آداب معاشرت به زبان خودماني

اثر حاضر، دربردارندة نکات آموزشي ساده پيرامون آداب معاشرت است. در جامعة امروز، بشر نيازمند برقراري ارتباط مؤثر و سودمند براي بهره‌مندي از بهترين فرصت‌هاي شغلي، دوست‌يابي، همسرگزيني، ترتيب فرزند و… است. کليد دست‌يابي به اين موفقيت‌ها داشتن ارتباطي بهينه و در واقع وقوف به آداب معاشرت است. هدف نهايي اثر حاضر، دست‌يابي به درک متقابل و در نهايت ايجاد خانواده، جامعه و جهاني انساني است. مطالب کتاب در شش بخش تدوين شده و طي آن اصول آداب معاشرت، ارتباطات مؤدبانه، آداب مکالمات، غذا خوردن، ميهماني رفتن، مواجهه با موقعيت‌هاي خاص، مسافرت، جشن‌ها و انعام دادن بررسي و نکاتی در اين باره يادآوری شده است.

Like 🙂
59

اندر آداب نوشتار

«اندر آداب نوشتار» کتابی‌ست که همان طور که از اسمش پیداست قصد دارد گره از آداب نوشتار زبان فارسی، که بحث درباره آن سال‌هاست که به درازا کشیده باز کند. این کتاب در 206 صفحه به مباحث گوناگونی پرداخته و سعی کرده با درنظر گرفتن آرای گوناگون و بحث درباره آن‌ها به نتیجه‌ای نهایی و راه‌حلی که مورد قبول اکثریت بوده و قابل اجرا نیز هست برسد.
بحث پیرامون اصول نگارش زبان فارسی قرن‌هاست که آغاز شده و ریشه در دیروز و امروز ندارد. خیلی وقت است که از صاحب‌نظران و استادان ادبیات می‌شنویم که رسم‌الخط ما ایراد دارد و باید اصلاحاتی در آن انجام داد. دامنه این اصلاحان گاهی اوقات آنقدر زیاد بوده که منجر به پیچیدگی‌های افراط‌گرایانه شده و یا محقق را به این نتیجه رسانده که الفبای فارسی باید از ریشه عوض شود و الفبایی جدید و مدرن جایگزین آن گردد.
جعفر مدرس‌صادقی از چند سال پیش در روزنامه‌ها و مجلات مختلف شروع به ارائه نظرات خود در این‌باره کرده بود و از همان زمان نیز اصل را بر رسیدن به اجماع و تعیین قانونی که همه آن را قبول داشته باشند گذاشته بود. او نتیجه تحقیقات چند ساله خود را در این کتاب آورده و سعی کرده با در نظر گرفتن تمامی جوانب و بررسی علمی و دقیق به این قائله خاتمه دهد.
او بحث را با بررسی نسخ خطی آغاز می‌کند. نسخی که بدون شک در دسترس عموم قرار ندارند و همین موضوع به جذابیت این فصول را افزوده. سپس اصل یکدستی نوشتار و اصل فاصله را مطرح می‌شود. او در ابتدای اصل یکدستی می‌گوید:
اختلاف نظرها بسیارند، اما آیا اصلی هم وجود دارد که همه‌ی صاحبنظران معاصر بر سر آن توافق داشته باشند؟…برای اینکه نشان بدهیم اصلن سردعوا نداریم و نمی‌خواهیم سلیقه‌ی خودمان را تحمیل کنیم و بر سر آنیم که همه‌ی اختلاف نظرها را از میان برداریم، از اتفاق نظرها شروع می‌کنیم و از اصولی که همه یا دست کم اغلب غریب به اتفاق صاحبنظران بر سر آن توافق دارند…»            صفحه34
او سپس با مطرح با نظرات گوناگون از استادان گوناگون سعی در باز کردن این مبحث می‌کند. در فصل بعدی مبحث فاصله مورد برسی قرار می‌گیرد و نظرات کسانی چون سعید نفیسی، ذبیح‌الله صفا, عبدالحسین زرین‌کوب، محمد معین، صادق کیا و… را درباره پیوسته‌نویسی و جدانویسی حرف “به” مطرح می‌کند.
در مبحث پیوسته‌نویسی و جدانویسی، مبحث نیم‌فاصله مطرح می‌شود و چگونگی استفاده از نیم فاصله به تفصیل توضیح داده خواهد شد. در مبحث بعدی، اصل هم‌خوانی و ناهم‌خوانی مطرح می‌شود و در توضیح آن گفته می‌شود: «رعایت اصل همخوانی یعنی تلاش در جهت همخوانی هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و برداشتن گامی در جهت وضوح هر چه بیشتر متن و هر چه خواناتر شدن متن.»    صفحه71
او درباره مبحث سادگی می‌گوید: «شیوه‌ی خط به مرور و به طور طبیعی و بدون هیچ بخشنامه‌ و دستورالعملی و فقط بنا به ضرورت زمانه، رو به وضوح و شفافیت و خوانایی و سادگی می‌رود… سادگی یعنی سازگاری هر چه بیشتر صورت نوشتار با زبان گفتار و در عین حال خلاصی از علامت‌های غیر ضروری…»        صفحه76
