درباره آدابکده

می خواهیم چه كار كنیم؟
حتماً شما هم در جاهای گوناگون با مشكلات رفتاری بسیاری مواجه شده اید. منظورهمان قوانین نانوشته اخلاقی هستند كه اگر رعایت نشوند، پیگرد قانونی ندارند، ولی با تامل، و حتی بدون تامل، می توان فهمید كه درست نیستند. این مشكلات اخلاقی، گفتاری، رفتاری و معاشرتی، شاید در ابتدا بسیار ساده و بی اهمیت به نظر بیایند، اما تاثیرات بسیار عمیقی در زندگی فردی و اجتماعی می گذارند.
نمی خواهیم شعار بدهیم یا كار دینی و سیاسی بكنیم ، فقط و فقط می خواهیم بگوییم كه با یكدیگر،با شهرمان و طبیعت چگونه برخورد كنیم. البته همه چیز را همگان دانند و ما هم مدعی نیستیم همه چیز را می دانیم . بنابراین، نه می خواهیم و نه می توانیم دیگران را نصیحت كنیم .
سایت آدابكده می كوشد ریزه كاریهای اخلاقی را، بدون ورود به مباحث پیچیده، بازگو كند و چیزهایی را كه به نظر نادرست می رسند، منعكس سازد و درستشان را پیشنهاد دهد. از شما نیز دعوت می كنیم نظرها، تجربه ها ، دیده ها ،شنیده ها و دانسته های مربوط به این مباحث را (به صورت ساده) برای ما بنویسید.
ما معتقدیم كه این كار جمعی ، سرانجام، ادب جمعی و اخلاق اجتماعی و فردی ما را ارتقا خواهد داد تا به تدریج در جامعه ای کم تنش تر و با روانی سالم تر زندگی کنیم

Like 🙂
3

هنرنزد ایرانیان است وبس ؟

به دوستان عزیزی که این وبلاگ را درست کردند تبریک می گویم و خوشحالم  که پنجره ای گشوده شده که با هم گفتگو کنیم ،بویژه بشکل خودمانی آن . در کنار  بازگوئی نظرم جویای دیدگاه شما نیز هستم .

برای من نوشتار اتیکت ایمیل مفید  بود ، به تازگی  یکسری ایمیل  دریافت می کنم و بنظر می آید از یک جریان (خودجوش یا غیر آن ؟) ضد عرب حکایت دارد که به باور من انحرافی است .دوستانی که آنها را می فرستند انسانهای ارجمندی هستند که گویا به ایمیلها کم بها می دهند ،درحالیکه  قطره قطره جمع گردد وآنگهی دریا شود .

درین ایمیلها سربسته  ویا آشکارا اعراب را انسانهائی  بی خرد  ،مهاجم و متجاوز ، بدوی و درعین حال پولدار وتازه بدوران رسیده و… نمایش می دهند .برای اثبات ادعایشان نمونه هائی کوچک از اعراب این زمان می آورند و آنها را بشکل غیر علمی به تمام جوامع  عرب  انطباق می دهند  ویا تاریخ را بصورت ایستا نگریسته و رخدادهای  بیش از هزار سال پیش را به امروز تسری می دهند .برای نمونه خبر از بین رفتن هواپیما در فرودگاهی در فرانسه در اثر  حرکت دادنش بوسیله خد مه فضول و بی سواد را انتشار داده و با تکیه بر   ملیت آنها ملل عرب را شایسته  شتر سواری می دانند ، بیاد دارم چند سال پیش  روزنامه نورت شور نیوز در خبر  رویداد جنحه ای در کنار نام متهم  کلمه ایرانی را هم آورده بود که با  شکایتی که شد محکوم گردید. نمونه دیگر ایمیلی است که در آن حسرت می خورند که کاش این سروده  فردوسی بمناسبت شکست ایرانیان و یزدگرد سوم از کتابهای درسی برداشته  نشده بود .(… ز شیر شتر خوردن و سوسمار    عرب را بجائی رسیده است کار     که تاج کیانی کند آرزو    تفو بر تو ای چرخ گردون تفو  ).   .فردوسی  در رویدادنگاری  روزگار تیره ما در آن زمان  نگاهی خوار کننده  به آنان داشته که با توجه به آن دوره تاریخی شاید در جای خودش  می توان آنرا معنی کرد ولی استفاده از آن درین زمان پذیرفتنی  نیست . هرچند که در بزرگی فردوسی شکی نیست ولی همه  سخنها برای همیشه نیست .   برداشتن این مطالب از کتابهای درسی که پیام  خوار کردن  ،کینه  و دشمنی و خلاصه  هرچه دورتر شدن انسانها  را از هم دارد مفید است ،البته این بدان معنا نیست که  با برداشتن  آن بی  گمان  پیامهای بهتری جایگزینش کرده اند . هرچند که آنها سده ها  پیش بد کردند ، مگر ما نکردیم ؟ آیا درست است که هندیها در این زمان ایرانیان  را تحقیر کنند چرا که سده ها  پیش نادر شاه به مملکت آنها تاخته است  ؟ تاریخ پویاست ، حتی یکنفر در تاریخ کوتاه عمر خود تغییر  و رشد میکند چه برسد به  نسلهای متاخر ملل .  اروپائی ها که در جنگ بین الملل بر سر هم بمب انداختند ، در کمتر از یک سده  همدیگر را بخشیده و حال در کنار هم هستند ولی ما  بیش از هزار سالست  که بهم می تازیم .

گفته ایم : عرب در بیابان ملخ می خورد   سگ اصفهان آب یخ می خورد.-

معمولا  به هر کس که کودن و خرفت است میگوئیم یارو از بیخ عرب است .بقول یکی از دوستان اگر آنها سوسمار خورند ما هم دنبلان خوریم !!!

روشنفکران ؟! ما هم که در بوق و کرنای رسانه های خارج از کشور با  اصطلاح  خون آریائی !  نژاد پرستی  را لای زرورق پیچیده و ترویج میدهند وحمله اعراب را   دلیل  مشکلات این زمان می دانند . در اینجاست که( مکانیسمهای د فاعی که دراصول  روانشناسی (نورمن لسلی مان ) بررسی شده و نشان می دهد که افراد گاه از شیوه (فرافکنی ) با ناکامی هایشان برخورد می کنند)را مورد توجه قرار میدهیم .

هرچند که برخوردهائی همانند ازآنها هم به ما می شود، ولی بر دوش ( ما ) است که روابط انسانی را بهبود بخشیم ونگرشی نو  را  بپرورانیم مگر نه این است که : هنرنزدایرانیانست وبس؟!!                                مینا

Like 🙂
14