقعیت خود، پاسخ هایی به این
پرسش ها بدهد و امکان حضور این گفتمان را در ذهن خود و اطرافیان خود
فراهم سازد.

به هر رو، مباحث طرح شده در این متن، نه کهنگی می‌پذیرند و نه وابسته
به جغرافیایی خاص هستند. همگانی‌اند و همه جایی و همه گاهی.
امید که واکنش خوانندگان، به رواج این بحث در میان همگان منتهی شود.

لینک دانلود کتاب
https://dl.dropbox.com/u/32319997/BASANDEGI.pdf

Like 🙂
5

احمد ربانی

نارنجی‌پوش ۳۹ساله بجنوردی که «احمد ربانی» نام دارد، سال‌هاست با کارگری روزگار می‌گذراند و با مشکلات مالی دست به گریبان است اما وقتی کیف‌میلیاردی را پیدا کرد آن را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به صاحبش پس داد. ارزش رفتار این رفتگر وقتی آشکارتر می‌شود که آن را با خبرهای رایج این روزها مقایسه کنیم: «سه پسر به خاطر ۳۰‌هزارتومان دختر عقب‌افتاده را کشتند»، «دو نوجوان برای سرقت ۱۷۰‌هزارتومان از دوست‌ ۱۸ساله‌شان او را به قتل رساندند و آتش زدند»، «مردی برای طلب ۲۰۰‌هزارتومانی زنی را به کام مرگ کشاند» و «مردی دیگر دوستش را قربانی ۵۰۰‌هزار تومان کرد.»

احمد دیروز در کمال سادگی به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد. لحن و کلامش نشان می‌داد کاری را که کرده غیرعادی نمی‌داند و آن را رفتاری طبیعی تلقی می‌کند. همین ارزش کار او را بیشتر می‌کند. اما با تقدیر از احمد و امثال او توسط مسوولان است که می‌توان چنین رفتارهایی را در جامعه گسترش داد و چنین کارهایی را به فرهنگی فراگیر تبدیل کرد.
‌شنیدیم کیف یک‌میلیاردتومانی پیدا کرده و به صاحبش پس داده‌ای؟ 
{احمد تایید می‌کند و فقط می‌خندد}
‌کیف را چطور پیدا کردی؟ 
پنجشنبه‌شب سر کار رفتم. ساعت حدود سه بود که داشتم یک کوچه را جارو می‌کردم. یک دفعه کیف را دیدم. قهوه‌ای رنگ بود. آن را برداشتم تا ببینم کهنه است و آن را دور انداخته‌اند یا اینکه کسی گم‌اش کرده. وقتی در کیف را باز کردم دیدم کهنه نیست.
‌داخل کیف چه بود؟ 
مقداری طلا، چند چک و چند پاکت که بعد فهمیدم داخلش سند است.
‌می‌دانستی محتویات کیف چقدر ارزش دارد؟ 
آن موقع نه بعدا فهمیدم ولی فرقی نمی‌کرد.
‌وسوسه نشدی کیف را برای خودت برداری؟ 
اموال مردم را باید پس داد. من قبلا هم چیزهایی مثل موبایل پیدا کرده و به صاحبش داده بودم. این دفعه هم همین کار را کردم.
‌چطور صاحب کیف را پیدا کردی؟ 
ساعت پنج صبح به رییسم تلفن زدم و گفتم کیف را پیدا کرده‌ام. بعد آن را به شهرداری بردم و آنجا تحویل دادم. خودشان صاحب کیف را پیدا کردند و بعد به من خبر دادند.
‌صاحب کیف وقتی اموالش را دید چه واکنشی داشت؟ 
خیلی خوشحال شده بود. خیلی از من تشکر کرد. اصلا نمی‌دانست کیف را کجا گذاشته است.
‌مژدگانی هم گرفتی؟ 
یک چک ۲۰۰‌هزارتومانی به من داد.
‌حقوق خودت چقدر است؟ 
ماهی ۵۰۰‌هزارتومان می‌گیرم.
‌چند سال است کار می‌کنی؟ 
۱۰ سال؛ اول در فضای سبز بودم بعد به بخش عمرانی رفتم و الان سه سال است که رفتگر منطقه یک شهرداری هستم.
‌متاهل هستی و بچه داری؟ 
سال ۷۴ ازدواج کردم و دو دختر دارم؛ دو و پنج‌ساله.
‌مستاجری یا صابخانه؟ 
تا بهمن پارسال مستاجر بودم اما حالا خانه خریده‌ام؛ در روستای«ینگه قلعه». برای خرید خانه وام گرفته‌ام و باید ماهی ۲۵۰‌هزارتومان قسط بدهم. برج چهار هم باید یک‌میلیون‌تومان از قرض‌هایم را بدهم.
‌فکر نمی‌کنی اگر کیف را برمی‌داشتی با طلاهایی که داخلش بود می‌توانستی مشکل مالی‌ات را حل کنی؟ 
گفتم که اموال مردم را باید پس داد. اگر صدبار دیگر هم این اتفاق بیفتد باز کیف را پس می‌دهم.
‌ما می‌خواهیم عکسی از تو موقع کار چاپ کنیم می‌توانی عکس را برایمان «ای‌میل» کنی؟ 
دوربین ندارم. «ای‌میل» هم بلد نیستم. همین عکس‌ها‌ را هم در شهرداری و آتش‌نشانی از من گرفتند.
‌عکس برایمان خیلی مهم است از همسایه‌ها یا دوستان و فامیلت کمک بگیر.

نمی‌توانم. از روستای ما تا شهر پنج، شش کیلومتر است و من موتور دارم ولی جاده گلی است و با موتور نمی‌شود رفت

Like 🙂
5