او در این فصل از داریوش آشوری، مسعود خیام و ایرج کابلی نام می‌برد و پیشنهاد‌های جالب و گاه عجیب آن‌ها برای برطرف شدن مشکلات زبان فارسی را مطرح می‌کند. در این میان پیشنهاد مسعود خیام از همه جالب‌تر است. او که مشکل عظیم خط فارسی را پیوسته‌نویسی و شکسته شدن حروف می‌داند پیشنهاد می‌کند حروف را منفصل از هم بنویسیم و در ادامه پیشنهاد می‌کند که مصوت‌های کوتاه به حروف الفبا اضافه شوند و برای فتحه فلش رو به بالا، کسره فلش رو به پایین و ضمه دایره‌ای کوچک را پیشنهاد می‌کند!!     صفحه‌های 77، 78 و 79
او در فصول بعدی به بررسی الف مقصوره، ت‌ی گرد، همزه‌ی جانشین ی، تنوین می‌پردازد و با درنظر گرفتن نظرات گوناگون به نتیجه‌ای نهایی می‌رسد و قانونی کلی را مطرح می‌کند.     صفحه‌های 80 تا 107
مبحث بعدی درباره مسئله ورود کلمات بیگانه به زبان فارسی است. او ابتدا کلمات گوناگونی را که از فارسی به دیگر زبان ها رفته‌اند را مطرح می‌کند و سپس به کلماتی می‌پردازد که از دیگر زبان‌ها به زبان فرسی آمده‌اند و بر اثر مرور زمان شکلی فارسی به خود گرفته‌اند و جور دیگری نوشته و خوانده می‌شوند. او سپس به بحث تعریب‌زدایی می‌پردازد و کلماتی را مثال می‌آورد که ریشه فارسی داشته و دارند ولی به صورت عربی‌شان نوشته و خوانده می‌شوند.
او در بررسی مبحث وام گرفتن کلمات بیگانه می‌گوید:
در جهت اجرای اصل همسازی سخن کشید به تحمیل املای فارسی به صورت‌های معرب و املای عربی. و این قاعده‌ی دیگری در جهت اجرای  همان اصل – که تعمیم همان قاعده‌است به زبان‌های بیگانه‌ی دیگر:
تحمیل املای فارسی به همه‌ی برگرفته‌ها!         صفحه 119
او در ادامه و در باب اصلاحات زبانی می‌نویسد:
«جنبش اصلاحات زبانی همیشه از دو جانب در معرض بی‌مهری بوده‌ است: یکی از جانب چب‌روانی که خط فارسی را اصلاح‌ناپذیر و با ضرورت‌های زمانه ناسازگار می‌دانند (طرفداران تغییر خط) و دیگری از جانب محافظه‌کارانی که هرگونه اصلاح و ترمیم و دستکاری و صیقل زدنی را در صورت متعارف نوشتار و در جهت نزدیک کردن صورت نوشتار به زبان گفتار نوآوری و سنت‌شکنی تلقی می‌کنند و مردود می‌دانند»     صفحه 113
در انتها و برای جمع‌بندی مطالب، نویسنده هفت اصل کلی نوشتار را که در کتاب به تفصیل آن‌ها را توضیح داده مطرح می‌کند:
1.    اصل یکدستی: یک شیوه در سراسر متن!
2.    اصل فاصله: کلمه‌های مستقل با فاصله از یکدیگر!
3.    اصل خوانایی: ترکیبات همه خوانا و قابل تشخیص!
4.    اصل همخوانی: نوشتار مطابق گفتار! یا: همان طور بنویسیم که ادا می‌کنیم!
5.    اصل سادگی: پرهیز از علامت‌های اضافی و غیر ضروری!
6.    اصل همسازی: املای فارسی در همه ی بر گرفته‌ها!
7.    اصل اعتدال: اصلاحات به جای انقلاب و افراط!
در فصول بعدی به بررسی نقطه، واوک-ویرگول- ، نقطه واوک، تیرک، کمان، قلاب، سه نقطه، نقل‌قول، نشانه‌ی پرسش و نشانه‌ی ندا، بند-پاراگراف- پرداخته می‌شود. این توضیحات بسیار کاربردی و جامع هستند و مانند باقی فصول به بررسی تمام نظرات و دیدگاه‌ها می‌پردازند.
در انتها هفت اصل ویلیام استرانک –دکتر زبان‌شناس و استاد معروف دانشگاه- معرفی و بررسی می‌گردد. این هفا اصل عبارتند از:
1.    یک چهارچوب به‌دردبخور پیدا کن و دودستی به آن بچسب!
2.    بند -پاراگراف- واحد پیشروی در متن است و هر «بند» مرحله‌ی تازه‌ای و نفس تازه کردنی‌ست در ادامه‌ی روند نوشتن.
3.    صیغه‌ی معلوم به جای صیغه‌ی مجهول!
4.    مثبت به جای منفی! (استفاده از فعل مثبت به جای فعل منفی.)
5.    واضح و مشخص و ملموس بنویس!
6.    همه‌ی کلمه‌های اضافی را بریز دور!
7.    خلاصه‌نویسی با التزام به یک زمان مشخص!

چهارده اصل ئو بی وایت (شاگرد ویلیم استرانک)
1.    خودت را کنار بکش!
2.    جوری بنویس که هر چه طبیعی‌تر باشد!
3.    با نقشه کار کن!
4.    با اسم و فعل کار کن! (نه صفت و قید)
5.    بازنگری کن و بازنویسی کن!
6.    انشا ننویس!
7.    مُبالغه نکن!
8.    شلخته نباش!
9.    توضیح اضافی نده!
10.    همیشه باید معلوم باشد که کی دارد حرف می‌زند.
11.    روشن و شفاف بنویس!
12.    اظهار نظر نکن!
13.    تشبیه و استعاره فقط گاه‌گداری و خیلی کم!
14.    به زبان مادری بنویس!

Like 🙂
11

ایرانی لیاقت بهترین بودن را دارد

این متن را با ایمیل گرفتیم و نویسنده فعلا ناشناس است

عزیزان بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم. چرا مثلاً اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند؟ خوب می شویم. به استخرهای مختلط می رویم! با جنبه می شویم ! فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم.

  1. قبل از پرتاب فحش به بیرون، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند. به خصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
  2.  هر خانواده‌ هر روز یک روزنامه بگیرد، اگر شده یالثارات!
  3.  هر فرد تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند… حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
  4. رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه یلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
  5. همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
  6. بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست  بلكه، رعایت حقوق دیگران، رسیدن به حقوق خودمان است؛ هر کس به اندازه ما حق دارد و وقتش با ارزش است
  7. بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است. نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم. به شغلمان احترام بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
  8. مردها یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
  9. مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
  10. ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند (مثل ژاپنی‌ها) و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند. خلاصه این که ظرفیت برد دیگران و شکست خودمان را به دست بیاوریم؛ سعی کنیم جدا از برد یا باخت، باارزش بشویم!
  11. به جای تمسخر شکل ظاهری و نوع حرف زدن سیاستمداران، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
  12. به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند. به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
  13. تمرین کنیم که میانبری که ممکن است ذره‌ای کسی را دلخور کند، مصداق بارز دزدی است؛ حتی‌المقدور میانبر نزنیم
  14. در هنگام رانندگی، بین خطوط حرکت کنیم و خطی را انتخاب کنیم که متناسب با سرعت ماست – در عین سادگی، از همه سخت تره!
  15. از همه سختتر اینكه دروغ نگوییم .
  16. همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم  ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه  شده است درواقع یك بیماری اجتماعی و از آسیب شناسی بسیار جدی برخوردار  است.

عزیزان، کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم.

بپذیریم ایران می تواند بهترین باشد و ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.

Like 🙂
3

فراوانی در بسندگی است

پرسشی که کتاب “فراوانی در بسندگی است” در میان می‌گذارد، پرسشی
عمومی، وجودی و هم‌زمان اقتصادی در باره‌ی همه‌ی زندگی است: چگونه
کارکنیم، چگونه مصرف کنیم و در عین حال به رویاهای‌مان هر چه بیشتر
نزدیک‌تر بمانیم؟

مخاطب این کتاب، همگان‌اند، بویژه جوانان. جوانانی که در آستانه‌ی
انتخاب چگونه زیستن خود هستند. اما مسائلی که متن حاضر مطرح می کند، تنها
به انتخاب شغل و زیست فردی محدود نمی‌شود، بلکه فرهنگ سرمایه‌داری و
مصرف‌زدگی‌ای را نشانه می‌گیرد که همه‌ی زیست ساکنان کره زمین را تحت
تاثیر قرار داده‌است، تاثیری که اگر هر چه زودتر چاره نشود، همگان، از
انسان گرفته تا حیوان را به ورطه‌ی نابودی خواهد کشاند.

در کنار نقد این دو فرهنگ ِ پیوسته به‌هم، کتاب به رشد انسان مستقل
تفردیافته  و وجدان و اخلاق او نیز می‌پردازد. نویسنده‌ی کتاب بیشتر
امیدوار بوده که پرسش‌‌هایی در برابر خواننده بگذارد تا نقطه شروع
بحث‌های بیشتری در مورد چگونه زیستن بشر بر روی این کره ی خاکی باشند.
خواننده‌‌ی کتاب می‌تواند در حدّ وسع و موقعیت خود، پاسخ هایی به این
پرسش ها بدهد و امکان حضور این گفتمان را در ذهن خود و اطرافیان خود
فراهم سازد.

به هر رو، مباحث طرح شده در این متن، نه کهنگی می‌پذیرند و نه وابسته
به جغرافیایی خاص هستند. همگانی‌اند و همه جایی و همه گاهی.
امید که واکنش خوانندگان، به رواج این بحث در میان همگان منتهی شود.

لینک دانلود کتاب
https://dl.dropbox.com/u/32319997/BASANDEGI.pdf

Like 🙂
5

احمد ربانی

نارنجی‌پوش ۳۹ساله بجنوردی که «احمد ربانی» نام دارد، سال‌هاست با کارگری روزگار می‌گذراند و با مشکلات مالی دست به گریبان است اما وقتی کیف‌میلیاردی را پیدا کرد آن را بدون هیچ طمع و چشمداشتی به صاحبش پس داد. ارزش رفتار این رفتگر وقتی آشکارتر می‌شود که آن را با خبرهای رایج این روزها مقایسه کنیم: «سه پسر به خاطر ۳۰‌هزارتومان دختر عقب‌افتاده را کشتند»، «دو نوجوان برای سرقت ۱۷۰‌هزارتومان از دوست‌ ۱۸ساله‌شان او را به قتل رساندند و آتش زدند»، «مردی برای طلب ۲۰۰‌هزارتومانی زنی را به کام مرگ کشاند» و «مردی دیگر دوستش را قربانی ۵۰۰‌هزار تومان کرد.»

احمد دیروز در کمال سادگی به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد. لحن و کلامش نشان می‌داد کاری را که کرده غیرعادی نمی‌داند و آن را رفتاری طبیعی تلقی می‌کند. همین ارزش کار او را بیشتر می‌کند. اما با تقدیر از احمد و امثال او توسط مسوولان است که می‌توان چنین رفتارهایی را در جامعه گسترش داد و چنین کارهایی را به فرهنگی فراگیر تبدیل کرد.
‌شنیدیم کیف یک‌میلیاردتومانی پیدا کرده و به صاحبش پس داده‌ای؟ 
{احمد تایید می‌کند و فقط می‌خندد}
‌کیف را چطور پیدا کردی؟ 
پنجشنبه‌شب سر کار رفتم. ساعت حدود سه بود که داشتم یک کوچه را جارو می‌کردم. یک دفعه کیف را دیدم. قهوه‌ای رنگ بود. آن را برداشتم تا ببینم کهنه است و آن را دور انداخته‌اند یا اینکه کسی گم‌اش کرده. وقتی در کیف را باز کردم دیدم کهنه نیست.
‌داخل کیف چه بود؟ 
مقداری طلا، چند چک و چند پاکت که بعد فهمیدم داخلش سند است.
‌می‌دانستی محتویات کیف چقدر ارزش دارد؟ 
آن موقع نه بعدا فهمیدم ولی فرقی نمی‌کرد.
‌وسوسه نشدی کیف را برای خودت برداری؟ 
اموال مردم را باید پس داد. من قبلا هم چیزهایی مثل موبایل پیدا کرده و به صاحبش داده بودم. این دفعه هم همین کار را کردم.
‌چطور صاحب کیف را پیدا کردی؟ 
ساعت پنج صبح به رییسم تلفن زدم و گفتم کیف را پیدا کرده‌ام. بعد آن را به شهرداری بردم و آنجا تحویل دادم. خودشان صاحب کیف را پیدا کردند و بعد به من خبر دادند.
‌صاحب کیف وقتی اموالش را دید چه واکنشی داشت؟ 
خیلی خوشحال شده بود. خیلی از من تشکر کرد. اصلا نمی‌دانست کیف را کجا گذاشته است.
‌مژدگانی هم گرفتی؟ 
یک چک ۲۰۰‌هزارتومانی به من داد.
‌حقوق خودت چقدر است؟ 
ماهی ۵۰۰‌هزارتومان می‌گیرم.
‌چند سال است کار می‌کنی؟ 
۱۰ سال؛ اول در فضای سبز بودم بعد به بخش عمرانی رفتم و الان سه سال است که رفتگر منطقه یک شهرداری هستم.
‌متاهل هستی و بچه داری؟ 
سال ۷۴ ازدواج کردم و دو دختر دارم؛ دو و پنج‌ساله.
‌مستاجری یا صابخانه؟ 
تا بهمن پارسال مستاجر بودم اما حالا خانه خریده‌ام؛ در روستای«ینگه قلعه». برای خرید خانه وام گرفته‌ام و باید ماهی ۲۵۰‌هزارتومان قسط بدهم. برج چهار هم باید یک‌میلیون‌تومان از قرض‌هایم را بدهم.
‌فکر نمی‌کنی اگر کیف را برمی‌داشتی با طلاهایی که داخلش بود می‌توانستی مشکل مالی‌ات را حل کنی؟ 
گفتم که اموال مردم را باید پس داد. اگر صدبار دیگر هم این اتفاق بیفتد باز کیف را پس می‌دهم.
‌ما می‌خواهیم عکسی از تو موقع کار چاپ کنیم می‌توانی عکس را برایمان «ای‌میل» کنی؟ 
دوربین ندارم. «ای‌میل» هم بلد نیستم. همین عکس‌ها‌ را هم در شهرداری و آتش‌نشانی از من گرفتند.
‌عکس برایمان خیلی مهم است از همسایه‌ها یا دوستان و فامیلت کمک بگیر.

نمی‌توانم. از روستای ما تا شهر پنج، شش کیلومتر است و من موتور دارم ولی جاده گلی است و با موتور نمی‌شود رفت

Like 🙂
5

سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!

 

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
…2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکه اینترنت در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

Like 🙂
3

مناجاتي زيبا از استاد مصطفي ملكيان


خدايا، انديشه‌ام را در مسيري معنوي و روحاني قرار ده، تا روحم را با تو درآميزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ي زندگي‌ام دريابم.
 
خدايا، انديشه‌ام را چنان محكم ‌ساز كه به حقيقت و عقلانيت متعهد باشم، و تنها بر پايه فهم و تشخيص خودم از زندگي، زندگي كنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و ديگران از من مي‌خواهند فراتر بروم.
 
خدايا، به من بينشي عطا كن كه هيچ وقت خود را با ديگران مقايسه نكنم، بر آنهايي كه از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها كه پايين ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت كنم و همواره در اين انديشه باشم كه از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.
 
خدايا، به من فهمي عطا كن تا تفاوتهاي خود با ديگران را دريابم، و بفهمم كه با شخصيت منحصربه فردي كه دارم قاعدتا زندگي منحصربه فردي نيز براي خود خواهم داشت، كه از جهاتي مي تواند متفاوت از زندگي ديگران باشد، مهم آن است كه به تفاوتهاي خودم و تفاوتهاي ديگران احترام بگذارم و زندگي ام را منطبق با آن چه هستم، شكل ببخشم.
 
خدايا، توانايي ِ عشق به ديگري را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترين لحظات لذت زندگي ام، لحظاتي باشد كه بدون هيچ نوع چشمداشتي، خدمتي به همنوع ام مي كنم.
 
خدايا، مرا از هر نوع نفرت و كينه اي كه حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها كن، تا با رهايي از نفرت و كينه، بتوانم ديگران را آن طور كه هستند، بپذيرم و دوست بدارم.
 
خدايا، فهم مرا از زندگي آن چنان ژرف ساز تا قوانين آن را دريابم، و بفهمم كه در زندگي چيزهايي هست كه قابل تغيير نيست، قوانيني هست كه از آنها تخطي نمي توان كرد، تا ساده لوحانه نپندارم كه هر آنچه مي خواهم را مي توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو مي كنم خواهم داشت.
 
خدايا، اين توانايي را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگي ام، در لحظه حال و براي آنچه هم اكنون مي گذرد زندگي كنم، و زيبايي ها و شادي هايي كه هم اكنون از آن برخوردار هستم را با انديشيدن بيش از حد به گذشته اي كه ديگر پايان يافته است، و دغدغه بيش از حد براي آينده اي كه هنوز نيامده است، ناديده نگيرم.
 
خدايا مگذار كه در بند گذشته باقي بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ي كشف حقيقت را در درونم شعله ور ساز كه هيچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام و آبرو ، حيثيت و شخصيت اجتماعي ام بدان وابسته است، از حقيقت هايي كه هم اكنون بدان ها دسترسي مي يابم، و ممكن است همه آنچه در گذشته حقيقت مي دانسته ام به چالش بكشد و بي اعتبار سازد‏، محروم نمانم.
 
خدايا، مرا به انضباطي دروني متعهد كن، تا بفهمم و بدانم كه هر كاري كه دوست دارم و از آن لذت مي برم را مجاز نيستم كه انجام دهم.
 
خدايا، كمكم كن تا عميقا دريابم كه زندگي بيش از آنچه اغلب مي پندارند جدي است، و براي هيچ انساني استثنا قائل نمي گردد، همه ما براي آنچه مي خواهيم و در آرزوي آن هستيم بايد تلاش كنيم و شايستگي و لياقت به دست آوردن آن را داشته باشيم. خدايا، به من بياموز كه بدون شايستگي و لياقت داشتن چيزي، نخواهم كه تو آن را از آسمان برايم بفرستي.
 

و در آخر ؛ خدايا، نعمت سكوت را بر من ارزاني دار ، تا در آن لحظاتي كه طنين زندگي روزمره در درونم آرام مي گيرد، نواي دلنشين و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد

Like 🙂
13

اخـلاق در دوران جـدیـد

ما در روزگاری به‌سر می‌بریم که احتیاج بشر به اخلاقی زیستن، به‌عللی که خواهم گفت، به‌مراتب بیش از روزگاران قبل است. در همه‌ی طول تاریخ، بشر نیازمند به اخلاقی زیستن بوده است. هیچگاه نهاد اخلاق و اخلاقی زیستن برای بشر امری زائد و یا تجمّلی نبوده است ولی در روزگار جدید، یعنی روزگار بعد از جنگ جهانی دوم، احتیاج بشر به اخلاقی‌زیستن به‌مراتب بیشتر از گذشته شده است. یعنی امروز ما فقط نیاز عمومی همه‌ی طول تاریخ را به اخلاق نداریم، بلکه به‌جهاتی که خواهم گفت نیاز ما مبرِم‌تر و موکدتر شده است.
اما از سوی دیگری اخلاقی زیستن که امروزه بدان احتیاج بیشتری داریم، نسبت به همه‌ی روزگاران قبل دشوارتر شده است؛ خوب بودن دشوار شده است، دشوارتر از روزگاران گذشته.
حال که در روزگاری به‌سر می‌بریم که حاجت ما به اخلاقی زیستن بسیار مبرِم‌تر و موکدتر شده و از سوی دیگری اخلاقی زیستن به‌مراتب از روزگاران سابق دشوارتر و پرسنگلاخ‌تر شده است، هم رجوع به اخلاق و هم ژرف‌کاوی در اخلاق هر دو باید در این روزگار به‌مراتب بیشتر مورد تأکید متفکران و مصلحان و دلسوزان وضع بشری باشد.
متن کامل در سایت معنویت و عقلانیت
Like 🙂
6

معرفي دو كتاب قابل دانلود از وبلاگ عدم خشونت

 
صدو یک راه که جوانان می‌توانند جهان را دگرگون کنند:
http://dl.dropbox.com/u/32319997/101ways.docx

پنجاه واقعيتي كه جهان را بايد دگرگون كنند:
http://dl.dropbox.com/u/32319997/50FACTS.docx

و کتابها و مقالاتی بیشتر برای دانلود در :
www.adamekhoshoonat.blogspot.com

Like 🙂
1

اتیکت تلفن

 چند راهنمایی برای جواب دادن به تلفن:

  1. به جای یاد گرفتن هنگام تلفن دیگران, نحوه استفاده از وامکانات تلفن تان را قبلا یاد بگیرید.
  2. گوشی تلفن را نزدیک دهان نگه دارید و از مکالمه حضوری شمرده تر صحبت کنید تا بهتر شنیده و فهمیده شوید.
  3. با تمرکز کامل با دیگران صحبت کنید و از مکالمات جانبی پرهیز کنید. اگر ملزم به صحبت با شخص دیگری هستید, مکالمه اول را در انتظار( Hold) قرار دهید.
  4. از خوردن و آشامیدن هنگام مکالمه خودداری کنید. اگر غذا در دهانتان است آن را  قبل از برداشتن گوشی ببلعید.
  5. هر چه زود تر (حد اکثر سه زنگ) گوشی را بردارید.
  6. قبل از انتقال به شخص دیگر, از تلفن کننده اجازه بگیرید.
  7. اگر بیشتر از یک نفر را در انتظار دارید اولویت آنان, دلیل تماس شان و مدتی که در انتظارند را حفظ کنید.

چند راهنمایی برای تلفن زدن:

  1. ابتدا خود را معرفی کنید و فرض نکنید که گیرنده فورا شما را به یاد خواهد آورد.
  2. اگر قصد صحبت بیش ازچند دقیقه را دارید, از این که برای گیرنده وقت خوبی است, مطمئن شوید.
  3. اگر از وقت خواب گیرنده مطمئن نیستید, بعد از ساعت 9 شب تماس نگیرید.
  4. اگر به کسی زنگ می زنید که در حوضه زمانی شما نیست, زمان حاضر در مقصد را محاسبه کنید.
  5. از تماس هنگام خستگی, ناراحتی و عصبانیت خود داری کنید.
  6. از تماس شخصی به محل کار گیرنده غیر از مواقع ضروری خود داری کنید. همچنین از تماس کاری هنگامی که گیرنده کار نمی کند.
  7. اگر موفق به صحبت نشدید, برای تماس مجدد یا گذاشتن پیام مجدد چند ساعت صبر کنید
Like 🙂
6

only in Iran

 هرچند یکبار ایمیل هایی در باره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را  نشان میدهد و موضوع فقط در ایران یا only in Iran است. این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد اما  در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم. اگر مدتی از ایران  دور باشید این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم. نیمه های راه گروهی زن و  مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی با موهای سپید و صدایی بسیار  زیبا داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو  گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم. وقتی ترانه شادتر  شد جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن. خواستم فیلمی بگیرم فکر  کردیم شاید دوست نداشته باشند. در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت  و جوی را میشود دید؟

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه سفارش املت دادیم. کنار دست فروشنده  نوشته بود ما را در facebook ملاقات کنید. بازفکر کردم در کجای دنیا  میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنه اش هم تا این  حد بروز باشد؟ چون من تا حدی دنیا دیده هستم به تجربه میگویم هیچ کجا.. هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود.  آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که  برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با  وقاری داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید با کلامی تکان دهنده  گفت : بی کس هستم اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند. کجای  دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را در کلام یک گلفروش یافت؟

به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است به  سوپری  نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم  ببخشید پول نیاوردم میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم  کم نبود مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با  کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم  کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم  فروشنده با تعجب گفت آخه چه عجله ای بود؟

شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم یکباره صدای آکاردئون یکی از  ترانه های خاطره انگیز را سر داد. در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و  مهارتی خاص مینواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. یکی آمد و  به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی  که میزنی. حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه
گرفته باشد درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای  سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

میتوان همه رحدادهای بالا را منفی دید. چرا باید خانمی با وقار گل  بفروشد. چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد و از این دست نگاههای  منفی که خیلی ها دارند اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در  کوچه ننوازد چه مشکلی حل خواهد شد و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل  مشکلات دنیا میکند؟ من هر چه را دیدم  مثبت میدیدم.

بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود  ندارند و آنچه را که وجود دارد چشم ما نمیبیند و ذهن ما درک نمیکند. مثلا  آدمها را به باکلاس و بی کلاس تقسیم کرده ایم. ماکسیما و پرادو و بنز با  کلاس و پیکان و پراید بی کلاسند. حالا در جاده گیر کنید حالا به هردلیل  چه تمام شدن بنزین چه خرابی ماشین. امتحان کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و  بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان  دارد یا پراید یا وانت. کدام با کلاس ترند؟

تنها به رخدادهای یکروز عادی از زندگی میتواند فکر کنید در آن تلخ و  شیرین بسیار وجود دارد.

Like 🙂
4

يك كلاغ و چهل كلاغ

از چند روز پيش، اي ميلي از يكي از گروه
هاي ياهو در اينترنت پخش شده است كه متن
آن با عنوان گفتار و كردار شاملو در زير
آمده است. مرور این متن، خواننده را کم
کم به یاد نامه‌های دیگری از ای میل های
رد و بدل شده در طیّ چند سال اخیر می
اندازد که بیشترشان لبالب از کیش شخصیت،
و کیش ضد شخصیت، سخن بی مرجع یا بی پایه،
غلو وافراط، دروغ گویی با ادعّای خیر،
یک تنه به قاضی رفتن و … است. چیزی که در
این ها نمی بینیم نقد واقعی ِ رفتار فرد
و جامعه است، در عوض آنچه به چشمان می
آید اغراق و چاپلوسی و پاچه خواری “از
خودی ها و بدگویی و بد دیدن هر آنچه در
ناخودی هاست. این رویه ی رفتاری آفت
بزرگی است در میان ایرانیان دست به کی
بورد و ایرانیان بی “کی بورد”. یکی از
مشهورترین نمود این بیهوده گویی ها
رفتاری است به نام يك كلاغ و چهل كلاغ اين
مشكل مجموعه اي از خرده رفتار هاي
ناهنجار ديگري است كه بيش تر جوامع
انساني در داشتن شان مشتركند، اما در
ايرانيان شديد تر هستند، و چه شدتي!
نتيجه اين مي شود كه هر چه خبر به دستمان
مي رسد يا به گوشمان مي رسد، اكثرا بدون
سند و بي پايه هستند. و اين ربطي به
حاكمان و محكومان ندارد. همگي به شكل
مساوي از اين بيماري رنج مي برند. كافيست
روايت كننده كسي باشد كه قدري به او
اطمينان داريم و يا اين كه مي دانيم در
جبهه ي فكري ي خودمان است، آن وقت است كه
جواز پخش و نشر آن خبر نادرست يا درست را
براي وجدان خودمان صادر مي كنيم و عملا
به رواج دروغ خدمت مي رسانيم. دروغ، فقط
كار بزرگان نيست كه الگو سازند، دروغ
كار خرده پا ها هم هست. نگاه كنيد به
رفتار تمامي كسبه و اهل معامله در بازار
زندگي. گاهي اوقات تو فروشنده اي و گاهي
اوقات خريدار. در هر صورت يا دروغ مي
گويي تا قالب كني و يا دروغ مي شنوي تا
قالبت کرده و در آستينت كنند.بايد از اين
بيماري مهلك نجات يافت. در زير چند لينك
را كه گامي در راه بهبود برداشته اند
معرفي مي شود، شاید که ما را به تامل و
تغییر رفتار بخوانند:

1- لينك هاي نخست در
مورد جناب شاملو، نام دار ترين شاعر
پركار، اين غول تلاش هستند و با لحن و
تحليل و نگاهي متفاوت با نگاه کتاب
بامداد همیشه -یادنامه ی احمد شاملو – به
کوشش آیدا سرکیسیان و گواهي‌ی جناب
مسعود خيام:
http://mghaed.com/books/Diaries/Obit.Shamlu.PDF

http://mghaed.com/interviews/shamlu.htm
http://mghaed.com/books/diaries&oblivion.htm

شما هم که می خوانید ببینید ، نگاه بانو آیدا درست تر
و به نفع خوانندگان و مردم ایران است یا
نگااه هایی شبیه نویسنده‌ی مقالات
بالا.

2- و لینک زیر در مورد پدیده ی یک
کلاغ ، چهل کلاغ به روشن‌گری می پردازد:
www.1kalagh.comدر این سایت بحث جالب و اقناع
کننده ای را درمورد یکی از برخورد های
آقای مطهری مطرح کرده که حتما می تواند
قابل تامل باشد (قابل تامل، نه الزاما
درست!). پس شما هم می توانید تامل کنید و
ببینید نویسنده اولی یا دومی یا سومی یا
چهارمی، کدام یک درست تر (درست تر و نه
مطلقا درست) حرف می زندد.

3- و سومین مرجع :
سایتی است بسیار قابل تامل که آداب سخن
گفتن و اندیشیدن و نقد را بطور عام اما
با ارائه ی نمونه های خاص و بابررسی های
موردی باما در میان می گذارد: WWW.ADABKADEH.COM

Like 🙂
1

خلاصه گویی

همیشه برای تأثیرگذار بودن باید شروع زیبایی داشته باشید. اگر بتوانید کلام تان را با جملات زیبا آغاز کنید توجه اطرافیان را به خود جلب کرده اید و آنها را به این وسیله با افکار و احساسات خود آشناتر کرده اید اما بدانید این آغاز راه است و مهم این است که این تأثیرگذاری را در پایان جملات خود نیز داشته باشید.
بنابراین برای این منظور برنامه ریزی کنید. اگر با دیگران تعارف می کنید باید بدانید این تعارفات نباید جنبه تصنعی به خود بگیرد یا چاپلوسانه به نظر آید.
هر چه خلاصه تر حرف بزنید، موفق تر خواهید بود، چون توضیحات اضافه تنها باعث ایجاد خستگی در دیگران خواهد شد.
اگر دوست دارید تأثیرگذارتر باشید مطالعه کنید. با مطالعه دامنه لغات و واژگان شما افزایش پیدا خواهد کرد و این گونه است که شما می توانید ضمن صحبت کردن، از جملات، اشعار و ‎.‎.‎. هم بهره بگیرید.

ثریا مطلبی

Like 🙂
5

مرد دویست ساله

مرد دویست ساله فیلمی است  بر اساس رمان تخیلی از ایساک اسموف که با فرض خلق یک روبات هوشمند مفاهیم انسانیت, برده داری, غرور, رشد, آزادی فکری, سکس, عشق و مرگ را به چالش می کشد.

Like 🙂
7

گاتها

ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ از ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﻴﻢ

ﻛﻪ ﺟﻬﺎن را

ﻫﺮدم ﻧﻮ ﻛﻨﻨﺪ و ﺗﺎزه ﮔﺮداﻧﻨﺪ.

ﺗﻮ اي آورﻧﺪه داد وﺧﺮد،

ﻛﻪ در ﭘﺮﺗﻮ راﺳﺘﻲ،

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ارﻣﻐﺎن ﻣﻴﻜﻨﻲ

ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ،

آﺋﻴﻦ و ﺑﺎورﻫﺎي ﺧﻮد را

در روﺷﻨﺎﺋﻲ ﺧﺮد

و ﺷﻨﺎﺧﺖ درﺳﺖ ﭘﺮورش دﻫﻴﻢ

Like 🙂
7

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.
اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.
● علائم روحی ارتباط چشمی
دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.
همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.
● ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی
همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.
برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید
● ۶ راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی
۱) صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید
۲) صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر ۵ ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید
۳) گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من ۵ ثانیه به یک چشم، ۵ ثانیه به چشم دیگر، و ۵ ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است
۴) مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید
۵) مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و…اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید
۶) دوست داشتن فرد: من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند

Like 🙂
7

حاجي‌آقا نوشته صادق هدايت

در كتاب حاجي‌آقا نوشته صادق هدايت (1945)، حاجي به كوچك‌ترين فرزندش درباره نحوه كسب موفقيت در ايران نصيحت مي‌كند

توي دنيا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپيده؛اگر نمي‌خواهي جزو چاپيده‌ها باشي، سعي كن كه ديگران را بچاپي !

سواد زيادي لازم نيست، آدم را ديوانه مي‌كنه و از زندگي عقب مي‌اندازه! فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن! چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي، كافي است، تا بتواني حساب پول را نگه‌داري و كلاه سرت نره، فهميدي؟ حساب مهمه!

بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي، از من مي‌شنوي برو بند كفش تو سيني بگذار و بفروش، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري!

سعي كن پررو باشي، نگذار فراموش بشي، تا مي‌تواني عرض اندام بكن، حق خودت رابگير!

از فحش و تحقير و رده نترس! حرف توي هوا پخش مي‌شه،

هر وقت از اين در بيرونت انداختند، از در ديگر با لبخند وارد بشو، فهميدي؟

پررو، وقيح و بي‌سواد؛چون گاهي هم بايد تظاهر به حماقت كرد، تا كار بهتر درست بشه!…

نان را به نرخ روز بايد خورد!

سعي كن با مقامات عاليه مربوط بشي، با هركس و هر عقيده‌اي موافق باشي، تا بهتر قاپشان را بدزدي!…

.كتاب و درس و اينها دو پول نمي‌ارزه!

خيال كن تو سر گردنه داري زندگي مي‌كني!

اگر غفلت كردي تو را مي‌چاپند.

فقط چند تا اصطلاح خارجي، چند كلمه قلنبه ياد بگير،

همين بسه

Like 🙂
3

سه پرسش سقراط

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش ” سه پرسش ” است پاسخ دهی.

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش ” حقیقت ” است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش ” خوبی و بدی ” آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد: نه، بر عکس…

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم ” سودمند بودن ” است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

مرد پاسخ داد: نه، واقعا…

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

Like 🙂
1

120 قانون برای دستیابی به موفقیت

منبع http://b-tracy.blogfa.com/

 

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
– باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
– آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
– تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
– مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
===============
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .
ادامه خواندن 120 قانون برای دستیابی به موفقیت

Like 🙂
4